با طرح سقوط حکومت ایران،چارنسکی حرفی بزرگتر ازتوان خود میزند!
حضور او در قلعه ی اسرار آمیز اشرف فرانسه! وملاقات با خانم رجوی وبرزبان آوردن این اظهارات نشانگر نیت خبیث او و گفتن مسائلی ازحقوق زنان، بمنزله ی تحقیر زنان ایران است که اقلا هزارنفر ازآنها وبطور اجباری از همسر وفرزندانشان جدا شده وبه مالکیت مسعود رجوی درآمده و اساسا درراستای مالیدن گل برروی حقایق مربوط به حقوق زنان دراین تشکل مرد سالارانه است!
چند دروغ و نیرنگ و ادعای دفاع از زنان در فرقه آدم کش رجوی
در حالیکه می توانستند آنها را یکی دو سال زودتر و در اولین سری انتقالی به آلبانی بفرستند. و یعنی اینکه با اطلاع تشکیلات آدم کش شما از بیماری خانم ونایی از چند سال پیش، می توانستید خانم فریده ونایی و رویا درودی را در سری اول به آلبانی بفرستید ولی به جای آن قداره کشانی همچون فرزانه میدانشاهی و جواد خراسان و افشین ابراهیمی و… را برای بگیر و ببند در لیست اعزامی خود جای داده و نگران زندگی و مرگ بیماران خود نیستید و مثل همیشه بدنبال بهانه ای برای مرگ و سر به نیست کردن اعضا هستید.
مرگ”فریده ونایی” و اشک سوزناک مریم رجوی
خانم”فریده ونایی” قربانی جدید سرکوب زوج رجوی است. این زوج خونخوار، اعضای بیمار و مضطرب خود را بیش از ده سال است در عراق رها کرده و به اسم”امام حسین” در میان آتش و خون به صورت زجرکش نگه داشته و یکی یکی به کشتن می دهند و از مرگ آنها نیز برای خود مشروعیت و خوراک تبلیغی تولید می کنند… به نظر می رسد اکثر کسانی که سابقه تشکیلاتی طولانی در تشکل مافیایی مجاهدین دارند، جز چند نفر که جهت کنترل دیگر افراد به خارج ارسال می شوند
بار دیگر زن نگون بختی از فرقه رجوی به دل خاک سرد رفت!
این اولین زن نگون بختی نیست که در فرقه رجوی به خاطر بیماری فوت می کند و طبعآ اخری هم نیست و تا زمانی که اعضاء در اسارت ذهنی و جسمی رجوی زنباره و دیگر سران فرقه هستند چه مرد و یا زن خواه نا خواه سرنوشتی بهتر از این در انتظارشان نیست چون شخص رجوی و مریم قجر برای فرار از پاسخگویی به خون و جنازه بیشتر نیاز دارند تا یک ادم سالم.
افشای مجاهدین خلق در هر لباس و رنگی وظیفه ی ایرانیان وطن پرست است
همچنین لازم به یادآوری است که مجاهدین در زمانی که تلاش می کردند از لیست گروه های تروریستی ایالات متحده خارج شوند، از علی رضا کاظمی به عنوان یکی از لابیست های دوره گرد استفاده کردند. او همچنین در کمپین برای خروج اعضای مجاهدین از عراق که توسط خانم اقبال سازمان داده شد نیز شرکت کرد و مانیتور فعالیت های او در کمپین بخوبی نشان می داد که قصد سازمان از استفاده از او صرفا انحراف و ایجاد دودستگی در این کمپین مستقل بوده است.
هر دم از این باغ بری می رسد – اعلام تشکیل شورای مرکزی سازمان مجاهدین
اصلی ترین استدلال مسعود رجوی برای شورای رهبری متشکل از زنان، سرنگونی جمهوری اسلامی و بردن مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیده مادام العمر (خانم برگزیده) به تهران بود و در بیانیه اخیر هم مسعود رجوی اعلام کرده است که ماموریت شورای رهبری به پایان رسیده است و از آنجایی که هنوز دولت ایران سرنگون نشده و خانم برگزیده هم به تهران نرسیده است، می توان تایید کرد که بله با یک شکست مفتضحانه، ماموریت شورای رهبری به پایان رسیده است. نتیجه دیگری که از این می توان گرفت، این است که انحلال شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق، کار اشتباهی بوده و تشکیل شورای رهبری متشکل از زنان، از آن هم اشتباه تر.
