دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین در خصوص قتل سعید نوروزی
ابتدا به خواهرانش اطلاع دادند که او در بمباران عراق کشته شده است و در نشریه شان نیز همین موضوع را به چاپ رسانده و از او به نام شهید یاد کردند. سپس گفتند که در حین درگیری با نظامیان رژیم ایران به قتل رسیده است. اما بعد گفتند که یک نفوذی دستگاه اطلاعات رژیم ایران سعید را از پشت زده و فرار کرده است. حتی موضوع خودکشی را هم طرح کردند. از مدتها قبل او بطور پنهانی نامه هایی به خانواده اش میداد که خواهان جدایی است و درخواست کمک میکرد و البته خواسته بود که درخواست های وی رو نشود زیرا که او را اذیت خواهند کرد. نامه های سعید نوروزی تماما موجود و قابل ارائه است.
رجوی، رفتاری دوگانه
همه بر وبچه ها ناراحت شدند. نزدیک 5/1 سال بود که ما باهمدیگر بودیم تقریبا بچه ها ی از خارج ایران یعنی آمریکا و اروپا آمده بودند وهمسن و سال بودیم به هم عادت کرده بودیم. کلی خاطره با هم داشتیم. همدیگر را می فهمیدیم و حرفهای مشترک با هم برای گفتن داشتیم. حرفهائی که همه هم سن وسالهای ما در ایرا ن و کانادا با هم می زنند راستش بعد از اینکه با رفتن من مخالفت شده بود دیگه پذیرفته بودیم که باید همین جا بمانیم و به همین دلیل هم از آنجا که بچه ها اکثرا ایدئولویک مذهبی نبودند (یعنی اهل نماز و روزه سفت و سخت نبودند – مثل همسن و سالهای داخل کشور و کانادا) از زمان حاضر با توجه به محدودیت های اشرف حداکثر استفاده را می کردیم. ا زقرارگا ه های دیگر هم حرف های زیاد خوبی نشنیده بودیم.
یادته بهم گفتی، یه شعر در مورد درخت بگو
امیدوارم که خوب باشی. بیژن جان دل من و بقیه، خیلی برایت تنگ شده و دعا میکنم که هرچه زودتر تو را ببینم. اینجا همه خوب هستند و همه بچه ها به جز بهزاد، همگی ازدواج کرده و یکی یا دو تا بچه دارند به جز لیلا که رکورد شکسته و چهار فرزنده به جامعه تحویل داده. خودم هم به جز رامینا یک پسر دارم که میگن شبیه به توست. انشاءاله به زودی همه رو میبینی.
گفتگوی انجمن نجات در تهران با آقای نصوری
گفتگوی انجمن نجات در تهران با سه تن از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق که اخیرا به ایران و نزد خانواده های خود بازگشته انددر تاریخ 21 فروردین سال جاری سه تن از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق که در بخش تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرارگاه اشرف موسوم به TIFP مستقر بودند، از طریق […]
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۲
خیلی زجر آور بود روان و ذهن ما را تحت فشار وحشتناک گذاشته بودند به طوری که حس می کردیم واقعا به بن بست رسیدیم.احساس عجز وناتوانی به ما دست داده بود. از طرف دیگر به خودم می گفتم: چرا مونده ام اشرف؟ و در جستجوی راه حلی برای فرارازاین فضای جهنمی بودم. ما بعد از آزادی از اسارت سازمان در اینجا داریم از شرایطی صحبت می کنیم که نیروهای سازمان در عراق در آن قرار داشتند.
باورشان نمی شد از داخل زنگ می زنم
انجمن نجات دفتر استان مازندران – اردیبهشت1387ریزش شدید نیرو در طی سالهای اخیر از قرارگاه اصلی فرقه در اشرف رهبری فرقه را برآن داشته است به هر طریق ممکن در صدد نگهداری و حفظ آنان در عراق را نماید.تکرار عجز و لابه از رزمندگان در ماندگاری در اشرف، تطمیع جدا شدگان در تیف ، تامین […]
گفتگوی انجمن نجات با آقای نصوری
طی مدتی که با سازمان بودم بارها خواهان ارتباط با خانواده ام شدم که میگفتند امکان تماس وجود ندارد. هر سال کارت تبریک عید مینوشتم و میدادم که بعدا فهمیدم هیچکدام را نفرستاده اند. تنها دو ماه قبل از جدای ام یعنی بعد از 18 سال در عراق خواستند که با خانواده ام تماس بگیرم که تعجب کردم چگونه امکان تماس فراهم شده است. بعدا معلوم شد که صرفا جهت جذب نیرو و پول بوده است. من آنزمان گفتم که من ردی از خانواده ام ندارم که تلفن های مرا آوردند ولی بعد به خودم ندادند و بردند. من با خانواده ام با محل های ساختگی درخواست فرستادن اقوام و پول کردم ولی وقتی به TIPF رفتم توانستم مجددا آنها را پیدا کرده و عین حقیقت را به آنها بگویم و درخواست هایم را منتفی کنم.
نامه به یکی از اعضاء در بند فرقه رجوی – بیژن دهدشت نیا
به: بیژن دهدشت نیا (اهل آبادان – استان خوزستان)از: خواهرش مهناز دهدشت نیابنام خدابا سلام و آرزوی سلامتی و دیدار تو عزیزم…امیدوارم که خوب باشی. بیژن جان دل من و بقیه، خیلی برایت تنگ شده و دعا میکنم که هرچه زودتر تو را ببینم. اینجا همه خوب هستند و همه بچه ها به جز بهزاد، […]
باورشان نمی شد از داخل زنگ می زنم
بدلیل در لیست تروریستی قرارداشتن آنان در کشورهای آمریکا و اروپایی دیگر مثل قبل نمی توانند عکس العمل جدی داشته باشند و در صورت شکایت، شدیدا مورد برخورد پلیس قرار می گیرند ولی در رابطه با آمدنم برخورد کوچکی داشتند و چند نفر از نیرو های خود را به محل کارم به بهانه صرف غذا فرستادند من ابتدا اصلا آنها را نمی شناختم ولی موقع خروج با همکار ایرانیم شروع به صحبت کردند و سعی داشتند که با طعنه و تمسخر و توهین و… مرا نزد همکارم خراب کنند. آنها در واقع منتظر عکس العمل من بودند تا با من برخورد فیزیکی کنند که دوستم آنها را از رستوران خارج کرد.
کنکاش و بررسی نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه تروریستی رجوی (قسمت دوازدهم)
مکان گفتگو : انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی تاثیرات مخرب و ویرانگر نشست عملیات جاری آرش رضایی: خوب قادر در واقع ما از یک بعد و ساحت ، موضوع تاثیرات ویرانگر نشست عملیات جاری بر افراد مستقر در قرارگاه اشرف را تحلیل کردیم. اشاراتی که به نقش بازی کردن افراد در طی سالها اقامت در اشرف […]
بازگرداندن تبعیدیان به ایران
شوستر: از نظامیان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف بیش از 200 نفر خودشان قرارگاه را ترک کرده و در قرارگاه انتقالی که آمریکایی ها در مجاورت آنجا برپا کرده اند زندگی میکنند. این افراد به گفته آرش صامتی پور میخواهند سازمان را ترک کنند ولی الزاما مایل نیستند به ایران بازگردند.
کوشش برای بازگرداندن تبعیدیان به ایران با مشکل روبروست
شبکه رادیو عمومی ملی آمریکا، بیست و هشتم آوریل 2008ترجمه از بنیاد خانواده سحر، سی ام آوریل 2008(مایک شوستر از تهران گزارش میکند) بخش بامدادی NPR (رادیو عمومی ملی آمریکا) رنه مونتاگنه، میزبان: از زمان اشغال عراق توسط آمریکا، دولت عراق دیدی همراه با سوء ظن به قرارگاه اشرف دارد، ولی برخی ایرانی ها به […]

