بررسی اجمالی مصاحبه ی آقای محمد محدثین

با این توضیح که مصاحبه ی این مرید خاص مسعود رجوی طولانی وتکرار مکررات است، بهتر دانستم که بمنظور رعایت حال خواننده، باذکر پاراگراف های مهمتر متن مصاحبه ی نامبرده با رسانه های خودشان، حرف هایی درنقد این صحبت ها داشته باشم.
آقای محدثین میگوید:
” بله، مجاهدین با افتخار گدایی می‌کنند، در سرما و گرما پول جمع می‌کنند، با عزت و افتخار و سربلندی دستشان را جلو ملت ایران دراز می‌کنند، با سربلندی و افتخار برای این‌که مقابل کس دیگری دست دراز نکنند، برای این‌که دست رژیم را از سر مردم ایران و اموال مردم ایران و سرمایه‌های آن قطع کنند… مجاهدین چیزی برای خودشان ندارند. زندگی شخصی ندارند. مجاهدین سال‌هاست با خانه و خانواده و همسر و فرزند خداحافظی کرده‌ و همه توانمندیهایشان را در خدمت سرنگونی این رژیم گذاشته‌اند…”.
البته طرح این چنینی گدایی وافتخار کردن به آن، عمدتا درجهت گم کردن ردهای کمک مالی بیگانگان باین فرقه ی مخرب وضد ملی است وما این شکسته نفسی آقای محدثین را بحساب شیطنت او میگذاریم!
ثانیا این کمک ها با نشان دادن تصاویر دردآور کودکان فلسطینی و… وبا توجیه جمع کردن کمک مالی به آنها انجام میگیرد وگرنه پادوهای رجوی بدون این ترفندها قادر به جمع اوری کمک های مالی- که حتی یک صدم مخارج هنگفت این سازمان را تامین نمیکند- نیست!
اینکه مجاهدین زندگی شخصی ندارند بمعنی این است که براثر شستشوی مغزی که برروی آنها انجام گرفته، تمامی این زندگی شخصی را به مریم ومسعود واگذار کرده اند که هرزمان دست داد درقصرهای افسانه ای زندگی کنند والبته محدثین هم جزء کسانی است که ازسفره ی گل وگشاد این زوج جاه طلب وعیاش استفاده هایی برده ویا میبرد!
رها کردن خانواده ها با اراده ی شخصی آنها صورت نگرفته وصرفا بخاطر متلاشی کردن شخصیت یکا یک آنها بوده وازبین بردن عواطف انسانی شان تا براحتی بتوانند درعملیات انتحاری وازاین قبیل – که اوج تروریزم است- نهایت استفاده را ببرند!
حسن صباح هم کاری شبیه این انجام میداد با این تفاوت که درمواردی خصلت ظلم ستیزی را هم بنمایش میگذاشت وبا لحاظ مراحل تاریخی مختلف که این دوفرقه درآن قرار دارند، حسن صبا ح ازچهره ی مترقی تری – ازاین بابت که به دامن زورمداران پناه نمی برد – برخوردار است!!
آقای محدثین گفته است:
” از نظر سازمان مجاهدین خلق ایران از روز اول حقوق پیروان ادیان و ملیت‌های مختلف باید با حقوق همه آحاد جامعه‌ ایران مساوی می‌بود. ما حتی از زمان شاه گفته‌ایم که ملیتها و صاحبان و پیروان مذاهب مختلف از ستم مضاعف رنج می‌برند. یعنی دیکتاتوریهایی مانند شاه و آخوندها یک ستم به همه‌ ملت ایران می‌کنند به برادران و خواهران کرد، عرب، سنی، بلوچ یا مسیحی و یهودی به‌طور مضاعف ستم می‌کنند. به این خاطر از یک تئوری به نام «ستم مضاعف» صحبت شد. این ستم مضاعف باید از بین برود…”.
درحرف آری! واقعا هم گفته ونوشته بودید ولی وقتی پای عمل (محک تجربه) که بمیان آمد، نه تنها التزام عملی باین گفته ها نشان ندادید، بلکه برضد آنهم عمل کردید!
شما به فرزندان قومیت های غیر فارس ویا غیر شیعه ابدا اجازه ندادید که سنت ها وزبان مادری شان را داشته باشند!
ما آذربایجانی ها که گاها موفق به ملاقات فرزندان دربند خود شدیم یا شانسی برای ارتباط تلفنی بدست آوردیم، مشاهده کردیم که اینها نمیتوانند بزبان مادری خود سخن بگویند وحتی نوعی ترس ولرز را با بیان کلمات ترکی درهم وبرهم، ازخود نشان می دادند!
درمواردی این اسرا حتی قبول نکردند که با آن ترکی درهم وبرهم شان هم با طرف مخاطب خود صحبت کنند وبه زبان فارسی صحبت کردند وعملا نشان دادند که زبان وسنت آبا واجدادی آنها ازچه حرمتی در سازمان رجوی برخوردار است!
ضمنا، شما با بکارگیری زنان مردم درامور کنیزی و… برای رجوی، این ستم را مضاعف تر کردید!!
درادامه:
” تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی همه آحاد ملت و ملغی‌شناختن «همه امتیازات جنسی و قومی و عقیدتی و برابری همه شهروندان در مقابل قانون، صرفنظر از اعتقاداتشان، با تأکید بر تضمین حقوق فردی و اجتماعی مردم مصرح در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر…”.
این تساوی حقوق چرا شامل اعضای تشکیلات نگردید؟
آیا شخص شما وهمسر بزور طلاق گرفته ی تان حقوقی برابر با رجوی ها دارید و اعضای تیره بخت دربندی سازمان در آلبانی ازهمان حقوقی برخوردارند که شما هستید؟؟!!
چرا برای شورای رهبری پارک جداگانه دراشرف ساخته بودید وچگونه کیفیت غذای آنها با دیگران تفاوت اساسی داشت؟؟!!
جالب تر اینکه:
“… تفتیش عقیده و دین و مذهب توسط مراجع دولتی و مؤسسات عمومی وابسته به دولت به هر عنوان ممنوع است. طرح حاضر در یک مقدمه و ۴ماده در جلسه ۲۱آبان‌ماه ۱۳۶۴شورای ملی مقاومت به اتفاق آرا به تصویب رسید».
اینهمه فاکت نویسی وبیان خصوصی ترین افکار درتشکیلات شما، اگر تفتیش عقاید نیست پس چیست؟؟!!
حتی این تیره بختان اسیر در دست رجوی، اگر فکر خاصی نداشتند، برای درهم شکستن خود که خواست موکد مسعود بود، داستان هایی برعلیه خود درست کرده ودرجلسه ی سنگین تفتیش عقاید بیان کرده و چنگ به شخصیت خود میزدند تا اندک عزت نفس واراده ی احیانا باقی مانده ازآنها زدوده شود!!
بازهم توسل به مریم و بی همه چیز دانستن تشکیلات وخود زنی:
” از نظر سازمان مجاهدین خلق ایران؛ بر اساس رهنمود خواهر مریم ـ که به‌طور مکرر در صحبت ایشان آمده است ـ و بر اساس «لا اکراه فی‌الدین» دینی که بخواهد با اکراه و اجبار به کسی تحمیل شود، دین نیست. اگر ما مسلمان واقعی هستیم، اگر دلمان برای اسلام و مسلمانان می‌سوزد، اگر می‌خواهیم دینمان آبرو و اعتبار داشته باشد، باید به این رهنمود قرآنی پایبند باشیم و از آن دفاع کنیم. این جزیی از وظیفه این مقاومت در امروز و فردای ایران است”.
وشما باین اصل اعتقاد ندارید که اگر داشتید آنرا در درجه ی اول درتشکیلات خود تسری میدادید!!
آیا تصاحب همسر وفرزند همه ی اعضاء و سپردن امور آنها به شخص مسعودهم، مورد تایید قرآن است؟!
صدور چک بی محل بنام مردم ایران:
“… ملت ایران دنبال سرنگونی این رژیم است. برای سرنگونی این رژیم مقاومت ایران نیاز به کمک مادی و معنوی تک‌تک هواداران و ایرانیان در هر کجای دنیا دارد. تمامی امکانات و توانایی‌های خودتان را برای پشتیبانی سیاسی از این مقاومت باید بسیج کنید…”.
اگر این میل مردم ایران را عملا دیدیم، شاید که به سراغ تان بیآییم. اما فعلا ما داخل نشینان، چنین تحرکی را دربین مردم نمی بینیم وآنچه قابل رویت است، تصمیم مردم برای تعیین سرنوشت خود مراجعه ی جدی وپرتعداد به صندوق های رای است که شما بخاطر عدم آشنائی با این قبیل حرکات مدنی، دردرک این کار زیرکانه ی مردم، دچار نفهمی هستید!
