یک «پیروزی » برای ادامه سرگرمی

یک دادگاه انگلستان با همت تعداد کمی از لردهای انگلیسی حکم به حذف نام مجاهدین از «لیست تروریستی » انگلستان را صادر کرده است. مریم رجوی مانند همیشه که پس از «پیروزیهای بزرگ مقاومت» برروی صحنه ظاهر شد وباز مثل همیشه «خواستار پذیرفتن این حکم توسط دولت انگلیس » گشته است. درمقابل دولت انگلیس اعلام کرده است که این حکم برای آنها «الزام آور »نیست وهمچنان مجاهدین خلق در لیست تروریستی انگلستان باقی خواهند ماند.

رای دادگاه بر اساس این پایه قرار داده شده است که مجاهدین «از سال دوهزار ویک تاکنون هیچ عملیات تروریستی » نداشته اند. ولی آیا به صرف یک اجبار میتوان یک قاتلی را که شش سال است دیگر بدلیل در زندان بودن ودر نتیجه عدم امکان قتل از زندان رها کرد؟ آیا میتوان بر اساس اینکه مجاهدین خلق بدلیل خلع سلاح اجباری وتغییر وضعیت عراق که به آنها د رحال حاضر امکان عملیات تروریستی را نمیدهد این نتیجه را گرفت که این گروه دیگر یک جریان تروریستی نیست؟ این جوابی است که اگر لابی لردها نبود ودادگاه از خود مینمود شاید نتیجه رای صادره از طرف دادگاه شکل دیگری داشت.

ولی باید گفت که در کل «لیست تروریستی » توسط کشور آمریکا و اتحادیه اروپا یک تصمیم گیری سیاسی است ونه یک تصمیم گیری حقوقی. این بدان معنی است چه وارد کردن وچه خارج کردن نام گروهی به این لیست تنها بعدی سیاسی دارد وگرنه پایه های حقوقی کاملی حتما نمیتوان برای آن ساخت. روند شکل گیری این لیست های تروریستی نیز به شکلی است که در کادر «مبارزه با تروریسم » ویا «جنگ با تروریسم » آمریکا واتحادیه اروپا شکل گرفته است که در واقع بده وبستانهای سیاسی را نیز شامل میشود وبستگی به اوضاع رابطه سیاسی هر کشور لیست های تروریستی را مشخص میکند. مثلا نگاهی به استرداد نیروهای پ ک ک به ترکیه بیندازید که عضو ناتو میباشد.

در لیست قرار دادن نام سازمان مجاهدین نیز در یک روند سیاسی شکل گرفت وبا توجه به ماهیت تروریستی سازمان نیز وارد این لیست گردید تا بتوان با دولت خاتمی بیشتر وبیشتر پیوند خورد واز او حمایت کرد واکنون اوضاع به شکل دیگری است یعنی از یک طرف دولتهای غربی با سیاستهای متفاوت با رژیم ایران در رابطه با بحران هسته ای برخوردمیکنند ومجاهدین خلق شانس خود را در این میبینند که از این تضادها برای خروج از لیست همراه با خوش خدمتی هایی که خود بدان معترف هستند استفاده کرده وخود را از لیست خارج کنند.

ولی آیا آمریکا واروپا تن به چنین مساله ای میدهند

علی رغم تلاشهای فراوان مجاهدین توسط گروههای لابی جنگ طلب واسرائیلی در آمریکا مجاهدین با تشریح و شدت بیشتری توسط آمریکا در لیست باقی ماندند. علت آنهم تفاوت نظر در هیئت حاکمه آمریکا میباشد که از یک طرف به این گرو ه علی رغم خوش خدمتی هایش اعتمادی نمیکند واز طرف دیگر نیز نمیخواهد بطور کامل بده وبستانها با رژیم ایران را متوقف کند وبهمین دلیل خط نئوکانهایی که در حمایت از مجاهدین تلاش میکنند برای حذف نام مجاهدین از لیست حتی میتوان گفت نتیجه برعکس داشت ونتیجه اش بیانیه شدیدتری علیه مجاهدین بود که آنها را به عنوان یک جریان«سکت» معرفی کرد که باعث ناامیدی تقریبا مطلق مجاهدین از این مقوله شده است.

