به سوی خانه ی خورشید
شعر امری انتزاعی نیست که برآیند مفاهیمی ست عینی و ملموس. شعر گره خوردگی عاطفه، تخیل و تجربه های عینی شاعر است. در حقیقت شاعر با نگاهی احساسی و ژرف به رویدادها، در جستجوی کشف حقیقت است. شعر واقعیتی ست که در ذهن شاعر جای می گیرد و با او حرف می زند، با او راه می رود و سرشار از رمز و راز است. شعر رمز و رازی ست که لایه های زیرین رویدادها را به مخاطب نشان می دهد و هزارتوی مناسبات انسانها را به درستی به تصویر می کشد. پس شعر وجود دارد و امری موهوم نیست. شعر با چنان نیرویی با زندگی و زمانه ی خود پیوند خورده است که با توانایی تمام پرده از خیانت ها و ستم ها پرده بر می دارد. از عشق حرف می زند و از محبت.
رهبران مجاهدین و سرکوب احساسات عاشقانه
خانم لیلا صمدی در نامه ی خویش کوشیده است با ارائه ی تصویری واقعی از دنیای مجاهدین، اشتباه ادراک تروریست ها را از واقعیت های پیرامونی تصحیح کند. در واقع ایشان سعی دارد با بیان ابعاد فاجعه ی حیرت آوری که در مناسبات مجاهدین در جریان است، به نامزدش اکبر تصریح کند تا هر چه زودتر به دنیای آزاد و خارج از حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بازگردد.
خانم مرضیه قرصی، نظریه انتقادی و رهبران مجاهدین
همه ی اعضای جدا شده ی مجاهدین معتقدند که رهبری مجاهدین بایستی ارزش های مشمئز کننده ی حاکم بر مناسبات فرقه ای مجاهدین را مورد بازنگری عمیق و همه جانبه قرار دهد تا بتواند ارزش های دیگر را جایگزین آن سازد. ارزش هایی که فلسفه ی وجودی حیات سیاسی و یا تشکیلاتی آنها را تضمین کند.
خانم مرضیه قرصی ، نظریه انتقادی و رهبران مجاهدین
اخیرا در سایت افشاگری متعلق به دارودسته تروریست رجوی علیه خانم مرضیه قرصی از اعضای با سابقه مجاهدین که پس از تحمل فشارهای روانی و ذهنی سیستماتیک از سوی رهبران مجاهدین به ویژه خانم فهیمه اروانی از قرارگاه اشرف خارج و به کمپ امریکا و سپس به میهن عزیزمان ایران بازگشته است ، فریبکارانه و […]
یاوه گویی دارودسته رجوی علیه خانم مرضیه قرصی
خانم قرصی در کمپ آمریکائیها و از طریق مقام حقوقی و قضائی جناب کلنل نورمن در اعتراض به تحویل ندادن طلاهایش و پول متعلق به همسرش که در هنگام ورود به عراق به زور از آنها گرفته شده بود از گرفتن مبلغ مذکور خودداری کرده است. و مقامات ارتش آمریکا شاهد این موضوع هستند. پس چرا رهبران فریبکار مجاهدین از روش های ماکیاولی، سخیف و غیر اخلاقی برای تخریب انسانها و جداشدگان استفاده می کنند؟
یاوه گویی دارودسته رجوی علیه خانم مرضیه قرصی
« یاوه گویی دارودسته رجوی » « علیه خانم مرضیه قرصی عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی »ما جداشدگان فرقه تروریستی و ضد میهنی مجاهدین ، بر این باوریم ، لجن پراکنی و درج مطالبی در سایت افشاگری وابسته به دارودسته رجوی در رابطه با خانم مرضیه قرصی عضو سابق فرقه و ارتش آزادیبخش […]
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت یازدهم
همه به خاطر خلع سلاح به وسیله آمریکائیها بی آنکه تیری شلیک گردد ناراحت و افسرده شده بودند. اغلب بچه ها می گفتند چرا سلاح را دادیم؟ فرماندهانمان در پاسخ می گفتند: شما نمی فهمید!! ولی رهبری می داند چکار می کند. لایه به لایه بر سر موضوع خلع سلاح، و اینکه مسعود پیام داده بود کسی حق شلیک حتی یک تیر را نیز ندارد، مسئله دار بودند و کسی توجیه فرماندهان قرارگاه اشرف را نمی پذیرفت.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت یازدهم )
زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک روزهای سرنوشت ساز جنگ امریکا و عراق چند روز بعد به ما گفتند مسعود به نیروها پیام داده است. پیام مسعود را یکی از مسئولین فرمانده مقر خواند. مسعود در پیام خودش گفته بود : هیچ کس حق شلیک ندارد حتی اگر به شما حمله شود و یا […]
جنگ روانی رهبران مجاهدین علیه خانواده ها، پریشانی وجدان تیره بخت
آنان به جای پاسخگویی به نامه مادر عزیز آقای صادق کیهان به اصطلاح مچ گیری می نمایند و با طرح ادعاهای واهی و مضحک چنین القاء می کنند نامه به وسیله ی مادر آقای صادق کیهان نوشته نشده است و جابجایی دو نقطه که مطابق با اصل نامه و صرفا جهت رعایت امانت در نامه نگاری لحاظ شده است را دلیلی بر مدعای شگفت آور خویش قلمداد می کنند.
جنگ روانی رهبران مجاهدین علیه خانواده ها ، پریشانی وجدان تیره بخت
متاسفانه رهبران آشفته حال مجاهدین در پاسخ به خواسته ی مکرر خانواده ها مبنی بر تماس تلفنی عزیزانشان با آنها که در قرارگاه اشرف گرفتار آمده اند و اعتراض آشکار و مداوم بسیاری از خانواده ها به خاطر اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی رهبران بیرحم مجاهدین که در تعداد بیشماری از نامه های منتشر […]
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت پنجم
یادم میاد مدت یک ماه بود که وارد ارتش به اصطلاح آزادیبخش شده بودم. جنگ عراق و آمریکا شروع شد من در درگیری با نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق زخمی شدم و به اسارت آنها در آمدم به مدت چند ماه در بیمارستان شهر سلیمانیه تحت مداوا بودم و سپس به زندان امنیت سلیمانیه منتقل شدم. بعد از شش ماه با همکاری صلیب سرخ آزاد شدم و ازمقامات صلیب خواستم تا به من کمک کنند برادرم و دوستم را از سازمان بیرون بکشم
گفتگوی صمیمانه با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی (قسمت پنجم)
مکان گفتگو : دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی آرش رضایی : آقای شیردم با توجه به فاکت های بیشماری که در باره ی مناسبات غیر دموکراتیک و فاشیستی حاکم بر ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی و روابط درونی تشکیلات مجاهدین ارائه دادید دوست دارم در رابطه با مشاهدات و خاطرات خویش طی مدتی که در قرارگاه […]