یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی 03 آبان 1405

    هرگز فریب نمی‌خوریم
    دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی

    روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، اعضای انجمن نجات خوزستان به همراه اعضای کمیته بانوان مرتبط با این انجمن، با حضور در شهر آبادان، در منزل آقای رزاق حدادی، برادر ابراهیم حدادی از اعضای گرفتار در کمپ اشرف ۳، با خانواده وی دیدار کردند. پس از حضور اعضای انجمن در منزل آقای رزاق حدادی، وی به […]

دیدار با خانواده عبدی 16 دی 1395

دیدار با خانواده عبدی

خانم عبدی می گفت: « حقیقتا دیگر توان قبل را ندارم. پدر احمد (آقای عبدی) نیز به دلیل سانحه ای که برایشان پیش آمد، مریض احوال هستند. تنها چیزی که همچنان به یاد دارد، پسرش احمد است و مستمرا احمد را صدا می کند

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده مردانی 14 دی 1395

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده مردانی

انجمن نجات استان گلستان ضمن تسلیت به علی اکبر و خانواده آن مرحوم، از مجامع بین المللی به خصوص ارگانهایی مانند کمیساریای پناهندگی و صلیب سرخ تنها یک سئوال دارد و آن اینکه این پدران و مادران چه گناهی دارند که نمی توانند حتی به مدت 1 ساعت فرزندان خود را ملاقات نموده و آنها را در آغوش بکشند و این چنین منتظر و با چشمانی باز و با درد و رنج فراوان این دنیای فانی را ترک کنند؟

نفی وجود عینی خانواده ها دوباره به کار مهم رجویه تبدیل شده! 14 دی 1395

نفی وجود عینی خانواده ها دوباره به کار مهم رجویه تبدیل شده!

بنظر می رسد که طرح درخواست های چند که ازطرف خانواده های اسرای رجوی انجام شده ونامه هایی هم که به مقامات مسئول جهانی دراین مورد ارسال گریده، مانند آثار آبی که به لانه ی مورچگان انداخته شود، فرقه ی رجویه را دچار سراسیمگی کرده ومجبورشان کرده که به تهمت زنی مجدد ودرابعاد بیشتر ازچند ماه گذشته، روی آورد.

استمداد خانواده های خوزستانی اسیران فرقه مجاهدین از مسیحیان جهان 12 دی 1395

استمداد خانواده های خوزستانی اسیران فرقه مجاهدین از مسیحیان جهان

متاسفانه امروز رهبران این سازمان درنهایت فرصت طلبی همانند هرسال از نام پاک ومقدس او سوء استفاده کرده و با حضور در مکان مقدس کلیساها و نثار گل به مقدم حضرت مریم سعی درفریب افکار عمومی جهانیان دارد. آنها به دروغ از صلح و دوستی ومبارزه با خشونت وتروریست ومبارزه برای آزادی دم میزنند.

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده مرادخانی 12 دی 1395

پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده مرادخانی

با کمال تاثر و تالم اطلاع حاصل شد که خانم خدیجه ابرغانی مادر دردمند و چشم انتظار فرامرز مرادخانی عضو اسیر رجوی در آلبانی در چشم انتظاری مطلق در بیمارستانی در تهران جان به جان آفرین تسلیم نمود و به رحمت ایزدی پیوست.

حاضرم برای رهائی خواهرم هر کاری کنم 12 دی 1395

حاضرم برای رهائی خواهرم هر کاری کنم

با آقای سید حسن میررحیمی برادر عفت میررحیمی از اسرای فرقه رجوی ملاقاتی داشتیم. ایشان متذکر گردید جهت نجات خواهرم از فرقه رجوی هر گونه تلاشی را انجام میدهم چون اعتقاد دارم دیگر خود آنها هم از بودن در این فرقه خسته شده اند و نسبت به بودن در آن تعهدی ندارند. سپس نامه ای را برای خواهرش نوشت تا در آلبانی این نامه را بخواند و از فرقه مذکور جدا و به آغوش خانواده باز گردد.

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت شانزدهم 11 دی 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت شانزدهم

دیری نپایید که دیگرازجهانگیردست خط ونامه به خانواده نمی رسید ونگرانی شدیدی براعضای خانواده خاصه مادرچشم انتظارش مستولی گشته بود.مادرنگران وپریشان حال به اتفاق دیگرفرزندش اقبال بدنبال ردی ازجگرگوشه اش به شهرطالش ونهایتا به رشت مرکزاستان درجستجوبود تا اینکه ازجانب آزاده ای خبردارشد که دلبندش بواسطه باند مافیایی رجوی ربوده شده ودراسارت آنان درکمپ تحت کنترل اشرف محبوس است

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و نه 09 دی 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و نه

خانم گل اثر فرهادی مادر فیروز ساعدی چند بار برای ملاقات فرزندش به عراق رفته و رجوی مانع از دیدارش شده، اغلب در کنار تلفن نشسته و منتظر شنیدن صدای فیروز عزیزتر از جانش است!

مصاحبه با خانم صغری سنگپری، خواهر آقای غلام سنگپری اسیر در فرقه رجوی 08 دی 1395

مصاحبه با خانم صغری سنگپری، خواهر آقای غلام سنگپری اسیر در فرقه رجوی

لحظه لحظه زندگی با برادرم برایم خاطره هست، غلام و من فقط خواهر و برادر نبودیم، مثل دو رفیق بودیم. همین دیشب به پسرم می گفتم من از غم داییت نابود شدم، همسرم هم از بی تابی من کلافه شده و می گوید عمرت را تباه برادرت کردی.

نامه مجدد برای برادرم میر واقف و آرزوها و دعاهای من 07 دی 1395

نامه مجدد برای برادرم میر واقف و آرزوها و دعاهای من

داداش میدانی من هم مثل خودت با آرزوهای بزرگ در راه مبارزه پا گذاشتم اما دیری نپائید که خود را یک قربانی یافتم احساس میکردم تمام آرزوهایم بر باد رفته فرقه رجوی آنی نبود که به آرزوهای من و ما جامعه عمل بپوشاند

خدایا شب یلدا برادرم را به من برسان 30 آذر 1395

خدایا شب یلدا برادرم را به من برسان

برادرم هرچقدرماازهم فرسنگها دور باشیم قلبهایمان باهم است ماهمدیگر را داریم منتظرت می مانم ازخداخالصانه می خواهم به تو قدرتی بدهد تا برادرعزیزم تصمیم اخرش رابگیرد. از خدا میخواهم که ترس وشک و تردید را از وجودت بیرون بریزد

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و هشت 28 آذر 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و هشت

وقتی که نامه هایش را مرور می کنم که نوشته است که”من نهایت سه روز ازشما دورهستم” قلبم آتش می گیرد. با خودم فکر می کنم چنین آدمی چگونه می تواند سی سال از خانواده دور باشد.

blank
blank
blank