بریده مزدورکیست؟ بریده مزدوری چیست؟ – قسمت اول
در لغت نامه فارسی معین مزدور به معنای اجیرشده، جیره خوار، خود فروخته، سرباز یا گروه شبه نظامی که بدون هیچ گونه انگیزه ملی، مذهبی فقط برای دریافت دستمزد بصورت پیمانکار جنگی عمل می کند تعریف شده است. در طول تاریخ گاهی مزدوران در مقابل کشور خودشان قرار می گرفتند و خدمات جنگی به دشمن […]
تسلیت انجمن نجات خوزستان به عبدالهادی رومی پور
انالله وانا الیه راجعون با نهایت تاسف با خبر شدیم که فرید رومی پور برادر عبدالهادی از اعضای جدا شده بازگشتی از تشکیلات گروه رجوی و عضو مرتبط با انجمن نجات خوزستان دارفانی را وداع گفت و به رحمت ایزدی پیوست. انجمن نجات خوزستان درگذشت آقای فرید رومی پور را به خانواده محترمش و به […]
پیام سکران باوی به برادرش سلطان باوی در کمپ مانز مجاهدین
آقای سکران باوی در دیداری که روز یکشنبه 23 شهریور با اعضای انجمن نجات خوزستان داشت، از آنها در مورد آخرین وضعیت برادرش سئوال کرد که اعضای انجمن نجات هم توضیحاتی به ایشان ارائه دادند. در انتهای گفتگوها آقای باوی گفت می خواهم به زبان عربی به سلطان پیامی بدهم و خواهش می کنم هر […]
پیام فتح الله پیرزادی به برادرش حیدر پیرزادی در کمپ آلبانی مجاهدین
آقای فتح الله پیرزادی سالهاست که با انجمن نجات خوزستان به منظور کسب خبر از برادرش حیدر و تلاش برای نجات او در ارتباط است. وی پیامی به صورت تصویری برای برادرش تهیه و آن را جهت پخش در سایت نجات به دفتر انجمن نجات خوزستان فرستاد. آقای پیرزادی به اعضای انجمن نجات گفت امروز […]
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با سکران باوی
روز یکشنبه 23 شهریور ماه 1404، اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای سکران باوی برادر سلطان باوی در پارک منطقه ملاشیه اهواز دیدار کردند. در این دیدار که به دعوت آقای باوی صورت گرفت، ایشان ضمن تشکر از پاسخ اعضای انجمن به دعوتش، مختصری از خاطرات خود با سلطان در منطقه ملاشیه که محل تولد […]
داستان آشنایی و جدایی من از مجاهدین خلق – قسمت سوم
علی اکرامی در قسمت قبل خاطراتش گفته که مسعود رجوی رهبر ریاکار سازمان با استفاده از شرایط و جو جوشان جامعه و عدم شناخت نسل جوان نسبت به ماهیتش و با استفاده از توانمندی های شیطانی اش در سخنرانی های آتشین، قلب و روح و روان برخی از جوانان را به تسخیر خود در آورد […]
چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت چهارم
حمید دهدار در قسمت قبل از صحبت کردن با خانواده گفت و گفت که بعد از بیرون آمدن از اتاق تلفن چنان انرژی و توان گرفته بودم که بلافاصله نامه ای به مسئول یگانم که آن موقع محسن نیکامی (کمال) بود نوشته و در آن صراحتا گفتم که از این تاریخ به بعد حاضر به […]
داستان آشنایی و جدایی من از مجاهدین خلق – قسمت دوم
در قسمت قبل گفتم که با انتخاب مجاهدین خلق به سراب رسیدم. آنها از صداقت و جسارت و اعتماد من و نسل همانند من بیشترین سو استفاده ها را کردند. من از ایدئولوژی و طرز برداشت آنها از اسلام اطلاعی نداشتم، ولی به دلیل اظهار به اسلامی بودن عقایدشان و شجاعت و از جان گذشتگی […]
داستان آشنایی و جدایی من از مجاهدین خلق – قسمت اول
تاریخ، آینه عبرت هاست و در خلال درس آموزی از این عبرت ها است که انسان می تواند مسیر درست زندگی برای نیل به پیشرفت و شکوفایی و افتخار را طی کند. پندها و عبرت ها می توانند چراغ راه نسلی باشند که با گذر از کوران حوادث و بکارگیری تجارب نسل پیشین ولو تلخ، […]
چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت سوم
در قسمت قبل گفتم که بعد از خروج از اتاق تلفن حال و هوای دیگری داشتم. احساس کردم به کوهی بزرگ تکیه کردم چنان از خانواده ام توان و انرژی گرفتم که احساس کردم همان نیروی محرکه قوی در من ایجاد شده که می توانم به راحتی همه موانع ذهنی و عینی را کنار بزنم […]
در خروجی مقر مجاهدین در آلبانی چه می گذرد – قسمت اول
در روزهای اخیر، اخباری مبنی بر فرار خانواده شاه کرمی از تشکیلات گروه رجوی در مقر اشرف سه منتشر شده است. خانواده شاه کرمی؛ علی پدر، فرزانه خادمی مادر و فروغ ، نسیم و مسعود فرزندان این خانواده از تشکیلات این گروه بصورت خانوادگی جدا شده اند. در حالی که فرار به صورت انفرادی از […]
چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت دوم
همانطور که در قسمت قبل گفتم، علاوه بر تصویروحشتناکی که رجوی از دنیای بیرون از تشکیلات برای ما درست کرده بود از طرف دیگرهم شدیدترین برخوردها را برای افراد خواهان جدایی در دستورکارش قرار داده بود که واقعا برای ما بسیار رعب انگیز بود. او همه اعضا را در یک وضعیت بلاتکلیفی و بن بست […]