کلاهبرداری

مجاهدین؛ گدایی یا همیاری

به روال همه تلویزیونهای خارج از ایران که هدفشان از راه اندازی تلویزیون، تجارت و جمع آوری پول میباشد، فرقه رجوی هم دست به کار شده و مدتی است که به گدایی از مردم برای سرپا نگهداشتن ارگان دروغ و دغل خود تحت عنوان «سیمای آزادی» شده است.
هدف از این برنامه اصلا نیاز آنها به پول نیست. چون همه می دانند که مجاهدین نیازی به پول ندارند آنقدر شرکتهای مختلف تحت عناوین مختلف و با اسامی متفاوت در اروپا و آمریکا دارند که می توانند دهها تلویزیون را بدون حتی یک آگهی سرپا نگهدارند.
داستان این برنامه که تحت عنوان «همیاری» در تلویزیون مجاهدین اجرا می شود و طی آن دلقکهای دربار رجوی برای حرفها و سخنان چندش آور به تلویزیون آورده می شوند و از آن طرف خط هم کسانی که از طرف مسئول تشکیلاتیشان به آنها گفته شده که پشت خط سیمای آزادی بروند و به چاپلوسی بپردازند، از حدود هفت الی هشت سال پیش شروع شد. یعنی پس از سقوط صدام و تحت فشار قرار گرفتن مجاهدین در اروپا و آمریکا از جمله فرانسه و انگلیس که آنها را متهم به پول شویی و کارهای غیر قانونی در زمینه مالی کردند.
خوب به یاد دارم وقتی یکی از زنان شورای رهبری را در فرانسه با میلیونها پول نقد گرفتند و در انگلیس هم سازمانهایی که تحت عنوان خیریه برای مجاهدین کار می کردند غیر قانونی اعلام شد و از طرف اتحادیه اروپا بخصوص فرانسه قرار تحقیق در امور مالی مجاهدین صادر شد، همچنین کمکهای میلیونی صدام قبل از سقوط به رجوی، آنها بایستی اثبات می کردند که این پولها از طریق قانونی تهیه می شود.
در آن زمان حول و ولایی در تشکیلات بود چون اگر از منظر بیرونی به قضیه نگاه کنید یک سازمان غیردولتی که در بیابانهای عراق محدود شده است از کجا خرج و مخارج اینهمه آدم، خرج و مخارج تبلیغات میلیاردی رادیو و تلویزیون و روزنامه، خرج و مخارج میتینگها و مراسمهایی که در اروپا برگزار می کرد که سر از میلیارد دلارمیزند، باج و رشوه دادن به مقامات و پارلمانترها برای سخنرانی و حمایت از آنها و هزاران خرج و مخارج میلیاردی دیگر، از کجا می آید؟
اینجا بود که آنها بایستی کم کم راه حلهای مردم پسند ارائه می دادند تا بتوانند از این مرحله عبور کنند. کما اینکه در برنامه «همیاری» هم که تماما ساختگی است و هیچگونه پایه واقعی ندارد و تمامی کسانی که پشت خط می آیند و مثلا کمک می کنند همگی از اعضای خود سازمان یا هواداران بسیار نزدیک آنها هستند که در تشکیلات زندگی می کنند، وقتی کمک می خواهند بکنند کمکهای میلیون دلاری می کنند بقول معروف «سنگ مفت گنجشک هم مفت» طرف از جیبش که نمیخواهد خرج کند عدد و رقم میلیون دلاری کمک میکند. من وقتی در تشکیلات هم بودم انعکاس این کارهای مسخره را در چهره تمامی نفرات می دیدم. وقتی توی سالن غذاخوری ما را مجبور می کردند که بنشینیم و این اراجیف را گوش کنیم با همدیگر پچ پچ کنان به ریش آنها می خندیدیم و این حرفها برایمان چندش آور بود چون می دانستیم که همه اش دلقک بازی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا