نامه یک مادر به فرزند اسیر در بند فرقه رجوی
سلامی مادرانه از دل وبطن مادری که چون درشکمم بودی با نازکردنهای فراوان همواره بفکرت بودم وگاهی بهت سلام می کردم وعزیزم،عزیزم میگفتم ومنتظرتولدت بودم، تولدی که برای هر مادری شیرین ترازآن لحظه که حس مادرشدن هست نیست،درآن موقع که شیرت میدادم وبه آغوش میگرفتم تا نازت میکردم هزارسلام وصلوات زمزمه میکردم وفکر بزرگ شدنت را میکردم، بزرگ شدی، بزرک شدی با هزاران، هزارمشکلات وسختیها که خود به برخی از آنها واقف هستی
خواهری درحسرت دیدار برادر
خواهر یوسف با بغض می گوید که الان پاسپورت ام را آماده کردم شاید راه ملاقات باز شود ومن یک بار با یوسف دیدارکنم! شاید یک روز یوسف هم بیاید ودر کنار هم در همان منزل زندگی کند آرزوی هر خواهر است که با برادراش درد دل کند و یا فرزند برادرش را به آغوش بگیرد این حقوق ابتدائی را رجوی از ما خانواده ها ربوده است سالها در حسرت دیدار با برادرم هستم وچنانکه مادرم در حسرت دیدار ازاین دنیا رفت.
وقت دفاع از جنایات عربستان هم رسید!
وبسایت اصلی باند رجوی دمی آرامش ندارد و بقول ما آذربایجانی ها، آبرو را خورده وحیا را انداخته است! تقلاهای مذبوحانه ی این باند وطن فروش بجایی رسیده است که حتی حاضر شده اند به عربستان بعنوان مرتجع ترین کشور جهان هم صدآفرین بگویند که بخاطر خیانت در کاهش قیمت نفت، ضربتی برملت خود ودیگران وازجمله” خلق قهرمان ایران”میزند.
پدر در انتظار رهایی فرزند خود از فرقه رجوی است
من به او می گویم پدر! به او اجازه ملاقات نمی دهند اگر بروی وقتت هدرمی شود که باز جواب میدهد: بهترین آرزوی من دیداربا آن فرزندم درساعت های آخرعمرم است! بقیه بچه هام همگی تشکیل خانواده داده وخیالم از آنها راحت است واز این فرزندم که درآن محل اسیر شده نگران هستم ومی ترسم که نتوانم برای آزادی اش کاری کنم. چرا که آرزوی یک پدر ومادر این است که ببیند فرزندش یک زندگی مناسب دارد که برای اسدالله این زندگی وجود ندارد.
مصاحبه با سیروس غضنفری در حاشیه همایش انجمن نجات استان آذربایجان شرقی
آنها بوی فرندانشان را ازما میگیرند وازدیدن ما خوشحال میشوند. شما شخصا این عواطف خانواده ها را دربرخورد با آقای امیر رضا رحیمی که 6 ماهی است وارد ایران شده، ملاحظه کردید ودیدید که خانواده ها بادیدن اوچه چهره ی بشاشی پیدا کردند وساعاتی غم وغصه ی فرزندان اسیر خود رافراموش کردند و دراصل این ما هستیم که عملا تبدیل شده ایم به فرزندان” خلق قهرمان ایران”!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت سوم
در آن زمان من به خاطر مجروحی پا نتوانستم جدا شوم و همان باعث شد 17سال از عمرم در آن قرارگاه سپری شود ولی در همان موقع برای من و خیلی هاروشن شد که سازمان خط مزدوری را پیش گرفته است. در آن زمان حدود 2هزار نفر جدا شدند و بعد از آن جدا شده ها هرگز به خارج نرفتند تا اینکه صدام سرنگون شد وبه همین خاطر بعضی جنایات فراموش شد و یا طوری وانمود کردند که مردم عراق هم جزئی از رژیم است یعنی آنقدر اعتماد را سلب کرده بودند که کسی نمیتوانست فرار کندویا خودش را تسلیم آنها نماید اگر چه درپیام های رهبر سازمان می آمد که شما با خون خودتان وکشتن دیگران (مزدوران) ارتش آزادی بخش را درعراق بیمه کردید که من وامثال من بعد ها متوجه شدیم که با کشتن کردها، رجوی در نزد صدام خودشیرینی می کرد تا به بهای این مزدروی تمام عیار خود، کاخ های افسانه ای بسازد وما را تبدیل به برده هایی کرد تا نتوانیم برای خود اراده داشته باشیم!
