سال 1404 با همه زیر و بم ها و تلخ و شیرین هایش گذشت. مطالب بسیار زیادی درباره وقایع و اتفاقات این سال می توان نوشت. اما نکته برجسته درباره گروه تروریستی و وطن فروش مجاهدین خلق این است که سال 1404 سال تعیین کننده ای برای آنان بود و اتفاقاتی که بخصوص در آخرین […]
سال 1404 با همه زیر و بم ها و تلخ و شیرین هایش گذشت. مطالب بسیار زیادی درباره وقایع و اتفاقات این سال می توان نوشت. اما نکته برجسته درباره گروه تروریستی و وطن فروش مجاهدین خلق این است که سال 1404 سال تعیین کننده ای برای آنان بود و اتفاقاتی که بخصوص در آخرین ماه های این سال افتاد حذف کامل آنها از معادلات ایران را به روشنی به نمایش گذاشت و نشان داد که تاریخ مصرف آن برای اربابان به پایان رسیده و در مرحله پایانی خود به سر می برند.
پیش از آن که دلایل خودم را بیان کنم یادآوری می کنم که آقای ابراهیم خدابنده مدیر عامل محترم انجمن نجات در مطلبی با عنوان “آینده سازمان مجاهدین خلق چه خواهد بود؟” که در آن به صورت اجمالی وضعیت فعلی گروه وطن فروش مجاهدین خلق را بررسی کرده است نوشتند “سیاست منافقانه و فرقه ای و یک بام و دو هوای سازمان مجاهدین خلق و تعیین تکلیف نکردن در میان مواضع پیشین و فعلی باعث شده است که این سازمان در یک بن بست مرگبار گرفتار باشد و صرفا مرگ تدریجی خود را نظاره نماید.”
اما چرا سال 1404 سال تثبیت حذف این گروه وطن فروش از معادلات ایران است و باید نظاره گر مرگ تدریجی خود باشد؟
هر گروهی که قصد دارد در معادلات سیاسی یک کشور به عنوان یک نیروی تاثیرگذار مطرح باشد لازم است یک قدرت قابل اتکا داشته باشد. این قدرت ها عبارتند از:
1- حمایت مردم
2- حمایت یک قدرت تاثیرگذار خارجی
3- قدرت درونی بسیار بالا
جدا از اینکه این قدرت حق است یا خیر و یا این قدرت در مسیر خدمت به خدا، مردم و میهن بکار گرفته می شود یا در مسیر خیانت به آنهاست. هر گروهی باید یکی از این عوامل را در اختیار داشته باشد تا بتواند مطرح باشد.
حال ببینیم وضعیت گروه وطن فروش مجاهدین خلق در این سه مولفه چگونه است.
– حمایت مردم
سالیان طولانی است که مجاهدین در بین مردم ایران جایگاهی ندارند. نه فقط در بین حامیان جمهوری اسلامی ایران بلکه حتی در بین منتقدان یا مخالفان آن هم جایی ندارند و تنها چیزی که نصیب مجاهدین خلق از مردم می شود نفرت بی اندازه است. دلیل این موضوع هم عملکرد این گروه تروریستی وطن فروش است:
– دست زدن به کشتار وحشیانه مردم بخصوص در دهه 60 با انجام ترورهای کور و بمب گذاری های وحشیانه
– وطن فروشی و رفتن زیر چتر صدام آن هم در شرایطی که این دیکتاتور در حال جنگ با ایران بود (همان مسیری که امروز سلطنت طلبان رفتند و منفور مردم شدند).
– خوش خدمتی برای صهیونیست ها و جنگ طلبان آمریکایی با مشروع کردن تحریم های ایران که مستقیما مردم و معیشت آنها را هدف گرفته بودند.
– صاف کردن جاده برای صهیونیست های کودک کش و جنگ طلبان آمریکایی با برگزاری 133 کنفرانس که در آنها به خواسته نتانیاهو این گونه القاء می کردند که ایران به دنبال بمب اتم است و یک تهدید جدی است تا به این ترتیب تمام راه های سیاسی همچون برجام به بن بست برسد و مسیر حمله به ایران هموار شود.
– ساختار بسته و فرقه ای این گروه وطن فروش که آنان را کاملاً از جامعه و مردم جدا کرده است و اعضای این گروه سال هاست ارتباط مستقیمی با مردم ایران ندارند.
* نتیجه آن که این گروه وطن فروش از یک سو به حدی از جانب مردم ایران طرد شده است که افراد این گروه برای فریب جوانان و مردم در فضای مجازی حتی نمی توانند خودشان را با هویت حقیقی این گروه معرفی کنند و از عناوین و اسامی جعلی استفاده می کنند. از سوی دیگر ساختار به شدت بسته این گروه موجب جدایی کامل آن از جامعه و مردم شده است. اگر به اتفاقات دی ماه 1404 توجه کنیم خواهیم دید که حتی در بین مخالفان جمهوری اسلامی هم اسمی از این گروه وطن فروش نبود.
بنابراین می توان گفت در دی ماه 1404 ثابت شد که گروه وطن فروش مجاهدین خلق به هیچوجه از کوچکترین حمایت حتی در بین مخالفان جمهوری اسلامی نیز برخوردار نیست.
ادامه دارد…
ایرج صالحی

