قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
رجوی: عملیات جاری، جهاد اکبر است
بحثی هم هست در مناسبات درونی سازمان به نام عملیات جاری. این عملیات اولین بار در سال 1374 در سازمان شروع و رواج پیدا کرد. این عملیات ابتدا به صورت گفتاری بود یعنی افراد می آمدند حرف می زدند و اما بعد به صورت نوشتاری شد. یعنی فاکت به فاکت مسائلی که فرد می خواست بگوید، می نوشت و بعد در جمع از روی نوشته می خواند. این عملیات جاری که آن موقع مسعود خیلی سرش شلوغ کرد و گفت: این جهاد نفس و جهاد اکبر است و به تدریج آن را به این مسائل ربط داد و بعد حتی گفت: این بالاتر از شهادت است به این معنی که فرد باید بیاید و گناهان و خطاهایی که مرتکب شده همه آنها را در حضور جمع مطرح کند و اعتراف کند که مرتکب این خطاها شده است.
تاملی بر دستگیری تروریستهای مجاهدین در فنلاند
بر اساس تجارب تک تک افراد جداشده از این فرقه هیچ کس یک شبه به درک عمیق برای جداشدن از این فرقه نائل نشده است بلکه همه جداشدگان در یک پروسه طولانی و با برخوردن از هزاران حقایق و جنگیدن با خود به ایمان صددرصدی رسیدند تا النهایه تصمیم بر جدایی از فرقه را بطور قاطعانه در دستور کار خودشان قرار دهند و با مهیا شدن”فرصت” به آن جامه عمل بپوشانند.
پیامد حمایتهای غرب از تروریست های مجاهدین
بتول سلطانی با اشاره به بازداشت محمدعلی جابرزاده انصاری و هادی روشن روان 2 تن از اعضای ارشد سازمان مجاهدین از سوی انترپل در هلسینکی فنلاند گفت: این دو تن از افراد قدیمی و کهنهکار سازمان و از پیشقراولان ماموریتهای خارج از عراق مجاهدین هستند تا جایی که من از آنها شناخت دارم و با محمدعلی جابرزاده معروف به قاسم کار کردهام و او نیروی تحت امر من بوده است میدانم که او و همراهش از نیروهای بسیار وفادار به سازمان و فوقالعاده قابل اطمینان و به شدت مورد اعتماد شخص مسعود رجوی هستند.
تقدیم نامه حضوری به سفارت فنلاند در پاریس
امروز ما مطلع شدیم که دو تن ازگردانندگان این فرقه آقایان هادی روشن روانی و محمدعلی جابر زاده انصاری توسط اینتر پل در فنلاند دستگیر وبازداشت شدند. ما قربانیان این فرقه می خواهیم شما ومسئولین فنلاندی را به این موضوع مهم به اشراف برسانیم که این دوتن نقش بسیار مهمی نه تنها در سرکوب ناراضیان درون فرقه بلکه در سرکوب مردم عراق در دوران صدام حسین داشته اند. این دو تن جزء آن دسته از جانیانی هستند که هم اکنون در پادگان اشرف ودر مقر اصلی فرماندهی این فرقه در پاریس به فعالیتهای فرقه گرایانه خود مشغولند.
مصاحبه با آقای محمد حامد صراف پور
رجوی رسما در چندین نشست اعلام کرد که هر کس بخواهد جدا شود تحویل افراد امنیتی صدام حسین شده و به زندان ابوغریب برده خواهد شد. رجوی مشخصا گفت که در درون تشکیلات میخواهد مشت آهنین باشد. تصور من از سازمان قبل از رفتن به عراق کاملا متفاوت بود. ماندن در سازمان نه از روی اختیار بلکه از روی اجبار و ترس از ابوغریب بود. عطر زدن، رادیو داشتن، ارتباط با خانواده و دوستان، دوست و رفیق داشتن، و کلا دوست داشتن هر کس و هر چیزی ممنوع بود. به بیماری های افراد توجهی نمیشد و فورا مارک تمارض زده میشد.
تبریک انجمن نجات به آقای جمیل بصام
فرقه مجاهدین با تهاجم به حقوق انسانها در تلاش است تا هویت انسانی را فدای هویت تشکیلاتی نماید تا انسانها را تبدیل به ربات نماید تا بدینوسیله مسیر بهره کشی از آنها را فراهم نماید.هرکس و به هردلیلی از مجاهدین فاصله می گیرد، بی درنگ به هویت، اصالت، فرهنگ، آئین و سنت خویش رجعت می نماید تا گمشده خود را بیابد، خانواده اولین پناهگاه و تشکیل زندگی به مثابه زدودن مناسبات فرقه ای می باشد.
دیوار مجاهدین فرو ریخت
همه جداشدگان از سازمان و اکثر فعالین سیاسی به خوبی میدانند که از سالیان پیش دیوار و مانع بزرگی به بزرگی کشور عراق برای جلوگیری از جداشدن اعضایش درست کرده بود، این دیوار چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ ذهنی مانع خروج اعضا میشد ؛ رجوی و سرکردگان فرقه قسم خورده بودند که نگذارند پای حتی یک نفر هم به اروپا برسد، ولی بعد از سقوط پرخوانده شان صدام و آمدن آمریکایی ها به برده گاه اشرف این دیواری که فرقه درست کرده بود ترک برداشت
مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت ششم
بحثی در سازمان هست که مسئولی که از بابت تحت مسئول اش غافل بشود و نفهمد که تحت مسئول اش بریده یا مسئله دارد و آن فرد فرار کند آن مسئول خلع رده می شود. یعنی بدترین و بیشترین توبیخ ها و برخوردها و دعواها و جنجال ها سر مسئولی است که نفهمد تحت مسئول اش مشکل دارد حتی رجوی در یکی از پیام های اش خطاب به شورای رهبری گفته بود، حتی اگر شماها روزی دو بریده داشته باشید این خیلی ارجح بر این است که در سال یک فراری داشته باشید.
چه کسی خائن است مجاهدین یا جداشدگان
حال برگردیدم به واژه خائن و خیانت آیا اطلاعات وطن فروشی در اختیار ما جداشدگان بود یا در اختیا شما. طبق اسناد موجود اطلاعات منافع ملی که سرمایه مردم یا همان خلق قهرمان بود را در اختیار صدام حسین قرار می دادید که مورد بمباران قرار گیرد آیا اموال خلق بود یا اموال سران رژیم ایران. اسناد آن موجود است آیا وقتی اخبار تجمع سربازان ایرانی را به دشمن می دادید برای بمبارانهای شیمیایی برای گرفتن تلفات بیشتر از فرزندان ایران زمین آیا آن سربازان کجایی بودند. مگر فرزندان آن خلق قهرمان نبودند همان خلقی که سنگشان را به سینه می زدید. اسناد آن موجود است.
گفتگو با آقای صباح شکربیگی – قسمت دوم
برای اینکه همه نفرات را زیر سلطه و چتر رهبری (رجوی)در بیاوردند شخصیت و فردیت آنها را خرد میکردند. هیچ چیزی با رضایت و اختیار نفرات صورت نمی گرفت طلاق و از هم پاشیدن کانون خانواده اجباری بود. نماز اجباری بود. به بیکاری کشاندن نفرات اجباری بود. نشست های تشکیلاتی چند ساعته و بی محتوا جهت شستشوی مغزی نفرات کاملا اجباریی بود و همه نفرات باید کورکورانه و بدون هیچ اعتراضی اوامری آنها را اجرا می کردند.
محکوم کردن اعمال ضد بشری مجاهدین
روز 29 ماه نوامبر اعضای جداشده از سازمن مجاهدین خلق که به تازگی به فرانسه رسیده اند، از طرف انجمن ایران باستان آینده درخشان در جلسه ای که”جامعه دفاع از حقوق بشر” تشکیل داده بود شرکت کردند،آنان ضمن دیدار و گفتگو با خانم شیرین عبادی و دیگر اعضای جامعه دفاع از حقوق بشر و نیز گفتگو با سایر ایرانیان شرکت کننده در جلسه ضمن برشمردن جنایت ها و سبعیت های سازمان مجاهدین که خود شاهد آن بوده اند،اظهار داشتند که با مقوله دفاع از حقوق بشر باید بعنوان یک امر فراگیر و جامع برخورد شود، لازم به ذکر است که بیان تجارب شخصی و دیده های اعضای شرکت کننده در این جلسه به شدت مورد استقبال حاضرین و برگزار کنندگان قرار گرفت.
نامه آقای علی جهانی فرد به نخست وزیر عراق
هدف من از نوشتن این نامه درخواست تداوم کمک های دولت عراق برای اعضای منتقد و ناراضی سازمان مجاهدین خلق مستقر در عراق میباشد، اگر چه این کمک ها پراکنده و مقطعی می باشد. من نگران دوستان باقی مانده خود در پادگان مجاهدین در عراق می باشم. بسیاری از دوستان من خواستار جداشدن از مجاهدین می باشند ولی رهبری مجاهدین خلق برای خروج آنها موانع ذهنی و فیزیکی زیادی ایجاد کرده اند. این موضوع، بویژه بعد از تعطیل شدن کمپ تیف توسط نیروهای آمریکایی که با توطئه های مجاهدین خلق صورت گرفت، ابعاد بیشتری یافته است.