سیاست های اصولی تر اخیر آرژانتین، راه این سوء استفاده ها را بسته است!
رسیدن باند رجوی به آن نهایت ازخودفروشی است که با اعلام این اخبار بی سند برای حادثه ای که هنوز ثابت نشده که ایران در آن نه سر پیاز است ونه ته پیاز، خواسته است که کشور خودش را به تروریزم متهم کند تا بموجب آن، چاقوی سلطه گران جهانی را دربریدن رگ وریشه های مردم ایران با اعمال تحریمات ظالمانه تر وبیشتری را که دودش دردرجه ی نخست وبیشتر ازهمه بچشم” خلق قهرمان ایران” میرود، تیزترکند و بر استمرار نقش رذیلانه ی خود بعنوان” سخن چین بدبخت وهیزم کش” ادامه دهد!
وشما هم بخاطر این سخنان نمیخواهید لیبرتی را ترک کنید؟!
بعضی ازدوستان ما ازمدت ها پیش این پیش بینی را کرده بوده وگفته بودند که با حضور 1500نفر از نیروهای زمینی کانادا- که این یکی چاکری خوبی را درمقابل مسئولین آشکار ونهان آمریکائی بنمایش میگذارد – طلیعه ی حضور نیروهای زمینی آمریکا هم آشکار شده واین اعزام نیروی کانادایی به عراق، برای برآورد عاقبت کار واطلاع از واکنش افکار عمومی بوده است تا بتوانند نظر مردم ودولت های دیگر را درمورد حضور مجدد نیروهای ارباب بزرگتر- آمریکا- را به محک تجربه زنند!
همایش سه روزه ی انجمن نجات استان آذربایجان شرقی
همایش سه روزه ی این انجمن با حضور آقای امیررضا رحیمی، عضو رها یافته ی اخیر از مناسبات فرقوی رجوی که ازاستان زنجان متقبل زحمت شده بودند، با حضور پرشور و مشتاقانه ی اعضای خانواد های اسرای لیبرتی، از صبح 12/11/1393 در محل این انجمن برگزار شده و ادامه دارد!
وجود این وزن بین المللی صرفا درذهن منجمد شماست!
این گروه مافیایی خشمگین ازافشاگری های اعضای جداشده، افراد خانواده هایی که از رجوی ها ضربات مهلکی دیده وعزیزانی راازدست داده ویا کسانی در مجموعه ی گروگانهای آنها قراردارد، ونیز قلم بدستانی که غم این اسیران و انسان دوستی ووطن خواهی دارند، همه ی آنها را یک کاسه نموده وبعنوان مزدوران وزارت اطلاعات به باد فحاشی گرفته و زحمت زیاد جوابگویی به نقد نوشته های آنها را ازدوش حود انداخته است!
با این غیب گویی های غیر مسئولانه بود که پدر سازمان مجاهدین رادرآوردید!
اگر حرف شما دائر بر اشغال عراق توسط ایران رابپذیریم، باید این سئوال راازشما بپرسم که درکشوری که به اشغال آمریکا درآمده بود ونه ؤزیم ایران، وانتخابات متعدد آن درزمان اشغال انجام شده وساختارهای سیاسی اش هم درآن دوره شکل گرفت، چگونه است که امور این کشور بدست ایران افتاد؟ یعنی فکر میکنید که آمریکا وایران باهم تباهی کردند که چنین شد؟ اگر آری، پس چرا این ایرادات جدی را به این کشور ارباب که اتفاقا جناح هار وسوپر افراطی اش حامی تشکیلات شما هستند، اعتراضی نمیکنید؟!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت دوم
در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان ضد بعثی و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند یکی از اعضای با سابقه فرقه فردی به نام سعید منوچهری با آب و تاب برایمان تعریف می کرد که ما به دستور فرماندهان به سمت ارتفاعات طوز حمله کردیم وقتی کردها عقب نشینی می کردند یکی از کردها که زخمی و عقب تر از بقیه حرکت می کرد را دنبال کردیم و با ام تی ال بی از روی سرش رد شدیم!!