در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
آینده و ثمره عالی تکامل رجوی
واقعیت مسیر خودش را طی کرده و اما رجوی با فرسنگ ها فاصله از این واقعیت در خیال و رویاهای خودش غرق بوده است و هر وقت هم تلاشی داشته برای این بوده که خودش را بر واقعیت تحمیل کند. رجوی هنوز یاد نگرفته انقلاب کردن ولو با هر استراتژی منسوخ شده و دِمُده شده ای با شعر و شعار و وعده و خیال پردازی و رویابافی های شبانه محقق نمی شود.
هر کس علیه فرفه رجوی حرفی بزند، خائن است
رجوی سعی می کرد با حمایت تلویحی یا صریح از آقای موسوی او را در جبهه خودش بکشاند اما بعد از وقایع روز عاشورا و پیامدهای آن و موضعگیری های آقای موسوی علیه خودش و فرقه اش کف به دهان آورده و تمام آرزوهایش را بر باد رفته دید. او در حالیکه تا پیش از آن کمترین توهینی هم به آقای موسوی نمی کرد، شروع کرد به حمله و او را زیر ضرب گرفت و دق و دلی هایش را خالی کرد تا از این طریق از او انتقام بگیرد.هایتا از تمام حرفهایش این نتیجه را گرفت که هر کس علیه او، فرقه اش و اسارتگاه اشرف حرفی بزند، خائن است.
وقتی رجوی در مقام پاسخگویی بر می آید؟!
اگر اظهارات آقای ابریشم چی مورد تائید آقای رجوی نیست یا گمان بر تحریف، یا تغییر و یا هر ادعای دیگری دارند، می توانند بالکل آن را انکار کنند. در این صورت نگارنده اولین کسی خواهد بود که ادعای آقای رجوی را حمل بر صداقت ایشان خواهد نمود. اینها البته از باب مشت نمونه خروار از یک مثنوی درباره ظرفیت های نقدپذیری و پاسخگو بودن آقای رجوی است. اینکه ایشان مدام برای پاسخگویی ابهامات و سوالات آدرس خودشان را می دهند و بعد هم وعده سر خرمن می دهند، برای این است که فی المجلس این دست به نقدترین روش فرافکنی و فرار به جلو است
رجوی و دروغی دیگر
کافی است به این نکته توجه کنیم که رجوی بیش از 8 سال است ادعا می کند ایران به مرحله ساخت بمب اتمی نزدیک شده!!! و به زودی آنرا تولید خواهد کرد. اگر چند سال دیگر هم به اطلاعیه های او و فرقه اش نگاه کنید همین عبارت را خواهید دید، همانطور که از سال 60 او گفت که حکومت ایران در حال سرنگون شدن است و وارد مرحله سرنگونی شده و… و هنوز هم با گذشت نزدیک به سه دهه باز همان حرف را با رنگ دیگری به خورد افرادش داده
چرندیات، هم استراتژی هم تاکتیک رجوی
رجوی درسهایی را بنام درسهای استراتژی قیام و سرنگونی برای جوانان , در سایت مجاهد منتشر کرده است که با نگاهی گذرا به ان می شود از عمق دور ماندگی و درماندگی این جریان ارتجاعی با خبر شد. رجوی در حالی درس قیام می دهد که در تمامی درسهایش در مدرسه مردم ایران و انقلاب نمره ردی گرفته است. زمین گیرشدن تمامی امکانات مالی و انسانی و سیاسی مجاهدین در باتلاق اشرف،و سرنگونی رجوی در عمق چاه وابستگی به خارجی ها،نمونه اخرین این نمره های ردی مسعود رجوی،هست.
پیام مسعود رجوی مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد
مسعود برای روحیه دادن به نیروهای از دست رفته خود نمی داند چطور پیام بدهد که نیروها روحیه بگیرند و چند صباحی در قرارگاه مسئولین بی دغدغه باشند. وقتی که پیام مسعود را مرور کردم به جمله ای برخوردم که خیلی جالب بود و مرغ پخته را هم به خنده وا می داشت واین بود که ای جوانان , تظاهرات را ادامه بدهید میلیشای مجاهدین به کمک شما می آید , باید سوال کرد کدام ملیشیا آزاد است که برای کمک به تظاهرات کننده ها بیاید.
اهداف حداقلی رجوی در پیام ۳۰ دی ماه
محوری ترین هدفی که رجوی به خصوص از آخرین پیام خود در سی ماه دنبال می کند، القاء این معنی است که آن چهره ای که تا کنون از سازمان مجاهدین بجا مانده، یا در کتاب ها آمده، و یا در مورد سوال جامعه بین المللی قرار گرفته، و یا به هر طریقی حاصل شده، تحریف شده و خلاف واقع است و مسبب اصلی آن جمهوری اسلامی است. محوری ترین نقطه تقابل رجوی در این پیام پاک کردن صورت مسئله تروریسم بودن سازمان مجاهدین است.
آقای رجوی می خواهند صورت مسئله اصلی را پاک کنند!
هدف محوری رجوی در این مقطع این است که صورت مسئله اصلی را پاک کند چرا و چگونه در ادامه این مقالات به آن خواهم پرداخت. اتفاقا بخش دوم و مکمل اظهارات آقای رجوی دقیقا نشان می دهد که نگرانی و اضطراب و تشویش ایشان از چه جانب و سمتی است. در این خصوص هم به تناوب خواهم پرداخت. اما بدون شک نتیجه گیری و راه حل ایشان برای رفع این ابهامات و سوء تفاهم ها به همان اندازه غیر معقول و غیر منطقی است که ادعای اول ایشان مبنی بر اینکه در طی این سال ها هر چه از منابع مجاهدین را جمهوری اسلامی منتشر و انعکاس داده یا استناد به اثبات ادعاهایی قرار داده، یکسره تحریف شده است
نیمچه امید رجوی هم از دست رفت!
رجوی در هر سر فصل وقتی می دید اوضاع به مراد او نیست گرد و خاک کردن را شروع میکرد از اینکه دیگر جنگی بین ایران و عراق متصور نبود و از طرفی هم در داخل ایران رجوی به فراموشی سپرده شده بود و صحنه بین المللی بر ضد تمایلات رجوی پیش می رفت ؛ رجوی تمام تلاش خود را بکار گرفت تا اعضاء متوجه این موضوع نشوند علاوه بر سانسور خبری و بی خبر نگه داشتن اعضاء از اخبار و اوضاع ایران و جهان؛ رجوی با برگزاری سلسله نشستها درونی و با وارونه نشان دادن واقعیتها اعضاء را به دنبال سراب می کشاند
خائنی که مسعود رجوی باشد هزاران مار خورده تا افعی شده
مسعود رجوی از هر سو که به کل قضیه نگاه کند، اینکه او بازنده اصلی این شرایط خواهد بود، خودش هم تردیدی ندارد. و در این وضعیت بحرانی بدون شک تنها و تنها اهرم و امکانی که برای فرافکنی و نجات خود پیش رو می بیند. هدف نهایی خود را نه در سوء استفاده از عواطف و احساسات اسیران خود، که به جد در اهتمام به قربانی کردن تمامی آنها متمرکز کرده است.مسعود رجوی با زبان بی زبانی گفته بود وقتی به گوشه رینگ برود و مفری برای فرار و نجات خود نداشته باشد، تنها سرمایه ممکن اش یعنی اسیران در قرارگاه اشرف را وجه المصالحه و قربانی خود خواهد کرد که سال 2009 مشاهده فاجعه انسانی در قرارگاه اشرف بودیم 11 کشته و تعداد زیادی زخمی بر جای گذاشت.
باز هم قمپز در کردن مسعود رجوی شروع شد
مگر شما به نیروی جوان اهمیتی می دهید اگر واقعا شما برای جوانها ارزشی قائل بودید آنها را با فریب به عراق منتقل و در پادگان مخوف اشرف قرنطینه نمی کردید و به آنها آموزش ضد مردمی نمی دادید که آنها را به ایران بفرستید که اموال مردم را به آتش بکشند و از طرفی شورای سرکوب رهبری شما از خارجه به آنها خط و خطوط می دهند بندگان خدا از کاری که در حق مردم انجام دادند احساس گناه می کنند حق هم دارند
رجوی و درماندگی باز هم بیشتر
بنظر می رسد استراتژی جدید رجوی بعد از شکست خوردن تمام استراتژی های قبلی او اعم از «جنگ چریک شهری»، «زدن سر انگشتان رژیم»، «واحد های آزادیبخش» و آخرین آن یعنی «ارتش آزادیبخش» باشد. یعنی بعد از به کشتن دادن تعداد زیادی از نیروها و کشتن بسیاری از افراد در طرف مقابل و همکاری با صدام، تمام استراتژی هایش در گل نشستند و البته او هیچگاه و به هیچ کس پاسخ نداد که چرا چنین خطوطی را تعیین و چرا آن خطوط جواب نداشته و چرا آنها را تغییر داده است

