جمعه, ۱ اسفند , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

پدرم سالهاست این مسیر پر از رنج را به خاطر تو می آیم!!! 12 مرداد 1395

پدرم سالهاست این مسیر پر از رنج را به خاطر تو می آیم!!!

به انتظار آمدنت هستیم. پدرم اینجا سرزمین تو نیست. خانه تو اینجا نیست. خانه تو همان منطقه بخش الوار است. گندم زارهای طلایی منتظر دستان پر مهر تو هستند. پدرم اینجا چرا درخت می کاری؟؟؟ تو خودت هزاران اصله درخت داری در سرزمین آبا و اجدادی مان. پدرم درپشت این حصارهای سنگی به انتظارات مانده ام…نگاهم کن… صدایم کن…

حضور گرم خانواده ابراهیم جدی در جمع خانواده های مستقر تبریزی در جلوی درب کمپ لیبرتی 12 مرداد 1395

حضور گرم خانواده ابراهیم جدی در جمع خانواده های مستقر تبریزی در جلوی درب کمپ لیبرتی

خانواده یکی از اعضای فرقه تروریستی رجوی بنام ابراهیم جدی معروف به دکتر حمید قرارگاه اشرف سابق در طی الحاق وی به این گروه تروریستی متحمل زحمات زیادی شده اند. از یکسو یکی از برادران اش به جهت حضور در درگیری های نظامی کشته شده واز آن سوی یکی از برادرانش بنام بیوک جدی در سنین کم جوانی به جهت بی تجربگی وحضور در تیم نظامی واقدامات فاز نظامی سازمان تروریستی رجوی چند سالی را در حبس بوده است.

نجوای پرچم ها؛ دلنوشته ای از خانم هما ایرانپور 12 مرداد 1395

نجوای پرچم ها؛ دلنوشته ای از خانم هما ایرانپور

پرچمهای سر به فلک کشیده سه رنگم قسم به رنگ سرخ و سبز و سفیدتان که نیروی عشق خستگی ناپذیرست و توقف نمیشناسد هرچند آخرین بار است که این راه را برای نجات عزیزانم میپیمایم اما خدا گر ز حکمت ببندد دری…ز رحمت گشاید در دیگری… به برافراشتگیتان ادامه دهید تا باز گشتم به وطن…خدارا چه دیدید شاید این بار دست پر باز گردم به آغوش وطن…

گزارش تصویری از تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی 11 مرداد 1395

گزارش تصویری از تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی

گروهی شامل حدود 200 تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزان خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها که از استان های تهران، اصفهان، فارس، خراسان رضوی، خوزستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، مازندران، گلستان، سیستان و بلوچستان، یزد، و زنجان آمده اند طی روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه به تدریج وارد بغداد شده و امروز برای تلاشی دیگر عازم لیبرتی گردیدند.

فریاد خانواده های تبریزی به گوش می رسد… 11 مرداد 1395

فریاد خانواده های تبریزی به گوش می رسد…

همهمه زیادی محوطه سوارشدن اتوبوس را پر کرده بدرقه کنندگان خانواده ها آرزوی سرسلامتی برای مسافران و عزیزان خود دارند تا با سلامتی راهی کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد بشوند. خانم خوب زمانی از بیماری چند ساله اش میگوید که بخاطر فراق برادرش یوسف که هم اکنون از ساکنین کمپ لیبرتی است برایش بوجود آمده است. می گوید ایندفعه با چنگ و دندان و تا اخرین رمق برای دیدارش اقدام خواهد کرد.

حضور موثر خانواده های استان آذربایجان شرقی در مقابل کمپ لیبرتی 11 مرداد 1395

حضور موثر خانواده های استان آذربایجان شرقی در مقابل کمپ لیبرتی

در روز یکشنبه مورخ 10/05/1395، بدون توجه به گرمای طاقت فرسای عراق، با به هیچ گرفتن خطرات تروریستی موجود، لاقیدی به کهولت سن و بیماری های متعدد، گروهی از خانواده های آذربایجان شرقی مرتبط با اسرای رجوی درکمپ لیبرتی، در مقابل این کمپ ترانزیتی که باند رجوی بطور جاهلانه وبی رحمانه ای درتلاش دائمی کردن آن بود، گرد آمده و هرچه مصمم تر درخواست ملاقات با عزیزانشان را داشته و مراتب را ضمن اعلام شفاهی، طی طوماری بزرگ که به دو زبان فارسی و انگلیسی تهیه کرده اند، درمعرض دید رسانه ها قرار داده

اول به دنبال آزادی دربندان در زندان فرقه رجوی باشید 11 مرداد 1395

اول به دنبال آزادی دربندان در زندان فرقه رجوی باشید

امروز در این بیابان داغ و سوزان، تشنه و خسته و لرزان از کهولت سن و نشسته بر روی ویلچر، مادران به دنبال فرزندانشان وپدران عرق ریزان و نگران مشتاق دیدار گم کرده ی خود، همسران به دنبال دیدار یار غار جوانی خود میباشند که عمر در فراغشان گذرانده اند. فرزندان به دنبال پدران خود، تا از این نام یتیمی که در بود پدر بر رویشان گذاشته شده برهند و در آغوش او امنیت و پشتیبانی ای که در تمام عمرشان دریغ شده بیابند. برادران و خواهران به دنبال برادر و خواهری آمده اند که تمام خاطرات کودکیشان با حضور آنان شکل گرفته است.

ششمین تلاش خانواده ها در عراق 11 مرداد 1395

ششمین تلاش خانواده ها در عراق

ما به شوق دیدار با عزیزانمان به لیبرتی آمده ایم اما دریغ و درد از همدلی و همراهی. ما به مقابل شیاری رسیدیم که نزدیکترین نقطه به کانکس ها، همان سلول های آهنی زندان خودساخته ی رجوی هاست. باز افراد از خودبیگانه شده ی فرقه مانند ربات های بی اراده با صورتهای پوشیده مقابل ما ایستادند. همراهان بی تاب من شروع به فریاد زدن و خواندن عزیزانشان با صدای بلند کردند. بی تابی و دلتنگی نیم ساعتی امان از کفِ ما ربود و با اشک و فریاد توأم با همهمه جگر گوشه هایمان را فراخواندیم. این بار نیز تلاش شده بود با ایجاد موانع بسیار، مانع دید ما به درون لیبرتی بشوند

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت نهم 11 مرداد 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت نهم

آقا مسعود، برادر محمود ذوالقدری در ادامه می گوید: مدت چند ماهی از برادرم خبری نشد. ما از طریق همرزمانش پیگیری کردیم و به محل خدمتش مراجعه کردیم. فهمیدیم برادرم توسط سازمان مجاهدین خلق اسیر شده است. از آن زمان به بعد هیچ خبری از برادرم نداشتیم. چند بار به همراه مادر، برادر و خواهرم به پادگان اشرف رفتیم. ولی سران فرقه رجوی جرأت نداشتند که به خانواده ی ما فقط چند لحظه اجازه ی ملاقات بدهند.

ششمین تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان 11 مرداد 1395

ششمین تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان

گروهی شامل حدود 200 تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزان خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها که از استان های تهران، اصفهان، فارس، خراسان رضوی، خوزستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، مازندران، گلستان، سیستان و بلوچستان، یزد، و زنجان آمده اند طی روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه به تدریج وارد بغداد شده و امروز برای تلاشی دیگر عازم لیبرتی گردیدند.

دیدار خانواده حاتم با اسماعیل فلاح رنجکش عضو جداشده از رجوی 10 مرداد 1395

دیدار خانواده حاتم با اسماعیل فلاح رنجکش عضو جداشده از رجوی

آنگاه آقای رنجکش ضمن ابرازهمدردی با ایشان ازخاطرات خود با علی اصغرصحبت کردند وافزودند” بواسطه همشهری بودنم با علی اصغرمدام با ایشان محفل داشتم وحرفهای دلمان را با امنیت کامل واطمینان خاطرباهم مطرح میکردیم. علی اصغرهیچگاه نفررجوی نبوده والان هم نیست.

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت هشتم 07 مرداد 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت هشتم

این مادر رنج کشیده در نبود دخترش حسرت می خورد و فرقه رجوی و سرانش را نفرین می کند. او می گوید: اگر آنها انسان بودند این بلا را بر سر فرزندان ما نمی آوردند و ما مادران را داغدار نمی کردند، خدا رجوی را لعنت کند نمی دانم از جان فرزندان ما چه می خواهد؟ من آرزو دارم خداوند عمری به من بدهد تا رجوی و ایادیش را پشت میز محاکمه ببینم و دخترم را بعد از چندین سال در آغوش بگیرم.”

blank
blank
blank