قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
آشنایی، وصل و رهایی از سازمان مجاهدین خلق – قسمت پایانی
در دو قسمت قبلی در مورد آشنایی با سازمان مجاهدین و رفتن به اشرف و مسائلی که در مناسبات جهنمی مجاهدین شاهدش بودم توضیح دادم و اکنون قصد دارم به مرحله سوم بپردازم. این مرحله برای من مهمتر از دو مرحله قبلی است چون معنی زندگی را فهم کردم و متوجه شدم چیزی که رجوی […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت دوازدهم
امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از تابستان ۹۶ در پاریس گفت. برخی روزها به یکی از مراکز اصلی مجاهدین در «سرژی سنت کریستف» میرفتیم. این مرکز به نام «صد» (به معنای ۱۰۰ در فارسی) شناخته میشد. یک روز که در دفتر مرکزی “صد” همراه پدرم بودم، خبری غیرمنتظره دریافت کردم. من به یک مهمانی […]
نوروز در اسارتگاه اشرف – قسمت اول
به پرستو، به گل، به سبزه درود. به بهاری که می رسد از راه چند روز دیگر به ساز و سرود نوروز یکی از جشن های ایرانیان باستان و نمادی از زنده شدن طبیعت و آغاز زندگی دوباره است. این جشن که ریشه عمیق در فرهنگ و تاریخ ایران دارد، با آداب و رسوم خاص […]
می دانستید رجوی رایحه زندگی را از شما دزدیده است؟!
حدود چند هفته ای است که تلویزیون و کانال ماهواره ای فرقه رجوی پیامها و مضمون سخنرانی های رجوی در نشستهای درونی گذشته را پخش میکند که البته هرگز بی دلیل و حکمت نیست و ذهن ضد انسانی رجوی و تشکیلاتش برای به بند کشیدن روان و روح و ذهن اعضای نگون بخت در تشکیلات […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت یازدهم
امیر یغمایی در قسمت قبل درباره اسکانش در استکهلم، مطالبی بیان کرد و خاطراتی نقل کرد. تابستان سال ۱۹۹۶ آمد، تابستانی که منتظرش بودم. آن تابستان قرار بود برای اولین بار پس از بازگشت پدرم از عراق به پاریس، به دیدارش بروم و کل تابستان را با او سپری کنم. ماجرا از فرودگاه آرلاندا آغاز […]
عضویتم در سازمان رجوی – قسمت پایانی
در قسمت قبلی در مورد چگونگی وصل شدنم و عملیات هایی که حضور داشتم و درباره مسئله داریم بعد از جمع بندی مسعود رجوی از عملیات فروغ جاویدان مطالبی بیان کردم. علت مسئله داری من با سازمان ابتدا در مورد عدم اجازه تماس با خانواده ام مبنی بر اعلام سلامتی و اینکه من در کجا […]
آشنایی، وصل و رهایی از سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم
در قسمت قبل در مورد چگونگی آشنایی با سازمان مجاهدین و وصل شدنم و اعزام به عراق توضیح دادم اکنون قصد دارم دو دهه ای که در اسارات سازمان بودم را شرح دهم و اینکه در چه منجلابی گیر کرده بودم. مرحله دوم : ورود به سازمان در این مورد باید گفت این سرفصل جدیدی […]
پاسخ به سئوال مهم خانواده ها
رهبران مجاهدین خلق همواره سعی کرده اند اعضای سازمان را به این باور برسانند که هرگز پرواز و رهایی از بند این سازمان در کار نخواهد بود. همه را درون قبر سیاهی فرو بردند که هیچ ارتباطی با بیرون نخواهد داشت، تجربه ی شخصی نگارنده نیز بر این اصل استوار بوده است که سازمان از […]
پیام محمود آسمان پناه به ایرج حسن زاده در کمپ آلبانی
سلام به دوست عزیزم امیدوارم که حال شما خوب باشد. هر چند که میدانم در آن قرارگاه جهنمی رجوی کسی حال خوبی ندارد. چون من خودم روزی در کنار شماها بودم و روزی نبود که آرزوی مرگ نکنم که در آن تشکیلات مجبوربه نفس کشیدن هستم چه برسد که بقیه عمر و جوانی ام را […]
خاطرات تلخم از ایام عید نوروز در تشکیلات رجوی
فرا رسیدن عید نوروز برای همه اعضای سازمان مجاهدین تلخ و دردآور است. در همه جای دنیا، وقتی عید فرا میرسد، همه شاد هستند، به دیدار فامیل و دوستان میروند و در مکانهای تفریحی گردش میکنند. اما در سازمان مجاهدین، هیچ خبری از این موضوعات نبود؛ حتی افرادی که خانوادهای در سازمان داشتند، با این […]
پاسخ حمید آتابای به تهدیدها و تهمتهای مجاهدین خلق
حمید آتابای عضو پیشین مجاهدین خلق به اتهامات و تهدیدهای رسانههای مجاهدین خلق پاسخ داد. حمید آتابای که بیش از سی سال گرفتار سازمان مجاهدین خلق بوده است، از هنگام فرار از این سازمان و پیوستن به انجمن نجات آلبانی، همواره سعی بر افشاگری درباره ماهیت فرقهای و خشونت طلب سازمان داشته است. در این […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت دهم
امیر یغمایی در قسمت قبل خاطرات خود گفت که سرانجام، صبح به استکهلم رسیدیم و به منطقهای به نام هوسبی رفتیم. خانهی جدید در خیابان “نوردکاپسگاتان” قرار داشت. برف همهجا را پوشانده بود و سکوتی دلنشین حکمفرما بود. پس از روزهای شلوغ و پرآشوب، برای اولین بار آرامش را حس کردم. وقتی وارد آپارتمان شدیم، […]

