پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت اول 25 مهر 1387

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت اول

بتول سلطانی، زنی که اکنون پس از گذشت بیش از دو دهه اسارت در فرقه آزاد شده، زمانی که پدرش فراق او را تاب نیاورده به دیار باقی شتافته، مادرش اندوه رفتن شوی را با فراق دلبندش تا اکنون آمده، تاب آورده، اما اکنون… این آمده در یک دور تسلسل پای در جای پای مادر و چشم به راه انتظار فرزندان گمشده اش در غربت اروپا، بایستی همه آن سال های انتظار و اندوه و فراق مادرانه را تا وصال دیگری تجربه و تاب بیاورد.

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت سیزدهم 25 مهر 1387

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت سیزدهم

امروز بعد از سالیان توانستم با خانواده دایی ام صحبت کنم. آنها شوخی میکردند و به ما میگفتند که شما مثل پتروس فداکار هستید با این تفاوت که پتروس معروف شد و شما ها از یاد رفته اید. خیلی جالبه که خانواده ای ما هم در گذشت زمان ما را از یاد برده اند.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوم 23 مهر 1387

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوم

روزی مرا صدا کردند و گفتند باید در یک نشست شرکت کنی رفتم دیدم چه قیامتی است حدوداً 200 نفر سر یک نفر به نام محمدآقا سلطانی ریخته اند و هر کسی با صدای بلند سر او داد می زند و به او فحش می دادند و به این کار می گفتند گرفتن حق رهبری!

قرارگاه اشرف، خانه ی عنکبوت 16 مهر 1387

قرارگاه اشرف، خانه ی عنکبوت

سیامک حاتمی پس از پانزده سال توانست با عزمی راسخ از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در قرارگاه اشرف رهایی یابد. او سه سال است که در دنیای آزاد زندگی می کند. سیامک در گفتگویی که با وی داشتم به شکلی صریح و جسورانه به طرح دیدگاههای انتقادی و گزنده خویش از وضعیت و شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات درونی مجاهدین می پردازد.

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت دوازدهم 13 مهر 1387

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت دوازدهم

شب هنگام سرهنگ Woodside نفراتی را که خانواده درجه یک یا پاسپورت خارجی داشتند را صدا کرد وی اظهار خشوندی کرد که کار این نفرات روبراه می شود. مترجم وی زنی ایرانی است به نام عسل که مثل خواهران شورای رهبری تمایل زیادی به اعمال هژمونی دارد و گفته که بحث سیاسی در کمپ ممنوع است.

پای صحبت مجید روحی و شکنجه در پادگان اشرف 11 مهر 1387

پای صحبت مجید روحی و شکنجه در پادگان اشرف

در بازجویی ها مدام میگفتند که زندگی نامه ات را بنویس و من در عوض وصیت نامه مینوشتم که عصبانی میشدند و کتک میزدند. بالاخره گفتم می مانم و به پذیرش برده شدم و وارد آموزش های نظامی و بحث های انقلاب ایدئولوژیک و طلاق شدم. بعد گفتند که حالا که انقلاب کرده ای زندگی نامه ات را بنویس و من از ترس زندان و کتک و بازجویی هر کاری میگفتند انجام میدادم.

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت پانزدهم 09 مهر 1387

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت پانزدهم

در ابتدای نشست اغلب افراد تمایل داشتند به زهره اخیانی و فائزه محبت کار رای دهند ولی بعدا مسئولین رده بالا پشت میکروفن رفته و سعی کردند بر تصمیم افراد حاضر در نشست تاثیر بگذارند آنان پس از اینکه توضیحاتی به نفع صدیقه دادند به یکباره اغلب افراد در تصمیم خود تجدید نظر کردند و صدیقه را مورد تعریف و تمجید قرار دادند.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت نهم 08 مهر 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت نهم

چند روز قبل از شروع عملیات انبوهی از سلاحهای عراقی به قرارگاه اشرف سرازیر شد از جمله توپ 122 میلی متری و گلوله های آن و تانکهای کاسکاول (برزیلی) و گلوله های آن که به همراه آن افسران عراقی به قرارگاه آمده و ضرب الاجلی به نفرات آموزش می دادند.

شاهدان زنده 28 شهریور 1387

شاهدان زنده

امید پارس عضو سابق مجاهدین به تازگی موفق به خروج از عراق شده است وی ضمن انتشار روزشمار دوران اسارت خود در کمپ تیپف همچنین بخشی از مشاهدات و تجربیات دردآور خود، از درون روابط فرقه ای مجاهدین در قرارگاه اشرف را نیز جهت اطلاع ایرانیان آزاده منتشر می نماید.

نادر نادری، از شکنجه در اشرف می گوید 28 شهریور 1387

نادر نادری، از شکنجه در اشرف می گوید

آقای نادری که در سازمان مجاهدین خلق در زندان به شدت تحت شکنجه بوده اند دادخواهی مفصلی علیه رهبران سازمان مجاهدین خلق در محاکم عراقی ثبت نمودند. ایشان اکنون این فرصت را یافته اند تا شکایات خود را در محاکم فرانسوی نیز به جریان بیندازند.

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۵ 27 شهریور 1387

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۵

: رهبران فرقه ی مجاهدین تبحر و تخصص خاصی در اعمال فشار سیستماتیک ذهنی و روانی نسبت به نیروهای درون تشکیلاتی داشتند. بیشتر مد نظرم افراد معترض و منتقد درون مناسبات تشکیلات مجاهدین است. آنان با توجه به تجربیاتی که داشتند حتی سعی می کردند از شیوه های ساواک برای ایجاد رعب و وحشت در درون تشکیلات پر رمز و راز خویش بهره ببرند.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت هشتم 27 شهریور 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت هشتم

در عملیات فروغ در روز اول درگیر ی تعدادی از این زخمی ها توان برگشت به عقب را داشتند و هنوز هم جاده برای برگشت باز بود و نفرات خودشان را به اسلام آباد و از آنجا به سر پل ذهاب می رساندند ولی از روز دوم در گیری زیاد شد و بدلیل محاصره منطقه تعداد زیادی در اثر تشنگی و گرمای زیاد د ر زیر پلها و… رها شده و کشته شدند.

blank
blank
blank