در اروپا مجاهدین خلق در جهت سوراخ کردن میباشند وتوانستند که دوموفقیت کوچکی یکی در رابطه با «اموال مالی »خود در حکم دادگاه اتحادیه اروپا وهمچنین در رابطه بارای اخیردادگاه انگلیس بدست آورند. اتحادیه اروپا بر اساس رای دادگاه اروپایی که خواسته بود که«به دفاعیات متهمین در لیست هم گوش فراداده شود» به این کار مبادرت کرد ومجاهدین را در لیست قرار داد. ودرآنزمان هم مجاهدین با هیاهو وغوغا وتبلیغات خواستند که برای نیروهای مایوس خود یک «پیروزی بزرگ»بسازند ومسعود رجوی هم حتی وارد میدان شد ولی نتیجه اش گذاشتن دوباره مجاهدین در لیست اتحادیه اروپا بود. این بار نیز دولت انگلیس از هم اکنون اعلام کرده است که مجبور به اجرای آن نیست وحتی به این رای اعتراض خواهد کرد.این به احتمال زیاد نتیجه اش بهتر از تلاشهای دیگر مجاهدین نخواهد بود.

برای مجاهدین که در عراق تحت فشار وحتی احتمالا محاکمه سرانش بدلیل همکاری با صدام حسین قرار دارد همانند تیم فوتبالی خواهد بود که یک باخت خوب را هم میخواهد در شرایط بد یک تیم به عنوان یک «پیروزی» نسبی جا بزند. واگر با تیم فوتبال مقایسه کنیم باید بگوییم که تیم رجوی در بحران قرار دارد وبرای همین نیز برای روحیه تیم خود که بدنه آن هواداران متوهم در فرنگ وهمچنین نیروهایش در عراق میباشد لازم است وبرای همین نیز اگر به گذشته مجاهدین اخیرا نگاه کنیم یک صف از «پیروزیهای بزرگ» بیهوده را بدست خواهید آورد که بیشتر برای سرگرم کردن تیم است تا واقعا یک تحول!

برای رهبری تیم مجاهدین به نظر من با سیاستی که برگزیده اند وجدا شدنشان از خط سیاسی مردمی دیگر هیچ پیروزی در دورنما قرا رندارد واین شکست نه از زمان سقوط صدام شروع شده است بلکه از روزی که خط اپورتونیستی رجوی بجای پشتیبانی شدن از طرف مردم وجلب نظر آنها به خود به سوی سیاست بازی رفت و به بازی در قدرت به عنوان یک تاکتیک واستراتژی روی آورد وسرنوشت خود را با بازی در درون تضاد قدرتها گره زد. دراین روز مجاهدین وارد یک تونل سراشیبی سقوط در اخلاق انقلابی گری وسیاسی شد که نتیجه اش سقوط کامل در دامن صدام حسین و امروز در دامن نئوکانهامیباشد.

مجاهدین امروز بطور صریح راه پیروزی خود را در دامان کشورهای غربی برای خروج از لیست تروریستی آنها وبعد شروع یک جنگ بین ایران وآمریکا میبینند وحمایت آنها از این سازمان وتلاش آنها در این راه حتی برای این هدف از زمان صدام که یک مفری داشتند چند برابر تر شده است. آمریکا واروپا نیز بر حسب منافعی که دارند با این جریان برخورد میکنند. ولی مجاهدین شکست خود را از روزی ورق زدند که دیگر بر مردم ایران تکیه بطور واقع نکردند ومسعود رجوی مردم ایران را «تعادل قوایی»دید ودرنتیجه بدنبال قدرت به سوی صدام واکنون نئوکانها وجنگ به پیش میرود. مجاهدین میتوانند «پیروزیهایی » که میخواهند بدست آورند ولی نقشی بهتر از چلبی ونورالمالکی که به عنوان دست نشانده درتاریخ عراق ثبت شده اند بازی نخواهند کرد.این میتواند حد ااکثر هدف مجاهدین باشد وپیروزی آنها؟ولی شکست در تاریخ میباشند زمانی که به دگردیسی خود نگاه کنند که روزی بنیان گذاران آنها با چه هدفی این سازمان را پایه گذاشتند وبا چه هدفی بوسه بر چوبه اعدام شاه وملا زدند واکنون رهبری فعلی مجاهدین تمامی این اهداف اصولی را برای قدرت گرفتن زیر پا له کرده است وتنها نفرت عمومی را برای خود خریده است. این آیا یک پیروزی برای مجاهدین است؟مسلما نه وبرای همین از هم اکنون باید گفت که مجاهدین مدتهاست که شکست خورده اند!

   

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.