طرح مجدد درد بزرگ رجوی ها وارتجاع جهانی – منطقه ای:
“ما اعلام کردیم و خواهان این هستیم که سپاه جهل و جنایت، سپاه حافظ نظام شیطانی ولایت فقیه در لیست تروریستی گذاشته شود، باید از سوریه و عراق و یمن و کشورهای منطقه خارج شود. این کاری است که شما هموطنانمان در هر کجای دنیا که هستید می‌توانید برای آن کارزار به راه بیندازید…”.
چه مقام ونهادی بایدایران را درلیست تروریستی قرار دهد؟!
همان هایی که فلسطینی ها و… را قرار داده بود؟!
دراین مورد، بخش بزرگ ما مردم ایران، تعریف آمریکا ومتحدانش- بعنوان سر تروریست جهان – قبول ندارند ومیدانند که نهضت های رهائی بخش وانقلابیون در لیست های تروریستی اربابان شما قرار دارند والبته هیچ انسان شریفی، همراهی با این ام الفساد های قرون را نمی پذیرد و بنابراین شما بسراغ انسان نماهای فارغ ازداشتن ذره ای شرافت انسانی بروید!
ما هرگز به دولت ایران که انتقادهای زیادی میتوانیم بدان داشته باشیم، فشار نخواهیم آورد که کمک به کار تجزیه ی کشورهای منطقه و تحقق ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را درسرلوحه ی امور خود قرار دهد!!
آقای محدثین به گفتار خود چنین ادامه میدهد:
” مقاومت ایران مقاومتی است که روی پای خودش ایستاده و این یک استثنا در تاریخ مبارزات شاید در سطح جهان است. یک جنبش با این همه فشار روی پای خودش ایستاده؛ البته روی پای خودش نایستاده، روی پای خلق قهرمان ایران ایستاده، روی پای شما ایستاده و انتظار از شما این است که در این کارزار بزرگ پشتیبان مقاومت ایران باشید… شما می‌دانید 600میلیون دلار اموال این مقاومت توسط رژیم ایران و دولت عراق به‌گروگان‌گرفته‌شده است”.
اگر روی پای صدام، عربستان، اسرائیل و می ایستاد چه میکرد که با ایستادن بر روی پای خود؟؟!! نکرده است؟؟!!
روی پای خلق قهرمان دیگر چه صیغه ایست زمانی که تعدادی ازفرزندان آنها را در اسارت مادی ومعنوی خود گرفته و مسخ شان کرده اید؟!
ازکشورهای متجاوز میخواهید که به ایران حمله کنند و…
آیا این حرف شما ابراز دوستی خاله خرسه با” خلق قهرمان” نیست؟!
درمورد منابع پولی تان بایدگفت که یک جریان سیاسی کم وبیش سالم نمیتواند 600 میلیون دلار درخاک عراق پول داشته باشد!!
این اموال عمدتا مال مردم عراق بودند که صدام دراختیاررجوی گذاشته بود ودولت جانشین صدام آنها را پس گرفت!
خلاصه اینکه:
“حمایت مادی و معنوی از مقاومت بر دوش کسانی است که در خارج از ایران زندگی می‌کنند؛ آنهایی که خواهان سرنگونی این رژیم و جایگزینی آن با یک حکومت مردمی و دموکراتیک و یک ایران آزاد، آباد و مستقل هستند”.
نه!
آدرس غلط ندهید درزمانی که مردم ازآگاهی های زیادی برخوردارند!
اولا انسان آزادیخواه واستقلال طلب ایرانی کمکی به شما نمیکند که در مسیر خلاف این مقولات حرکت میکنید!
ثانیا عالم وآدم از منابع کثیف مالی شما اطلاعات کافی دارند وهنوز فراموش نکرده اند اعترافات ترکی الفیصل عربستانی را که درخیمه شب بازی ویلپنت پارسال که گفت:” خانم مریم رجوی، من همانطور که حامی مرحوم مسعود رجوی بودم، ازاین ببعد هم حامی ودوست شما باقی خواهم ماند”.
این اعتراف آشکار، به سند ودلیل دیگری احتیاج ندارد واگر شما این استدلال مرا نمی پذیرید، میبایست به این شاهزاده ی خونخوار ومرتجع عربستانی اعتراض میکردید!
حمید تبریزی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن