انتخاب”شورای مرکزی” بازی جدید مریم رجوی برای سرگرم کردن ساکنان لیبرتی
همانطور که در پیام مریم قجر می توان دید، نگاه اصلی در این انتخاب بسوی زنان دربند ساکن لیبرتی است و هدف نهایی انتخاب آنان به عنوان شورای مرکزی می باشد. علت این امر نیز چیزی جز دلداری دادن به زنان اسیر و جلوگیری از جدا شدن این افراد نیست. برای مسعود و مریم رجوی مرز سرخ، جدا شدن زنان از تشکل فرقه ای مجاهدین است و پیش از این نیز برخی از اعضای سابق شورای رهبری افشا کرده بودند که مهوش سپهری که سال ها ریاست شورای رهبری مجاهدین را برعهده داشت، به صراحت اخطار داده بوده که هر زن شورای رهبری که بخواهد جدا شود را کنار باغچه سر خواهد برید
استعفاهای جدید در شورای دست ساز و اعلام وضعیت قرمز از جانب مسعود رجوی و بانو
سالهای سال است که منتقدان و جدا شدگان ازخدا بیخبر فریاد میزنند که در این نهاد ضد ملی هیچکس اجازه بیان حرفها و انتقاداتش را نداشته و ندارد و هر مخالفتی از جانب مسئول شورا با مشت آهنین پاسخ میگیرد اکنون همه سیاسیون ایرانی به نیکی در می یابند که آش به چه میزان شور شده که مسئول شورا خود قدم به میدان نهاده و راه و رسم چگونه استعفا دادن را میآموزد تا باشد عبرتی برای دیگران که فکرهای خام در سرشان نپرورند و هر طور شده به هر ضرب و زوری تعیین مصوبه و ماده الحاقی کنند که با هر بدبختی که تصورش میرود استعفاهای سریالی مهار زده شود.
مرز سرخ رجوی در تماشای برنامه های تلویزیونی داخل ایران
در نهایت هم طوری فوتبال پخش میکردند که کمتر کسی حاضر میشد آن را نگاه کند چون برنامه صبح را فشرده میکردند و مجبور بودیم صبح، سر زمان بندی بیدار باشیم و برای خیلی ها سوال میشد که چرا فوتبال، حتی جام جهانی یا فوتبال باشگاههای اروپا را نمیگذارند از شبکه ایران ببینیم، البته خیلی واضح بود چون رجوی میخواست نیروهایش کاملا از وضعیت ایران و بطور خاص وضعیت کنونی ایران ناآگاه باشند چون باعث میشد که همه نقشه ها و حرفهایش با دیدن یک تصویر و یا یک حرف از داخل ایران برهم بریزد.
آقای محمد احمدی! درمورد ام القراء فتنه ی جهانی آدرس غلط داده اید!
قضیه برعکس است وشما باید ازخدا شاکی باشید که با قراردادن اینگونه رهبری دربرابر شما، بخاک سیاه تان افکنده وبلایی بسرتان آورده که تنها درمورد غارنشینان اصحاب کهف اتفاق افتاده است! چه دانستنی، چه کشکی! شما کجا پیشاپیش مردم قراردارید، نکند که روان پریشی تان شما را به وضعی درآورده که اجنه و… را پشت سر خود میبینید وآن را به حساب مردم میگذاید؟؟ نکند که این اجنه شما را به واشنگتن یا تل آویو میبرند ومیپندارید که این مراکز فتنه تهران است وام القرای فتنه ی جهانی؟؟!
مجاهدین خلق، وکیل غرب علیه ایران؟
به نظر نمی رسد که حمایت امریکا از مجاهدین خلق برای هردو طرف ماجرا یعنی امریکا و سازمان مثمر ثمر باشد به دلیل آن که این گروه در ایران پایگاه مردمی ندارد. کارتالوچی می نویسد که” تفنگداران مخفی” غرب در کمپ لیبرتی عراق، لیبی، سوریه، مصر، اکراین، تایلند و اکنون هنگ کنگ، یافت می شوند. اما در واقع، باید مد نظر داشته باشد که احتمالاً درمورد مجاهدین خلق همان الگو، جواب نمی دهد چرا که اکثریت ملت ایران اگر از مجاهدین خلق متنفر نباشند به آن ها اهمیتی نمی دهند.
سکوت خفت بار مریم قجر درباره «درخشش ورزشکاران زن ایرانی» در بازی های اینچئون
مریم قجر که از این همه پیشرفت زنان در ورزش شوکه شده است نه تنها در قبال آن سکوت خفت باری کرده بلکه به دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز خود نیز دستور داده تا هیچ خبری از موفقیت زنان ایرانی در این بازی ها انعکاس ندهند.پیشرفت زنان ایران در عرصه های مختلف علمی، هنری، ورزشی و… که با کسب عناوین و جوایز معتبر جهانی همراه بوده و سکوت حقارت بار مریم قجر در این موارد، به خوبی نشان داد که او چقدر نسبت به مردم ایران و بخصوص زنان این مهین کینه دارد و با آنها دشمن است.
