نقض سیستماتیک حقوق کودکان در مناسبات فرقه ی مجاهدین
اوج خشونت بر علیه کودکان در زمان انقلاب ایدئولوژیک پایه گذاری شد. زمانی که رجوی مستقیما کانون خانواده را هدف گرفت و بنا را به تلاشی کامل خانواده ها قرار داد. این بار نیز کودکان که سد ومانع رسیدن به این مهم بودند از سر راه برداشته شدند و بهانه اش هم شد جنگ خلیج فارس.
کینه و انتقام گیری و حمله مسعود و مریم رجوی نسبت به منتقدین هنوز ادامه دارد
سابقا وهرجا که دست سازمان مجاهدین” فرقه رجوی” می رسید بصورتی که دم موش رجوی گیر نکند. منتقد را حذف فیزیکی می کرد که نمونه هایش در سابقه خیانت و جنایت این فرقه کم افشاء نشده است همچون آزار و اذیت خانم ها مهری موسوی و مینو فتحعلی و سر انجام کشته شدن آنها و اعلام بعنوان شهید شدن در حمله آمریکا یا آقای مهدی افتخاری با اسم مستعار فرمانده فتح الله که سالها مورد آزار و شکنجه سازمان و سرانجام مرگ بود
سکوت خفت بار رجوی در مقابل سفر آقای العبادی به ایران!
انچه برای من و ما رها شده گان از فرقه جنایتکار رجوی بطور کامل روشن هست سکوت حفت بار رجوی زنباره و مریم قجر حرمسرادار رجوی در مقابل سفر رسمی اقای العبادی به ایران می باشد سکوت خفت بار رجوی زنباره و مریم قجر حرمسرا دار و شورای دست ساز رجوی معنی خاص خودش را دارد و برای ما که شناخت کافی از شگردهای رجوی زنباره داریم کاملا قابل فهم است.
عنوان زجر کش کردن بیماران لیبرتی و نتیجه مناسبات فرقه ای رجوی ها
اگر فرقه در اطلاعیه هایش تاخیر سیستماتیک بیمار را در امر انتقال یک اقدام ضد انسانی از طرف ماموران عراقی، متهم می کند، علت این است تا مانع اصلی را دور بزند، مانع اصلی خودش است رهبران به دلیل قانونمندی های فرقه ای نمی خواهند اعضایشان در فضای سالم نفس بکشند اگر نفرات همراه را کوبل بیمار نکنند آن وقت اعضاء از چنگشان خارج می شوند.
ترفند اعلام”شورای مرکزی” توسط فرقه رجوی
سازمان مجاهدین خلق مجددا تشکیل ارگانی با نام”شورای مرکزی” را اعلام نموده و مسعود رجوی در یک حرکت نمایشی به مناسبت ۳۰ مهر، سالروز انتصاب مریم رجوی به سمت ریاست جمهوری مادام العمر ایران، این موضوع را تبریک گفته و جالب اینجاست که عنوان نموده که خودش هم از دیدن این اطلاعیه شوکه شده است. رجوی گفته که هرچه باشد مریم حتما همه جوانب را سنجیده و اظهار امیدواری نموده که این شورا چیز خوبی از آب در خواهد آمد.
نفیسه بادامچی پزشک یا شکنجه گر؟
این خانم دکتر مسئولیت یک بخش از همان بیمارستان را برعهده داشت… بلافاصله بعد از اینکه عمل دیسک من در بیمارستان خصوصی بغداد پایان یافت، دوباره به بیمارستان طباطبایی منتقل شدم که در آنجا به مدت یکماه تحت مراقب باشم… نفیسه بادامچی که احتمالاً از همان ایام مثله کردن زنان را استارت زده بود دیگر آن مهربانی سابق را نداشت، زنی خشن و بی رحم شده بود که اولین ضربه را بعد از عمل به من وارد آورد، به این ترتیب که دستور داد از شب دوم حضورم در بیمارستان به نشست عملیات جاری که خودش در اتاق دیگر برگزار می کرد بروم و فکت نویسی کنم و زیر ضرب توهین و افترا قرار گیرم!
درجنگ غیرعادلانه سوریه، تنها آمریکا و متحدین اش حق اجیر کردن نیرو را دارند!
فرقه ی رجوی حرف دلش را با زبان رسانه های آمریکائی وشرکای غربی ومنطقه ایش میزند وسپس برای بالا بردن اهمیت اخبارش، به بازگویی مجدد ازقول این رسانه ها میپردازد! یعنی اینکه خود احساس میکند که چون یک طرف دعوا بحساب میآید وهمچنین غیر قابل اعتماد نبودن خبرهایش را درنقش چوبان دروغگو تشخیص داده، فکر میکند که بجای طرح مستقیم حرف هایش، بهتر است که آنرا از زبان رسانه های غرب و بعضا کشورهای مسلمانی که دشمن سوریه ومتحد سلطه گران بحساب میآیند، نقل کند تا مورد پذیرش خوانندگان خود قرار گیرد!
آخرین عشوه های ملکه ترور برای اربابانش
حال با عنایت به توضیحات بالا اگر بخواهیم کلمات را به درستی در جای خودش قرار دهیم، جمله مریم قجر خطاب به غربی ها که در ابتدای این نوشته آوردیم بهتر ترجمه می شود اگر بجای «آلترناتیور فرهنگی و ایدئولوژیک» عبارت «فرقه تروریستی»، بجای «اسلام بردبار و دمکراتیک» عبارت «مناسبات فرقه ای»، بجای «برابری زن و مرد» عبارت «طلاق اجباری و حرام بودن خانواده» را قرار دهیم و همچنین توجه به این نکته که می دانیم رجوی ها برای ایجاد ایران هراسی و برای همسویی با اربابان غربی و اسرائیلی شان و دشمنی با مردم ایران، با ریاکاری و وقاحت هر چه تمامتر ایران را متهم به «افراطی گری تحت نام اسلام» می کنند
خانم قجر، اسید پاش در برابر جنایات شما لُنگ می اندازد
مورد دوم مربوط به سال 1382 و دستگیری مریم قجر است که بدستور وی و شخص رجوی، افراد تشکیلات این فرقه می بایست اقدام به خود سوزی می کردند. در این بین دو تن از اعضا بدلیل سوختگی شدید کشته و چند تن دیگر نیز بعلت اقدام به خودسوزی دچار مصدومیت جدی شدند که در زیر تصاویر برخی از این افراد که قربانی جنایت رجوی ها شدند را مشاهده می کنید.
نامه سرگشاده به سناتور جان مک کین
ساکنین کمپ لیبرتی قربانیان سیاست های تروریستی هستند. قبل از تسخیر عراق از آنها بعنوان سازمان دهندگان، آموزش دهندگان و اجرا کنندگان تروریسم استفاده میشد، بعد از اشغال عراق و فرار رهبران به غرب بعنوان وسیله ای جهت حفاظت از رهبران و کسب انعکاس رسانه ای و بهانه و موضوعی در دست رهبران جهت فریب غرب نسبت به اهداف و افکار شیطانی شان مورد بهره برداری قرار میگیرند.
جان اعضای اسیر در کمپ موقت لیبرتی در خطر است
با توجه به وضعیت نا امن و درگیری های که در عراق حاکم است روزانه ده ها نفر کشته می شود. همانگونه که در اخبارها آمده است نیروی تروریستی داعش به ۱۲ کیلومتری فرودگاه بغداد رسیده است. یعنی به ۱۲ کیلومتری کمپ موقت لیبرتی که بیش از ۲۸۰۰ ان از اعضای اسیر در سازمان مجاهدین دراین کمپ نگهداری می شوند. از طرفی هم ماهیت ضد شیعه بودن داعش برای همگان روشن است.
محمد تقی عباسیان، بیست و یکمین قربانی رجوی در لیبرتی
“عدم دسترسی به دارو” دروغ بزرگی است که مسعود رجوی برای سرپوش گذاشتن بر مرگ های مشکوک در لیبرتی ابداع کرده است. تنها مانع بر سر دسترسی ساکنان اردوگاه لیبرتی به دارو و امکانات پزشکی شخص مسعود رجوی است که تنها طرفی است که به این مرگ ها و به خون بیشتر به شدت نیازمند است. تقی عباسیان که از دیرباز به بیماری قلبی دچار بود به راحتی قابل اعزام به آلبانی یا آلمان یا حداقل به بیمارستان های بغداد بود که فرقه رجوی مانع از آن گردید.

