سی خرداد شصت، کابوس یک استراتژی – قسمت دوم
به نظر می رسد انزوا، بایکوت، تحقیر و نیز طرد و انکار مجاهدین از سوی همه نیروها و جریان هایی که در تحولات منطقه ی خاورمیانه نقش بازی می کنند ناشی از اتخاذ خط مشی خشونت آمیزی است که سر آغاز آن سی خرداد می باشد. البته سی خرداد نقطه ی عطفی بود که واقعیت ناکامی جنگ مسلحانه و تحلیل های آبکی و غیر علمی رهبر عقیدتی مجاهدین مسعود رجوی را برای همگان کاملا آشکار کرد
سی خرداد شصت، کابوس یک استراتژی ـ قسمت اول
هر استراتِژی منجر به خشونت و یا اقدام به عملیات تروریستی از سوی فرقه هایی چون مجاهدین نیازمند افرادی ست که از طریق دگردیسی ذهن و روان به سرسپردگی کامل و تمام عیار تن در دهند و رهبر عقیدتی را چون موجودی الهی و ستایـــش برانگیز بشمار آورند. در این صورت” مرزهای عقلانیت انتقادی وخـــرد ورزی” در ذهن عناصر فرقه و پیروان رهبر عقیدتی خدشه دار خواهد شد و هیچگاه آنان نخواهند توانست درک کنند رهبر عقیدتی آنان مثل سایر انسانها در معرض نقد و بررسی است
سی خرداد، آغاز کشتار شهروندان ایرانی توسط مجاهدین
واقعاً سی خرداد برای سران مجاهدین آغاز یک خیانت بزرگ بود، آغاز جنگ مسلحانه علیه ملت و مردمی که خود در حال جنگ با دشمن خونریز و اشغالگر بودند و رفتار مجاهدین مملو از خیانت به کشور و مردم ایران و به خصوص جوانانی که زیر عوام فریبی رجوی مسیر زندگیشان عوض شد.
میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت سی و هفتم
سازمان هیچگاه به مبانی مبارزات انقلابی مقید نبود هر وقت منافع شخص رجوی اقتضاء می کرد سازمان تغییر موضع می داد و اصول انقلابی گری معنای خود را از دست می داد. یعنی نه تنها اصولی در کار نبود که اینها یعنی رهبران سازمان و مسعود رجوی بعد از اشغال عراق به سمت آمریکا کشیده شدند این امر کاملا بر خلاف همه شعارهایی بود که سازمان می داد
ابراز انزجار از رهبران بیرحم مجاهدین
ما اعضای جدا شده ی مجاهدین که پس از سالها فعالیت تا سرحد مرگ و جنون، سرانجام پی به ماهیت توتالیتاریستی و ضد مردمی سران مجاهدین بردیم و با تلاش خستگی ناپذیر و اراده ای راسخ از مناسبات اختناق آمیز و باتلاق مجاهدین جدا شده و به دنیای آزاد، کانون گرم خانواده و میهن عزیزمان ایران بازگشتیم به خوبی می دانیم که سران مجاهدین چگونه با شانتاژ و شیوه های غیر انسانی و غیر اخلاقی سعی دارند تا در یک جنگ روانی طاقت فرسا اعضای خانواده ها و فرزندان و بستگانشان را که در اسارتگاه اشرف تحت فشار قرار دارند رویاروی هم قرار دهند
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و پنجم
اعتراض افراد به دادگاههای فرمایشی در واقع نوعی خود زنی و خودکشی بود. چه اعتراضی بین جمع هتاک؟ کسی جرئت اعتراض یا دفاع نداشت. در نهایت روی فرد مسئله دار تف می انداختند این رفتارها واقعا مختص رهبران سازمان بود. شما فکر کنید بعد از این وضعیت افراد به چه حالت روحی می افتادند عاطفه، نمیدونم عشق و علائق انسانی واقعا در این افراد نابود می شد مگر در آن شرایط افراد می توانستند به این مسائل فکر کنند؟
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم
بعد از خروج تعداد زیادی از بچه ها و رفتن آنها به کمپ امریکا مسئولین سازمان نشست های مختلفی را برای ما گذاشتند. یکی از این نشست ها، نشست عمومی در روز عید بود. در عید سال 84 نشست در سالن اجتماعات برگزار شد زهره اخیانی آمد و برنامه را اعلام کرد. وسط برنامه یک پیام از مریم رجوی به صورت تصویری پخش شد که کلی در رابطه با بچه هایی که در داخل اشرف مانده بودند تعریف و تمجید کرد
رهبر عقیدتی مجاهدین و ضرورت تصمیم گیری معقول
حال سران فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین در شرایط سخت و تنگنای خفه کننده ای بسر می برند چرا که هرگز تسلیم واقعیت ها نشدند و فروتنانه در برابر مسائل و رویدادهای مهم جامعه خویش قرار نگرفتند. غرور کاذب و مضحک رهبر عقیدتی مجاهدین موجب گردید تا مجاهدین سالیان دراز با توجیه های غیر منطقی به رفتارها و مواضعی متوسل شوند که بیزاری مردم ایران را از آنان موجب گردد.
گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت سوم
رهبران سازمان باید نیروهایشان را از اشرف و عراق خارج کنند. اینکه چرا اصرار دارند در اشرف بمانند جای سوال دارد؟ قبل از سرنگونی صدام اگر یادتان باشد در نشستی لوح بزرگی را مسعود رجوی نشانمان داد و گفت این سند اشرف است. سند مالکیت اشرف بود به عنوان اینکه آنها از سوی رژیم صدام به رسمیت شناخته شده اند شاید یادتان باشد؟ آن موقع در زمان صدام این سند موجود بود ولی وقتی رژیم صدام سرنگون شد حکومت تغییر کرد خب این سند اعتبار خودش را از دست داد
نمایش تلویزیونی مجاهدین یا مجاب سازی کادر بندی شده قربانیان
طی چند روز اخیر سران فرقه ی مجاهدین با وادار نمودن افراد مستقر در اسارتگاه اشرف به مصاحبه تلویزیونی در سیمای به اصطلاح آزادی به شکلی آزار دهنده فشار سیستماتیک ذهنی و روانی بر کادرهای تشکیلاتی مجاهدین را به نمایش گذاشتند. افراد شرکت کننده در مصاحبه های اجباری تلویزیونی کسانی هستند که عمدتا خانواده هایشان در درب ورودی اشرف در انتظار ملاقات و دیدار با آنها هستند
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت دوم
در عملیات موسوم به فروغ جاویدان روحیه افراد از بس به هم ریخته و تعداد به حدی کم شده بود که رجوی می خواست هم پای ما را سفت کند و هم روحیه نیروهای خود را قوی تر کند به همین خاطر سعی میکرد تیر چند جانبه در کند. عصر که شد به یک مقر دیگر رفتیم بعداً فهمیدم یگان جدید به لشگر 89 معروف است. فردای آن روز برای ما کلاس آموزشی گذاشتند. ابتداء آموزش کلاش و کلت دیدیم. هر روز آموزش ها متفاوت می شد در فرصتی که پدید می آمد نوار انقلاب 64 مسعود و مریم را برای ما می گذاشتند.
مواضع ضد میهنی خانم مریم عضدانلو
خانم مریم عضدانلو به جای آویزان شدن از نظام منحط سرمایه داری جهانی به سرکردگی امریکا که در مسیر فروپاشی و اضمحلال قرار گرفته است و در عصر تحولات دموکراتیک، بیداری ملت ها و مبارزات رهائیبخش زمین گیر شده و از بحران های مالی و تناقض های درونی بشدت رنج می برد، سعی کند نیم نگاهی به مواضع و عملکرد سران فرقه ی مجاهدین بیاندازد که جز پادوئی و مزدوری برای سیاستمداران امپریالیست کاری در خور انجام نداده اند.