باید اراده محکمی داشته باشی و تصمیم به جدایی بگیری

با عرض سلام خدمت برادر عزیزم الخاص کوهپیما. الخاص جان من تنها برادرت شهنواز هستم. با چشمانی اشکبار و قلبی اندوهگین درحالی این چندخط نامه رابرایت می نویسم که دلم به شدت برایت تنگ شده است. نمیدانم آیا این نامه به دستت میرسد یا نه و آیا فرصتی برایت ایجاد می شود که بتوانی این […]

با عرض سلام خدمت برادر عزیزم الخاص کوهپیما. الخاص جان من تنها برادرت شهنواز هستم. با چشمانی اشکبار و قلبی اندوهگین درحالی این چندخط نامه رابرایت می نویسم که دلم به شدت برایت تنگ شده است. نمیدانم آیا این نامه به دستت میرسد یا نه و آیا فرصتی برایت ایجاد می شود که بتوانی این نامه را بخوانی یا نه؟! امیدوارم که روزی این نامه را ببینی و بخوانی.

آرزو دارم که ای کاش تو هم مثل دوستان قدیمی ات به وطن و خانه خود برمی گشتی تا تو را در آغوش بگیرم و تمام درد وغصه جدایی این سالها به پایان برسد. ما همگی صحیح و سالم و حالمان خوب است. خواهرانت خمار و خمسار، پسرعموها شهباز، نوروزعلی، امیر، مهرعلی، شعبان، حسنعلی و حسینعلی، زن عموها و بقیه اقوام و بستگان همه خوبند و بی صبرانه چشم انتظار آمدن شماهستند. بیشتراز۳۵ سال است که از ما فاصله گرفته ای! اما ما هیچوقت تو را فراموش نمیکنیم وهنوز امیدوارانه در انتظار آزادی و برگشت تو هستیم.

چرا باید دوری و ناراحتی تحمل کنیم؟ همه دوستانت که از سازمان مجاهدین جداشده اند در حال حاضر پیش خانواده هایشان به خوبی و خوشی زندگی میکنند. عزیز برادر چرا به فکر ما و خودت نیستی؟ چرا برای رهایی خودت از آن محیط و زندان بسته کاری و اقدامی انجام نمی دهی؟ برادر جان هر چه سریعتر بدون هیچ ترس و نگرانی خودت را ازآنجا نجات بده. همه چیز دست خودت هست. باید اراده محکمی داشته باشی و تصمیم به جدایی ازآن سازمان خراب شده بگیری. مطمئن باش هیچ مشکلی پیش نمی آید. التماست میکنم برادرعزیزم، خواهش میکنم الخاص جان خودت را نجات بده و زودتر تصمیمت را عملی کن. همه ما منتظر آمدنت هستیم تا برایت جشن بزرگی بگیریم.

امیدوارم عکس مرا ببینی و کمی دلت هوای خانه و برگشت به وطن را بکند.

از طرف برادر چشم انتظارت شهنواز کوهپیما