پایه هایی که با دروغ بنا شود بدون شک فرو خواهد ریخت
بنابراین همه اعضا اسیرانی دست وپا بسته ای بوده وهستند که سران فرقه آنها را با دروغ وفریب درکمپ جمع کرده بودند وبا آنها همانند بردگانی که هیچگونه روزنه نجاتی را برای خود متصور نمی دیدند ویاس ونامیدی سراسر وجود انها رافرا گرفته بود برخورد می کردند.متاسفانه بودند اعضایی که همچون آلان محمدی دخترکم سن وسالی که براثر فشارزیاد وناامیدی ازنجاتش دست به خودکشی زدند!! ویا براثر فشارهای زیاد خودبخود سکته کرده ومی مردند.
الگو برداری گروه تروریستی داعش از پیشکسوت خود فرقه رجوی
هر چه زمان میگذرد شباهت گروه های فرقه ای بیشتر و خودش را به مردم نشان میدهد! شاید اگر سال گذشته در خصوص یکی بودن ماهیت داعش و مجاهدین سخنی گفته میشد پذیرش آن برای بعضی ها سخت میبود اما اکنون که زمان گذشته و هرکس ماهیت خودش را واضح تر نشان داده است دیگر ادعای اینکه همگی اینها از یک قماش هستند کار سختی نیست! بخوبی بیاد دارم که رجوی هم طرز تفکرش مانند گروه داعش بود. یعنی در صحبتهایش میگفت که ما بایستی خودمان را در شرایطی قرار دهیم که وارد ایران شویم و منطقه ای که بتوانیم از آنجا برای خودمان درآمد زایی داشته باشیم را تحت تصرف بگیریم!
دجالگری مریم رجوی سر اعدام ریحانه جباری
بحث من اصلا بر سر ریحانه جباری نیست چراکه بنده نه صلاحیت نظر دادن در این خصوص را دارم نه علمش را دارم و نه اطلاع دقیقی از کم و کیف داستان ایشان داشته ام. وانگهی مملکت ما هم مانند همه کشورهای دیگر قوه قضاییه دارد و مسئولین ذیربط پرونده هر جرمی را بررسی میکنند و متناسب بآن حکم میدهند بحث من برسر خانم رجوی است چون بعد از نزدیک به دو دهه اسارت کشیدن در این فرقه هم صلاحیت نظردادن دارم هم علم و اشراف کامل به این فرقه دارم و هم وظیفه خود میدانم که تمام حرکات این فرقه را زیر نظر داشته باشم و برسر آن اطلاع رسانی کنم!! خدمت خانم رجوی بگویم که شما نیاز نیست که ژست آدمهای حقوق بشری بخود بگیری و دل بسوزانی!
خاله زنک بازی و نفاق افکنی مسعود رجوی گل کرد
در این ایام محرم که زمان رسانیدن پیام بزرگترین امر به معروف و نهی از منکر کنندگان و سرور شهیدان عالم , حسین ابن علی (ع) می باشد, بار دیگرخاله زنک بازی و دو بهم زنی مسعود رجوی گل کرد و با نامردی تمام عمل شنیع اسید پاشی های شهر اصفهان را که حرمت اجتماعی را متاثر نموده , بهانه قرار داده وآنرا به عوامل نظام جمهوری اسلامی و گرایشات فکری حامی نظام نسبت می دهد.
چهره ی کریه بعضی از پارلمانترهای انگلیسی را بهتر بشناسیم!
صرفنظر ازاینکه ترجمه ی بسیار شلم شوربائی ازاظهارات این نماینده ی اعیان واشراف انگلستان ارائه شده وتولید ابهاماتی کرده، مجموعا حرف قابل تاملی نگفته و عمده سخنش تمجید ازخانم مریم رجوی است که دراصل به او که کار عمده اش فریب دادن زنان، تحقیر مردان و دلال محبت بوده است، تهمت زده است!درخاتمه بار دیگر خواست دائمی ومکرر خود دایر به برچیده شدن بساط مغز شویی در کمپ لیبرتی، تامین آزادی اندیشه وبیان برای اهالی این کمپ، ترتیب ملاقات های بی مانع برای خانواده ها، ایجاد تمهیدات لازم که این عزیزان به اطلاعات جاری جهان دسترسی کامل داشته باشند و…، تکرار نموده وبراجرای بند بند این خواسته های ابتدائی خود اصرار میداریم!
نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی
رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا جانبی (نشستهای تفتیش عقاید به صورت بیان افکار ضد و تردیدهای ذهنی در مورد خطوط سیاسی و یا استراتژیک و یا ایدئولوژیک رهبری سازمان به عنوان تناقضات ذهنی جلوی جمع دوستان و شنیدن ناسزاها و توهینها و حملات آنها علیه خودش) و شستشوی مغزی همۀ اعضای خود را به لحاظ شخصیتی خرد و تحقیر شده و در حقیقت بی شخصیت کرده است.

