بزرگترین تهدید،حضور نظامی آمریکا و خرابکاری های اسرائیل است!
فرقه ی رجوی بنا ندارد که دست از سخنگویی آمریکائی که با ایجاد دهها پایگاه نظامی درمنطقه و استقرار ناوگان های متعدد درخلیج فارس بزرگترین تهدید منطقه ای بشمار میآید، بردارد! برای روشنتر وساده تر کردن مسئله، ذکر این نکته که یک سوم خاک کویت را پایگاه های نظامی آمریکا بخود اختصاص داده، لازم وکافی بنظر می رسد!
ولخرجی” کهکشان” وار وابستگان فرقه ی رجوی!
آقای علی معزی، یکی دیگر ازاین زندانیان است که نوشته ای ازاو با عنوان” پیام زندانی سیاسی علی معزی، بهمناسبت سومین سالروز دهم شهریور ۹۲- کهکشان زهره” در رسانه های رجوی منتشر شده که به تخلیه ی کمپ اشرف توسط دولت عراق مربوط است وطی آن میخوانیم:” دهم شهریور 92 پایداری خونفشان و رشادت بار آخرین گروه اشرفیان، ایستادگی را تکثیر و اشرف را جاودانه ساخت. درک اوج صدق و فدا و عظمت حادثه و نیز درک مظلومیت و معصومیت و تعهد آنها، از ظرفیت من خارج است اما احساساتی هست که درون انسان را منقلب میسازد”.
فرق ماهوی دو روایت از محمد هادی تعالی جانباخته!
ایکاش همه اینکار ها را می کردید و وطن فروشی نمی کردید. ننگ و نفرین ابدی بر شما که سلطنت طلب ها حاضر نشدند اطلاعات اتمی را که اسرائیل به انها داده بود تحت عنوان افشاگری اتمی علنی کنند اما شما با اولین چشمک اسرائیل و لابی هایی در محافل جنگ طلبان درامریکا تا فیها خالدون با انها رفتید و الان شده اید پادوی نتانیاهو و مرتب آه و ناله که چرا امریکا توافقنامه را پذیرفت و ایران را بمباران نکرد و ایران مثل عراق نشد.
دلواپسی باند رجوی از گشایش سفارت انگلستان؟!
خبر و یا شایعه ای در مورد فشارهای دولت انگلستان برکنگره ی آمریکا که زیاد تند نرود وبگذارد توافق هسته ای پیش آمده با ایران، مسیر درست خود را بپیماید، احتمالا به گوش و چشم فرقه ی رجوی هم رسیده است ویکی ازعلل مهم این دلواپسی فرقه ی رجوی – که راه خطرناک نئوکان ها وصهیونیست ها در مورد توافقات هسته ای معلوم را برگزیده است – ممکن است یکی ازدلایل عمده ی این ابراز دلواپسی وانتشار این خبر باشد!
مخالفت محمدعلی توحیدی با تغییر رژیم ایران!
تغییر ممکن است ازراه های قانونی ومخصوصا مسالمت آمیز ومدنی صورت گیرد که شماها بعنوان اهل خشونت و ترور وکشتار، طرفدار آن نیستید و سرنگونی را طالبید که باتوجه به وضع موجود- طوری که خودتان هم تلویحا اعتراف کرده اید- این سرنگونی رژیم درایران جز با خشونت ممکن نیست!! شما بخصوص با محاسبه ی قدرت وپایگاه مردمی خود، ازصندوق رای وحشت دارید وهیچ تغییری را بنفع خودتان نمیدانید!
مرور یک اشتباه در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین
وقتی که سازمان مجاهدین از عملیات فروغ جاویدان بر می گردد. دیگر سازمان مجاهدین قبلی نیست. رجوی رهبر معنوی این فرقه همه را برای کشتن به عملیات برده بود و اگر این طور نبود در عرض یک هفته چنین تصمیم مهمی را نمیگرفت تا به تبع آن بگوید که من در عراق استقلال کامل دارم و در زمان آتش بس هم از طریق مرز به ایران حمله کردم!! به قول یکی از نفرات، یک زمان وارد شدن به سازمان یک کار دشوار و سختی بود اما خارج شدن مثل آب خوردن بود واین کار بعد از فروغ جاویدان برعکس شده است.
توقع مهمانسرا داشتن ازجبهه ی جنگ!
البته این ادعا که درطی یکسال اولیه با آنها کاری نداشته ومثلا کلاس های ایدئولوژیک وشستشوی مغزی دربین نبوده وتهدید وتطمیع هایی هم انجام نمیگرفته، کاملا دروغ است و اطلاعات موثق وحضور عینی خود ودوستان ما نشان میدهد که این حرف چقدر وقیحانه ودروغ است و همگی ازپنهانکاری های رجوی برای بی اطلاعی صلیب سرخ و…ازاین مسائل بوده است!
تاسیس سازمان مجاهدین درسال ۴۴ تا تبدیل به فرقه گری وامروز آن
بعداز آن مرحله مریم با کمک مسعود راه دیگری در پیش گرفتند وآن، بحث طلاق را با نام آزادی زن مجاهد خلق مطرح کرد واین کار مریم، درنوع خود بی نظیر بود چون که تمام نفرات (سران) فرقه نزد مریم یک آتو داشتند واز طرف دیگر مریم رجوی با گذاشتن نشست های مخصوص با همسران آنها وگزارش نویسی های همسران سران فرقه به مریم، دیگر منجی نفرات شده بود واین کار باعث شد جلوی دو چیز را در تشکیلات گرفتند: یکی انشعاب بود و دیگری اعتراض، چون اعتراض نفر کمیته مرکزی را باید جواب می داد و با منحل کردن کمیته مرکزی فرقه گری به اوج خود رسید طوری که انسانها را مال خود ودر مالکیت خود دانستند و هر گاه که خواستند قربانی کردند و قدرت تصمیم گیری را ازآنها با مغز شویی سلب کردند و فقط دونفر بودند که قدرت تصمیم گیری داشتن مسعود ومریم. بقیه باید اطاعت می کردند ومی کردیم.
درد جهان واقعی، مسئله ی اتمی ایران نیست!
پرواضح است وقتی طرز نگرش اینگونه بر گروهی مسلط است که اکثریت جهانیان را برسمیت نمی شناسد، با این گروه چگونه میتوان به بحث و بررسی نشست وبه تفاهماتی؟! دست یافت و شیر فهم شان کرد که این اشتباه – وبیشتر عمدی- راه بجایی نمیبرد؟! درهرصورت، برای تنویر افکار عمومی هم که شده مجبوریم که با نقل قسمت هایی ازنوشته ی آقای جعفر زاده، نگاه کوتاهی به ماهیت این نوشته داشته باشیم.
پس شما میخواستید معلمان را سرکوب کنند؟!
این باند منحرف فرق بین تعامل سازنده با یکی ازشریف ترین اقشار مردم ایران را عقب نشینی میداند که ابدا درست نیست واعدام قاچاقچیان و… ابدا کمکی به رژیم نمیکند، و اگر آلترناتیوی برایش پیدا میشد وما همواره چنین آرزویی را داریم، این اعدام ها هم که برچیده میشود! ما برخلاف باند رجوی، بهبود وضعیت رژیم ومردم را درشرایط کنونی پسا توافق وپس رفتن ابرهای تار وشوم ازفضای کشور، وحدت نظر وعمل درراستای سازندگی کشور- در درجه ی نخست، کمک به ارتقای تولید تا سطحی که به انقلاب صنعتی منجر گردد و… – ازشرایط لازم وبعضا کافی دانسته وفکر میکنیم که حکومت برای تمشیت امور بیشتر از سرکوب و… به این همدلی نیاز دارد ومردم نیازمند تر ازآن!
بازی هایی برای فریفتن اسرای لیبرتی!
یعنی اینکه باید تحلیل های عالمان وشخصیت های نامداری مانند نوام چامسکی ودیگران را پذیرفت که نمایندگان آمریکا خود را ازوجیه الملگی به وکیل الدولگی وبدتر از آن به وکیل کسانی از یک درصدی های حاکم برآمریکا تبدیل کرده اند که هزینه ی بسیار سنگین انتخاباتی آنها را مهیا میکنند تا به چیزی جز بیان منافع آنها لب نگشایند.
اگر این مشکل وجود دارد، ازخانواده های حاضر کمک بگیرید!
اگر دولت عراق به رعایت استانداردهای حقوق بشری متعهد شده، آیا قصوری درانجام وظایف خود ازجمله عدم اجرای قوانین دراین کمپ انجام نداده وبه اقلیتی از پادوان رجوی اجازه نداده که اکثریت این اسرا را درکلاس های شستشوی مغزی جمع کرده و اوقات خواب وبیداری و… آنها را خودسرانه تعیین کرده وحقوق فردی واجتماعی آنها را نقض کند؟!