شنبه, ۱۸ مهر , ۱۴۰۵
نگرانی خواهر زهرا و مسعود احمدی 15 مهر 1405
چرا یک تماس نمی گیرید

نگرانی خواهر زهرا و مسعود احمدی

سلام زهرا، سلام مسعود. خوبین نازنینانم؟ منیر هستم خواهرتون از بس خبر مرگ و میر اعضای مجاهدین را می‌شنوم خصوصا مرگ زنان را که بشدت استرس میگیرم و نگران هستم. تو همین ماههای اخیر چند تن از زنان گفته شده بواسطه بیماری مزمن فوت کردند چطور آخه! زهرا جان خواهرم چکار کردی با خودت؟ از […]

منتظر قدمهای مبارکتان هستیم 29 مهر 1386

منتظر قدمهای مبارکتان هستیم

مسعود جان من در کارگاه کوچک خیاطی که چند سال پیش به راه اندخته ام به در و دیوارش فقط عکس تو و زهرا را زده ام تا بتوانم همیشه شما را یاد کنم و بارها مشغول کارم که به یاد شما می افتم و فقط به خودم لعنت می فرستم که چرا مانع رفتنتان نشدم

blank
blank
blank