چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا 20 خرداد 1405

    قربانیانِ یک نبردِ نابرابر
    جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا

    نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند. برای […]

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفدهم 07 آذر 1387

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفدهم

همه دغدغه من خروج از قرارگاه اشرف و بازگشت به ایران بود. دلم برای فرزند بیگناهم سعید خیلی تنگ شده بود. احساس گناه می کردم که چرا ده سال پیش به تور رابطین سازمان افتادیم و به عراق آمدیم تا چنین سرنوشت شومی پیدا کنم و وادارم کنند از پسر نازنینم سعید که هنوز شیر می خورد برای همیشه جدا شوم و دیگر او را نبینم.

مصاحبه با علیرضا نقاش زاده 06 آذر 1387

مصاحبه با علیرضا نقاش زاده

مصاحبه کانون آوا با آقای علیرضا نقاش زاده، جدیدترین عضو ناراضی مجاهدین که در اروپا موفق به کسب پناهندگی سیاسی شده است.این گفتگو در جریان جلسه” از اشرف تا اوور” در سرژی ــ پونتواز درحوالی اصلی ترین مقر مجاهدین در اروپا به تاریخ 21 نوامبر 2008 با آقای نقاش زاده انجام گرفته است.

بازگشت محمد یوسفی به وطن 06 آذر 1387

بازگشت محمد یوسفی به وطن

صدیقه یوسفی خواهر محمد، جدا شده از سازمان: 28 سال هیچ خبری از او نداشتیم تا این که حدود 1 ماه پیش با تماس تلفنی فهمیدیم که 40 روز است که آزاد شده است، بازگشتی که بر پایه احساس فطری صادق و محبت به وطن است برخلاف سال های زیادی که محمد دور از خانواده اش زندگی کرده است با این قطع ارتباط محمد، همه چیزش را از دست داده است.

گردهمایی از اشرف تا اوور در فرانسه 05 آذر 1387

گردهمایی از اشرف تا اوور در فرانسه

در ابتدای برنامه آقای جواد فیروزمند اعلام نمود که متاسفانه علیرغم دعوت رسمی از اعضا و مسئولین سازمان مجاهدین برای شرکت در این جلسه ازجانب این سازمان نه تنها پاسخی دریافت نشده بلکه با ارعاب و تهدید سعی در جلوگیری از برگزاری این جلسه نموده اند. وی همچنین ابراز امیدواری نمود که روزی مسئولین سازمان مجاهدین نقطه نظرات خود را در یک گفتگوی دمکراتیک با شرکت جدا شدگان و منتقدین خود بیان نمایند.

تلاش برای نجات از حصار فکری و جسمی مجاهدین 04 آذر 1387

تلاش برای نجات از حصار فکری و جسمی مجاهدین

در جریان جلسه ای که در شهر سرژی برگزار شد، آقای علیرضا نقاش زاده عضو جدا شده از مجاهدین که جدیدا به یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شده، توسط مسئول انجمن آوا، آقای مهندس علی اکبر راستگو به حاضرین معرفی شد. آقای علیرضا نقاش زاده در این جلسه تاکید کرد که در چند سال گذشته، مجاهدین اجازه دیدار یا تماس تلفنی با مادرش را که در پادگان اشرف محصور است به او و خانواده اش نداده اند.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت پنجم 04 آذر 1387

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت پنجم

. انسانها مثل اینکه ارزشی برای مسعود و مریم و سایر رهبران سازمان نداشتند. شعارهای آنها را وقتی از رادیو در ایران می شنیدم تحت تاثیر قرار گرفتم اما وقتی به داخل مناسبات سازمانی آنها وارد شدم، فاجعه را از نزدیک حس کردم، متوجه شدم انسانها را با فریب به درون مناسبات ضد انسانی سازمان هل داده اند و کسی را یارای فرار از آن محیط وحشت و خفقان نبود. خیلی برای من غیر عادی بود شرایطی را تحمل کنم که حتی در همه ی عمرم تا آن لحظه ی ورودم به قرارگاه اشرف تصورش را هم نمی کردم.

اخلاق ماکیاولیستی مجاهدین در برخورد با امپریالیسم 03 آذر 1387

اخلاق ماکیاولیستی مجاهدین در برخورد با امپریالیسم

چرا افراد باید فقط از بوق سازمان اخبار را گوش بدهند؟ یعنی این قدر محیط بسته و محصور است. حالا فرض کن یک امکانی باز شود و چشم این افراد درون سازمان که محصور هستند، باز شود، به همان چهار تا عراقی باز می شود. به اینکه یک مرتبه بچه های سازمان می بینند، آقای که تا آلان می گفته؛ امپریالیست و فلان و حتی اینکه کف و دست می زدند سر اینکه برج های دوقلو رفت به هوا (انفجار برج های دو قلو در آمریکا در 11 سپتامبر 2001) تا جایی که آقای رجوی داد زد و گفت: اینکه اسلام ارتجاعی اش بوده، این کار را کرد. حالا ببینید اسلام انقلابی اش چکار می کند و ببینید چه پتانسیلی در درون شما هست که هنوز محبوس است و آزاد نشده است.

رجوی: من غیر قابل درک هستم 29 آبان 1387

رجوی: من غیر قابل درک هستم

در رابطه با تصمیمات یک جانبه رجوی و نابودی سازمان اظهار داشت،کلیه تحلیل های رجوی از سال 64 اشتباه محض بوده است ولی او حتی برای یک بار هم نگفت که من اشتباه کردم و همچنان بر صحت تحلیل هایش پافشاری می کرد و به همین دلیل هم سازمان را به نابودی کشید. او هرگز معتقد به نظرات سایرین نمی باشد.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت دوازدهم 29 آبان 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت دوازدهم

رجوی بعد از مدتی دید که در سازمان کسی اهل کار کردن نیست و به نوعی سر زنان که اکنون همه کاره سازمان شدند مسئله دار هستند به فکر افتاد که جلوی این را بگیرد در مورد عملیات جاری باید گفت که رجوی برای تفتیش اذهان نیروها به این حقه دست زد که نیروها باید روزانه بعد از پایان کار در نشست با مسئوول خودشان کار نکرده خودشان را مطرح کرده و علت این کم کاری باید گفته می شد و مورد انتقاد جمع قرار می گرفت تفاوت این نشست با نشست های زمان قدیم در این بود که اکنون بطور تمام وقت نیروها تحت تفتیش عقیده بودند.

استمداد از اعضای جداشده فرقه مجاهدین 28 آبان 1387

استمداد از اعضای جداشده فرقه مجاهدین

زندگی درون فرقه ای واقعا و عمیقا تا چه اندازه غیر مترقبه و غافلگیرکننده و در نهایت برای آدم های بیرون فرقه ها می تواند شگفت انگیز و البته خوفناک باشد. چنین ضرورت هایی ایجاب می کند، اعضای جداشده از فرقه ها نسبت به کوچک ترین و کمترین اتفاقات درون مناسباتی در زمان حضورشان در فرقه بی تفاوت و با عدم جدیت برخورد نکنند. چه بسا آنچه به زعم جداشدگان بی اهمیت، ساده، تکراری و حتی ملال آور تعبیر و تلقی شود، در بیرون از ذهن او و در دنیای آزاد می تواند به منزله یک شوک عمل کند.

مصاحبه با آقای علی جهانی فرد – قسمت دوم 26 آبان 1387

مصاحبه با آقای علی جهانی فرد – قسمت دوم

برای رجوی سرنوشت اعضای سازمان مهم نیست. حاضر هست همه را قربانی منافع رهبری فرقه کند. کمااینکه در جریان حمله آمریکا به عراق دیدیم که چطور ما را در کوه های حمرین رها کردند و مریم خانوم به همراه 400 نفر از نورچشمی های خود به فرانسه رفت و مسعود رجوی هم مخفی شد تا ما که قربانی این فرقه بودیم زیر بمباران از بین برویم تا بعدا بتواند استفاده اش را ببرد.

ناگفته هائی از قلعه ای به نام اشرف 25 آبان 1387

ناگفته هائی از قلعه ای به نام اشرف

با فرصت طلبی گفتند زمان جنگ است و ما نمی توانیم بچه نگه داریم و به این ترتیب با یک شانتاژ دیگر، بچه ها را هم از خانواده ها جدا کردند و به این ترتیب یک طرح خائنانه ای بود که به این صورت انجام گرفت و حتی خودشان گفتند این بهانه خوبی است تا از دست بچه ها خلاص شویم. و بحث تا اینجا پیش رفت و مطرح شد. و به این ترتیب بچه ها را هم از خانواده ها جدا کردند و هدف شان این بود که افراد به صورت هر چه تمام وقت تر و حرفه ای تر بمانند و مسعود در اوج شیادی محاسبه کرده بود در شرایطی که بچه ها باشند چه انرژی کلانی توسط این بچه ها گرفته می شود.

blank
blank
blank