شستشوی مغزی و تکرار حرفهای بی محتوا و پوچ افراد در فرقه
رجوی که وقاهت را به حد کمال رسانده یادش رفته تروریست های شرق کشور ایران را مبارز می نامد و همکاری طولانی با این تروریست ها در منطقه سیستان و بلوچستان داشته و اکنون با کشته شدن آنان وی نام شهید!! بر روی آنان می گذارد و یا وقتی نیروهای داعش به عراق حمله کرده و مردم را به گلوله می بستند و می کشتند به عنوان عشایر انقلابی از آنان حمایت کرد و یا تخریب اماکن متبرکه در سوریه توسط داعش و سکوت رجوی ها و دعوت کردن تروریست های سوریه به اسم ارتش آزاد!! به مجالس مریم در اور و… آیا اینها نشانه حمایت از تروریست ها نیست؟ این هم نوع دیگری از دریدگی رجوی هاست.
مفت خوری فقط شایسته خود رجوی ها می باشد
در مورد نویسنده این مقاله هم باید اظهار داشت با توجه به شناختی که از وی در درون فرقه دارم وی فردی به غایت مفت خور در درون تشکیلات بوده که البته نام این مقاله به واقع خوب انتخاب نموده است. او که همیشه به مجیز گویی برای رجوی شیاد معروف بوده و هیچ وقت حاضر نبود تن به کار دهد همانند سایر مسئولین سازمان که فقط به حرف زدن بسنده می کردند و این زیر دستان آنان بودند که باید کار می کردند و حرفشان را گوش می دادند و آنان فقط کارشان تعریف و تمجید از انقلاب طلاق مریم بوده است و این گونه اعضا در درون سازمان به افراد مفت خور معروف بودند و عملا نیروها در حرفهای درونی شان عنوان می کردند و حاضر نبودند که با آنان حرف بزنند.
خیانت های مقدس در فرقه رجوی
بعد از اینکه در ذهن افراد جا انداختند که دشمن ما نظام جمهوری اسلامی ایران است این حرف و این اعتقادی که برای فرد قالب میکنند پایه ای میشود برای حرفها و جا انداختن افکار بعدی شان. دیگر بعد از این همه چیز را که عوض میکنند ما برای جنگ با ایران ساخته شده ایم و هدف جمع شدنمان کنار هم این است که برای جنگ آمده ایم، تبدیل به ابزاری برای همه فشارها روی فرد میشود. دیگر بعد از این تماس با خانواده میشود تماس با دشمن چرا که دشمن به خانواده ما نفوذ دارد و هر تماسی با خانواده تماس با دشمن است و فکر کردن به خانواده هم میشود فکر کردن به دشمن
نرخ درج این نوع نوشته ها چند است؟
چه سنخیتی بین کار مریم رجوی با ژنرال دوگل وجود دارد واین دروغگویی وقرینه سازی تاریخ برای چیست؟ ژنرال دوگل درجنگی شرکت داشت که علیه اشغالگری آلمان فاشیست بود واتفاقا اگر آمریکا سر بزنگاه وبطور فرصت طلبانه ای وارد جنگ نمیشد وبه کمک اش نمیآمد، دیگران که رهبری فرانسه ی آزاد شده را بدست میاوردند وژنرال دوگل دراین ماجرا همانقدر خوش شانس بود که آمریکا بود که این موضوع ابدا ازارزش زحمات ژنرال دوگل نمیکاهد وچرا؟
فریب، نیرنگ و دروغ تاکتیک فرقه رجوی برای جذب نیرو
یکی دیگر ازمسئولیت های ما در دوبی فعالیت درملاء ایرانیان مقیم دوبی بود،ویا درمیادین عمومی شهر ایرانی هایی که بیکار بودند را شناسایی می کردیم،در مرحله اول ضمن برخورد مناسب همراه با احساس همدردی بعنوان یک هموطن به آنها وعده های دروغین ایجاد کار وتجارت،تورهای تفریحی واقامت درکشورهای اروپایی را می دادیم!! بازنفراتی که دراین مرحله هم فریب خورده وجذب می شدند ابتدا به مقر منتقل می کردیم که مسئولین انتقال بعد ازتوجیهات اولیه سریعا آنها را به عراق وکمپ اشرف می فرستادند
قربانگاه اشرف ولیبرتی و……
در تشکیلات فرقه ای افراد مجبور می شوند که کلیه پیوندهای احساسی وعاطفی خود را سرکوب کرده وعشق وعلاقه به رهبری واهداف فرقه را جایگزین آن نمایند در حقیقت فرد با شستشوی مغزی تبدیل به یک رباط بدون فکر وعقل وشعور می شود که باید تمام هستی وجانش را در راه اهداف سرکرده فرقه مایه بگذارد واین از خود بیخود شدگی را بعنوان یک ارزش تبلیع کرده ونام صداقت و فدایی برآن می گذارند یک عضو صادق و فدایی در حقیقت به ابزاری تبدیل می شود که باید طبق برنامه از پیش مشخص شده در چهار چوب تشکیلات زندگی کند فکر کردن وآگاهی خط قرمز تشکیلات است

