اعضاء جداشده از فرقه رجوی

هادی ناصری مقدم – از اسارت در کمپ عراق مجاهدین تا رهایی در آلبانی

خاطرات هادی ناصری مقدم از خیانتهای سران سازمان مجاهدین

بعد از ورود خانواده ها به اردوگاه سازمان مجاهدین از اوایل دهه 80، سران مجاهدین بشدت از حضور خانواده ها احساس ترس نمودند و حتی خانواده ها را بزرگترین دشمن خود و مزدور حکومت ایران معرفی کردند و برای جلوگیری از ملاقات مجدد خانواده ها با فرزندانشان ترفندهای مختلفی بکار گرفتند تا در واقع بتوانند از ریزش عناصر خود که به واقعیت پی برده بودند جلوگیری نمایند. برای اینکار تمام تلاش خود را بکار بردند تا خانواده ها را وابسته به وزارت اطلاعات و نظام حاکم بر کشورمان معرفی نمایند .

آقای هادی ناصری مقدم از جمله جوانانی بود که در سال 1379 برای کاریابی به کشور ترکیه رفته بود که در آنجا گرفتار عناصر سازمان مجاهدین میشود که با حیله و نیرنگ او را برای کار بهتر با دستمزد بیشتر راهی عراق می کنند. نهایتا او مدت 15 سال در سازمان مجاهدین گرفتار می شود که در سال 1394 و بعد از آخرین پرواز جابجایی عناصر فرقه رجوی از عراق به آلبانی و بعد از رسیدن به تیرانا از سازمان مجاهدین جدا میشود و خود را به دنیای آزاد می رساند تا بتواند زندگی جدیدی را آغاز نماید .

وی که توانسته بود بعد از 15 سال مغزشویی و فشارهای روحی بسیار شدید سران سازمان مجاهدین از این سراب بی انتها رهایی یابد در مورد اختناق و مغزشویی های عناصر رجویسم صحبتهای بسیاری انجام میدهد که تنها به یکی از این موارد که مختص خانواده هاست در زیر اشاره می نماییم .

برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.

هادی می گوید در یکی از روزهایی که خانواده ها در ضلع جنوب حضور داشتند و من نیز اغلب در همان مسیر به نگهبانی با سایر عناصر سازمان مجاهدین مشغول بودم، چند نفر از مادران و پدرانی که برای دیدار فرزندانشان به آنجا آمده بودند، نزدیک فنس ها شدند تا بتوانند با من و بقیه صحبت نمایند.

سران سازمان از اینکه ما مجذوب صحبتهای آنها شویم هراسان بودند و بهمین خاطر گفتند به طرف آنها سنگ پرانی کنیم که من خودم را کنار کشیدم ولی یکی از عناصری که خود را شیفته سازمان می دانست به مادری که در فاصله دورتری از فنس روی زمین نشسته بود سنگ پرتاب نمود که دقیقا پیشانی او را هدف قرار داد و باعث خونریزی سر او شد. با دیدن این صحنه حالم خراب شد و با آن فرد درگیری لفظی شدیدی داشتم که نهایتا من و او را به یگانهایمان فرستادند. قضیه به همین جا ختم نشد و چند روز بعد برای من نشست گذاشتند و آن فرد را نیز آوردند که گزارش من را تحویل سران سازمان داده بود .

وی ادامه می دهد که از من در مورد درگیری آن روز سئوال نمودند که من گفتم شما میگویید ما مزدورها را با سنگ بزنیم ولی کسانیکه جلوی فنس امده بودند تنها چند نفر پیر مرد و پیرزن بیش نبودند که فقط اسم فرزندانشان را صدا میکردند و در این بین این آقا دقیقا پیرزنی را که دورتر از بقیه نشسته بود هدف قرار داد که من از این موضوع خیلی ناراحت شدم و دلیل درگیری من این بود .

بعد از صحبتهای من آن فرد نیز درمورد عملکرد خود با افتخار صحبت نمود و این قضیه تا ساعاتی ادامه داشت که من گفتم چشم بعد از این من هم سنگ میزنم که همه با تعجب نگاهم می کردند و از اینکه من چرخش خوبی داشتم خوشحال شدند که من ادامه دادم ولی من موقعی سنگ میزنم که خانواده این آقا و در راس آن مادرش امده باشد که او از کوره در رفت و با من درگیری لفظی پیدا کرد و می گفت با خانواده من چکار داری که من گفتم مگر نمیگویید تمام خانواده هایی که پشت فنس میایند مزدور هستند پس خانواده شما هم جزء آنهاست و من دوست دارم مزدوری مثل مادر تو را هدف قرار بدهم که تشنج بالا گرفت و من را از جلسه اخراج کردند و چندین جلسه و نشست دیگر نیز برای من بصورت فردی گذاشتند تا من را مجاب کنند تا با عقاید آنها همسو شوم . اما من به عمق خیانت و جنایت سران سازمان مجاهدین پی برده و ساز مخالفت با آنها را سر دادم که نهایتا در آخرین پرواز چارتر به آلبانی و به محض رسیدن به تیرانا اعلام جدایی از سازمان مجاهدین کردم .

وی در مورد خیانتهای سران فرقه رجوی در مورد حضور خانواده ها می گوید که خانواده ها توانستند با حضورشان بزرگترین ضربه را به سازمان مجاهدین وارد کنند طوریکه باعث اخراج آنها از اردوگاه اشرف به لیبرتی و سپس به آلبانی شوند.

اخراج به آلبانی باعث جدایی بسیاری از افراد از فرقه رجوی شد که نهایتا نتیجه حضور مادران و پدران سالخورده و بخصوص زحمات خانم عبدالهی این بود که من و ماها از سازمان مجاهدین رهایی یابیم و به زندگی دوباره خود بازگردیم و من در همین جا از خانم عبدالهی بخاطر زحمات شبانه روزیشان در جلوی اردوگاه اشرف که باعث رهایی خیلی از عناصر شد خیلی خیلی تشکر میکنم و آرزوی سلامتی و بهروزی برای وی دارم .

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا