گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت چهارم
از همان روزی که به قرارگاه اشرف منتقل شدم حس کردم خواهرهای حاضر در قرارگاه اشرف که به مسئولیت های کلیدی منصوب شده بودند احساس خوبی نسبت به مردها ندارند. برخوردها و رفتارهایشان تحقیر آمیز بود. انگار اینها چون عروسک کوکی بودند و واکنش های احساسی و دور از منطق داشتند. وقتی به مقر منتقل شدم طبق روالی که بود نوارهای انقلاب توسط تقی صوفی فرمانده مان برای افراد مقر ما گذاشته شد اولین بار آنجا فهمیدم، چرا زنها را از مردها دور می کنند و حتی زن و مرد جرئت نداشتند با هم صحبت کنند…
پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت دوم
خانم مریم عضدانلو چگونه از دفاع برای ارزش های انسانی و حقوق زنان صحبت می کند در حالی که زنان جدا شده از فرقه مجاهدین همچون خانم مرضیه قرصی مشهور به آرزو در قرارگاه اشرف و یا خانم بتول سلطانی از اعضای شورای رهبری مجاهدین و خانم آن سینگلتون عضو با سابقه ارتش آزادیبخش، به صراحت از محو ارزشهای دموکراتیک در درون مناسبات مجاهدین و فضای حاکم بر قرارگاه اشرف سخن می گویند و به فاکت های تکاندهنده ی بیشماری در خاطرات و مصاحبه های متعدد خویش، اشاره می کنند که حاکی از اجبار زنان قرارگاه اشرف به طی کردن مسیر و روندی ست که با اصیل ترین و طبیعی ترین تمایلات و عواطف زنانه و احساسات مادرانه تضاد بنیادین دارد.
خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت شانزدهم
متوجه بودم مسئولین قرارگاه اشرف و فرماندهانم به نوعی سعی دارند روحیه مرا در هم بشکنند و کما فی السابق به عنصری بی اراده مبدل کنند. با شگردهای آنها در این ده سال به حد کافی آشنا بودم. اما فرزندم سعید انگیزه ی سرشاری را در من بوجود آورده بود. احساس گناه میکردم. در خلوت تنهائی های خویش در این فکر بودم فرزندم سعید چه گناهی کرده بود که به چنین سرنوشت شومی گرفتار آید؟ به طوری که حتی مادر و پدر واقعی خودش را نشناسد. اعتراضاتم شروع شد…
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سوم
افراد در درون مناسبات ابزاری بیش نبودند. به آنها قدرت انتخاب داده نمی شد. افرادی ذلیل و بی اراده بشمار می رفتیم. حتی در مهمترین کارها که مربوط به سرنوشت مان بود نیز امکان تصمیم گیری نداشتیم. من خود شاهدی زنده هستم بر بطلان ادعاهای پر طمطراق رهبران سازمان که از آزادی و حقوق انسانها به دروغ حرف میزنند و شعار میدهند.
پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت اول
خانم مریم عضدانلو، این یک واقعیت مسلم است که همسر شما و فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین چون در میان ملت ایران بدنه و پایگاه اجتماعی ندارند، سعی دارند از بیگانگان برای رسیدن به امیال قدرت طلبانه و بیمارگونه ی خویش کمک بطلبند و در گذشته نیز مورد بهره برداری تمام عیارمنفورترین و خشن ترین رژیم جهان معاصر یعنی حکومت صدام قرار گرفتند که جز ننگ و نفرین ملت ایران حاصلی برای آنان نداشت. اما هم اکنون از شما می پرسم آیا معقول و منطقی ست به جای پند آموزی و عبرت گیری از گذشته ی سیاه و تاریک خویش دوباره دست به دامان کسانی بشویم که جز به اهداف نامقدس و شوم خویش پایبند نیستند…
دنیای تاریک مجاهدین
نامه ی اعتراضی آقای دکتر وحید پژمانفر در رابطه با مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف و طرح خواسته منطقی خویش در رابطه با امکان تماس برادرش علیرضا با وی و سایر اعضای خانواده اش، که خطاب به مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ و سایر نهادهای ذیربط حقوق بشری نوشته شده است، حکایت تلخ و درخوری ست از رفتار غیر انسانی و غیر دموکراتیک سردمداران مجاهدین بر علیه نیروهای مستقر در قرارگاه اشرف و خانواده هایی که به احساسات و عواطف انسانی و خانوادگی آنها اهمیتی داده نمی شود.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۶
در یکی از نشست ها سه نفر از مسئولینی که رده تشکیلاتی بالایی داشتند را به نشست آوردند و آنها را سوژه کردند. برای اغلب بچه های حاضر در نشست از جمله خودم شک برانگیز بود آیا می بایست این ها را نیز ما مورد انتقاد و توهین قرار بدهیم؟‼ و فرماندهان بالاتر در نشست برای اینکه به ما جرئت توهین به سه نفر از کادرهای رده بالای تشکیلات را بدهند خودشان ابتدا شروع کردند به توهین…
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۷
فکر می کنید شریف یا همان مهدی ابریشمچی در ماجرای از دست دادن مریم به عنوان یک همسر دائمی دچار تناقض نشد صدرصد شد ولی چون وابسته به مسعود بود و از خود چیزی برای ارائه کردن نداشت مجبور بود از دست دادن همسرش مریم را تحمل کند. جالب اینکه به شریف بعدها تحمیل شد تا زیر دست همسر سابقش قرار بگیرد و موقعیت تشکیلاتی برتر خود را نیز به نفع مریم از دست داد.
مجاهدین ویرانگر مرزهای مدرن
آیا واقعاً بعد از 20 سال که شما برادرم و همه افراد مستقر در قرارگاه اشرف را تحت شستشوی مغزی قرار داده اید، این قدر ترس و واهمه دارید که برادرم با خانواده اش تماس نگیرد و یا شما آنقدر تنگ نظر هستید که به برادرم حق نمی دهید بعد از 20 سال با خانواده اش تماس تلفنی بگیرد؟
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوم
تشکیلات رجوی به دربار پادشاهان قدیم می ماند که رهبری آن حتی فکر می کرد خورشید و ماه باید به فرمان پادشاه طلوع و غروب کنند آری رجوی در پوش اسلام یعنی خواستگاه توحیدی تمامی مردم ایران (مسلمانان) از نام امام حسین و انبیاء سوء استفاده کرد.
قرارگاه اشرف، خانه ی عنکبوت
سیامک حاتمی پس از پانزده سال توانست با عزمی راسخ از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در قرارگاه اشرف رهایی یابد. او سه سال است که در دنیای آزاد زندگی می کند. سیامک در گفتگویی که با وی داشتم به شکلی صریح و جسورانه به طرح دیدگاههای انتقادی و گزنده خویش از وضعیت و شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات درونی مجاهدین می پردازد.
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم – قسمت نهم
مجاهدین حتی به کادرهای قدیمی خودشان هم رحم نمی کنند عماد باقری و پرویز فرهمند از کادرهای قدیمی سازمان بودند آنها تمام هستی و عمر خودشان را برای اهداف سازمان گذاشتند عماد و پرویز با 25 سال سابقه مبارزاتی، هنگام جدا شدن از سازمان به آنها مارک اطلاعاتی زدند و در تلویزیون خودشان اعلام کردند آنها مزدور دولت ایران هستند