اعضاء جداشده از فرقه رجوی

تفاوت نجات یافتگان جدید از فرقه رجوی

صدای تازیانه
طی روزهای گذشته انجمن فرهنگی ـ سیاسی ایران قلم، سلسله گفت و گوهایی با افرادی که به تازگی از فرقه مجاهدین جدا شده بودند را برقرار کرد. اگرچه این گفت و گوها طی سمینار و کنفرانس های رسمی در کشورهای فرانسه و آلمان برپا شد، اما عمق درد و اعترافات افراد جداشده آن چنان تکان دهنده بود که همگان و حتی اعضای سابق این گروه را تحت تاثیر قرار داد. شاید بتوان رنج نامه و اعترافاتی از این دست را که حکایت از گذشته ای ویران شده و سیاه را بیان می کند، خودآزاری هم نام گذاشت اما همین اعترافات تلخ و تاریک بود که توانست پرده و نقاب از چهره کریه ترین و سیاه ترین مقدساتی بردارد که تا کنون انسان های زیادی را از درون تهی کرده و به کام مرگ و نیستی کشانده بود. این نوع اعترافات، شاید بتوان گفت اعتراض و تخلیه شدن افراد معترض، ولی همین باز کردن زوایای تاریک و ناشناخته گروهی جهنمی بود که خود را مشروع و محق تبلیغ می کردند، توانست راهی نوین را پیش پای مردمانی بگشاید که سالیان درازی چشم به آن فروغ بی سو دوخته بودند. طی 20 سال اخیر که از بیرون مسایل مجاهدین خلق را دنبال می کردم، اعترافات و شکوه های اخیر افراد جداشده، با کسانی که حدود 10 و یا 20 سال قبل از این فرقه جدا شدند، فرق داشت. مثلاً زمانی حدود 20 سال قبل که من نیز از این گروه جدا شدم، ضمن این که دروازه های خروج قدری بازتر بود و میزان سرکوب و اختناق بدین حد شدید و شکننده نبود، افرادی که از این سازمان جدا می شدند حدود یک در صد توان و یا شهامت بازنگری و نقد شکست های گذشته را داشتند و این یک در صد هم البته با ترس و سانسور و توهم همراه بود. ولی کسانی که اخیراً و از نزدیک با آنان آشنا شدم، ضمن این که افرادی توانمند در تحلیل وقایع هستند، شهامت و واقع نگری و تحلیل درست از گذشته نیز جزو نقاط قوت افراد جدید و گریخته از سازمان است. قصدم از بازگفتن این تفاوت ها این نیست که راه کوبیده شده توسط اعضای سابق نادیده گرفته شود. شرایط امروز با آن روز سازمان فرق زیادی دارد. افراد جدید، به مواردی از سرکوب و اختناق و فشارهای جسمی و روانی اعضای ناراضی اشاره می کردند که برای من نیز جای تعجب داشت. مواردی از جمله عملیات جاری، غسل هفتگی، کنترل رفتاری و فکری اعضاء تا جایی که روشن کردن تلویزیون داخل فرقه نیز ممنوع است. تجمع و ملاقات افراد و خویشاوندان با همدیگر ممنوع است. جداسازی افراد تا آنجا که ورود به پمپ بنزین برای مردان و زنان در یک روز ممنوع است. فکر کردن به مدت 10 دقیقه ممنوع است. بی خوابی و کارکردن تصنعی تا آنجا که جسم فرسوده شود و عقل از کار بیافتد. به ویژه در مورد بی خوابی که می تواند، اعتماد به نفس در افراد را کاهش داده و ریسک باختن را بالا ببرد. هم چنین تابوها و ممنوعات دیگر. فشار و سوء استفاده جسمی و جنسی از زنان تا جایی که یکی از افراد با تأثر اعتراف کرد، شانس آوردم که من زن نبودم! و صدها نمونه از فشارهای طاقت فرسا و سرکوب و اختناق و سانسور که به ندرت در توان و طاقت انسان امروزی در این کره خاکی، دیده و شنیده شده است. خلاصه کلام، به قول یکی از افراد که بارها تکرار کرد، قرارگاه اشرف به مثابه زندان بزرگی است که در آن زندان، زندانیان هیچ گونه حق و حقوق انسانی ندارند و مثل برده های قرون وسطی زیست می کنند. با این وجود و با وجود این که می دانیم پندار، شخصیت و رفتار و سرنوشت انسان را می سازد و گذشته نیز تاثیر در آینده انسان دارد، اکثر افرادی که از نزدیک با آنان آشنا شدم، نسل جوان و با انرژی بودند و جملگی اذعان داشتند که این همه ظلماتی که سالیان سال، عمر و جوانی شان را در آن غوطه ور بودند و سبب شده بود تا جسم و روح شان را صاحب نباشند و مدعی بودند در این دنیای آزاد، نهایت تلاش و کوشش خود را در راستای ارتقاء شخصیت و بازسازی آینده ای درخور را خواهند کرد. چون آن چه دشمن از آنان می خواست و می ساخت، قامتی کوتاه در فکر و جان بود. ولی آنان جملگی تلاش برای قد کشیدن از هر حیث در این جهان آزاد را داشتند. با آرزوی صبر، تندرستی، پایداری و موفقیت هر چه بیشتر در زمینه های شخصی و اجتماعی برای افرادی که به تازگی از فرقه مجاهدین نجات یافتند. ایران قلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا