مهندس هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان “سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی” می نویسد: سازمان تروریستی رجوی با فریبکاری سعی دارد اعضای خود را در منجلاب ناآگاهی نگه دارد تا مبادا کسی از دنیای بیرون خبر داشته باشد. نفرات در قرارگاه های سازمان به دلیل وجود تشکیلات بسته ای که […]
مهندس هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان “سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی” می نویسد:
سازمان تروریستی رجوی با فریبکاری سعی دارد اعضای خود را در منجلاب ناآگاهی نگه دارد تا مبادا کسی از دنیای بیرون خبر داشته باشد. نفرات در قرارگاه های سازمان به دلیل وجود تشکیلات بسته ای که رجوی حاکم کرده است نمی توانند دست باز برای خارج شدن و اعتراض داشته باشند.
این سؤال به ذهن خطور می کند که چرا نفراتی که در اروپا زندگی می کنند نمی توانند به واقعیت های بیرون دسترسی داشته باشند؟ و اگر واقعیتی در مورد فرقه رجوی و مناسبات آن وجود دارد اعضای ساکن اروپا بهتر می توانند دریابند چون آنان به دنیای اطلاعات دسترسی دارند.
جواب این سؤال بسیار ساده است، وقتی فرد در مناسبات فرقه ی رجوی قرار می گیرد ابتدا باید تمام حرف هایی که رهبری فرقه می گوید را گوش کند و اجازه ندارد به اخبار بیرون توجهی داشته باشد. به طور مثال وقتی من چند ماه در انجمن ترکیه بودم، ما اجازه نداشتیم به روزنامه های ترکیه نگاه کنیم حتی اگر کسی با من نبود من به خودم اجازه این کار را نمی دادم چون فکر می کردم که ممکن است اسیر دنیای بیرون شوم و از مناسبات به اصطلاح انقلابی دور گردم.
از طرف دیگر وقتی شما رجوی را به عنوان رهبر عقیدتی خود انتخاب می کنید باید خودتان را از هر گونه افکاری که دارید تخلیه نموده و گزارش آن را به تشکیلات بدهید، بعد رجوی هر گونه که مایل است اندیشه های کثیف خود را در ذهن فرد فرو می کند. فرد اجازه دارد فقط به چیزی که رهبر فرقه می گوید گوش کند. اگر فرد در اروپا هم زندگی کند اجازه ندارد با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد به همین خاطر است که افراد حاضر در اروپا نیز اسیر توهمات فرقه ای رجوی هستند و اگر به اخباری دسترسی داشته باشند آن خبر را بر اساس آموزه ها و داده های سازمان مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند و این افراد در اروپا هم اسیر سیستم مغزشویی تشکیلات رجوی هستند.
کارکرد فرقه ها این است که سعی می کنند افراد را ابتدا در چنبره ی خود قرار دهند و بعد همان چیزی که سرکرده ی فرقه می خواهد در مغز او جای دهند. این کارکرد در تمام فرقه ها به یک صورت عمل می کند به طور نمونه می توان به فرقه ی دیوید کورش (فرقه داوودیه) در آمریکا اشاره نمود.
وقتی من در مورد وضعیت طلاق اجباری در سازمان به خانواده ها توضیح می دادم آنان تعجب می کردند که چرا این گونه است؟ ازدواج سنت پیامبر است، چرا رجوی این سنت را نقض می کند؟
طلاق اجباری در سازمان پیچیدگی های خاص خودش را دارد که درک آن برای یک فرد عادی بسیار سخت و غیرقابل باور است. خانواده ها با شنیدن این مطالب به رجوی ناسزا می گفتند.
وقتی رجوی با دشمن مردم ایران یعنی صدام در جنگ علیه ایران شرکت نمود به خوبی نشان داد که او ضد ایرانی است و حاضر است برای رسیدن به مطامع خود همه ی ارزش های انقلابی و انسانی را زیر پا بگذارد. خیلی از خانواده ها وقتی به اشرف آمدند از نحوه ی برخورد اعضای فرقه متوجه شدند که آنان به دنبال هدفی هستند که سرابی بیش نیست. خانواده ها دریافتند که اعضای فرقه در سال های گذشته گیر کرده و اصلاٌ به روز نیستند.
تنظیم از عاطفه نادعلیان

