باور کنید که در این روزها هیچکس در تشکیلات رجوی حال و حوصله جواب سلام دادن را هم ندارد، می پرسید چرا؟ خب، خیلی روشن است. هیچ چیز، تاکید میکنم، هیچ چیز طبق گفته ها و برآوردهای مسعود رجوی پیش نرفته و نمی رود! البته این اولین بار نیست، آخرین بار هم نخواهد بود که […]
باور کنید که در این روزها هیچکس در تشکیلات رجوی حال و حوصله جواب سلام دادن را هم ندارد، می پرسید چرا؟
خب، خیلی روشن است. هیچ چیز، تاکید میکنم، هیچ چیز طبق گفته ها و برآوردهای مسعود رجوی پیش نرفته و نمی رود! البته این اولین بار نیست، آخرین بار هم نخواهد بود که هیچ چیز طبق تمایلات رجوی پیش نرفته است. علت بسیار روشن، رجوی مدام تحلیل های توخالی و بقول معروف ” آبدوغ خیاری” دارد که با واقعیت های دنیای بیرون همخوانی نداشته و ندارد. روزگاری مسعود رجوی در قرارگاه اشرف واقع در عراق تاریخ های کذایی میداد، اول هر سال در تجمع نیروها میگفت امسال سال ” سرنگونی ” است! رجوی بعدها که دید پیش بینی و پیشگویی هایش درست از آب در نمی آید و اعتراض افراد در تشکیلات بگوش میرسد که چرا حرفهای رجوی درست از آب در نیامد دست به یک ابتکار عمل زد تا دیگر بند را آب ندهد، وی آمد و در یک نشستی در سال 1392 در قرارگاه لیبرتی ( کمپ موقت موسوم به لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد) گفت: مگر مجاهد تاریخ مصرف دارد ؟
که با این جمله آب پاکی روی دست همه ریخت و خیال خودش را راحت کرد تا خودش را از تاریخ دادن در خصوص سرنگونی جمهوری اسلامی خلاص کند!
اما در وقایع چند ماه اخیر( جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل ) او بار دیگر ریسک کرده و برای اینکه اعضای تشکیلات را وادار به ماندن در تشکیلات کند آنان را با حرفها و وعده های آبدوغ خیاری فریب داده است!
اوضاع در این چند ماه طوری پیش رفت که خیلی ها وضعیت را به نفع جمهوری اسلامی ایران نمی دیدند و فکر میکردند که کار جمهوری اسلامی تمام است. اما رویکرد سران جمهوری اسلامی طوری بود که در مقابل آمریکا و اسرائیل کم نیاورد. و باید اعتراف کرد که جلوی ابرقدرت جهان نه تنها دوام آورد بلکه به آنان درس مقاومت و ایستادگی داد. و بسیاری از افراد و کشورها به قدرت ایران اذعان داشتند. مطمئنا این شگفتانه شامل اعضای سازمان هم شده است. قطعا هر شب آنان در نشست های موسوم به ” عملیات جاریشان ” به این اشاره میکنند که چه فکر میکردند و چه شد، به این می پردازند که جمهوری اسلامی با ابر قدرت جهان کله به کله شد، مشت به مشت شد، رو در رو شد، ولی کم نیاورد و با آنان مقابله کرد!
سوال مهم و حیاتی در ذهن اغلب اعضای تشکیلات بعد دیدن شرایط و پیشرفت جنگ:
” پس ما با دست خالی ، آنهم از چند هزار کیلومتر چگونه میخواهیم حکومت ایران را سرنگون کنیم؟ قوی تر از آمریکا و اسرائیل که نیستیم، نکند داریم وقت میگذرانیم؟!”
بعد از انتقال ساکنان اشرف به آلبانی تقریبا شبیه به این ماجرا اتفاق افتاد. یعنی سوالات اینچنینی که ما چگونه میخواهیم از آلبانی که چند هزار کیلومتر با ایران فاصله دارد سرنگونی را محقق کنیم؟!
این سوال که ” سرنگونی چگونه خواهد بود ” مثل خوره به ذهن اعضای مجاهدین می افتد و کسی هم نیست که به آن پاسخ بدهد، زیرا بالا تا پائین تشکیلات در این خصوص مسئله دار هستند. بیچاره اعضای نگون بخت که چه امیدهایی داشتند! فکر میکردند که این بار کار حکومت ایران تمام است و باید از آمریکا و جناب ترامپ تشکر و قدردانی نمایند که مسیر سرنگونی را هموار نمود، ولی در کمال ناباوری، سرنگونی جمهوری اسلامی نه تنها انجام نگرفت بلکه میخ جمهوری اسلامی برای سالیان زیادی محکم کوبیده شد و تمام کسانی را که در سر شوری و شورشی داشتند را نا امید کرد!
و باز هم نا امیدی و سرخوردگی در میان اعضای نگونبخت اشرف 3 ، و این داستان ادامه دارد! و قطعا که رجوی لاجرم نشستی خواهد گذاشت و تکرار خواهد کرد که ” مگر مجاهد تاریخ مصرف دارد؟! “.
بخشعلی علیزاده

