سرانجام دیوار هر دیکتاتوری فرو خواهد ریخت – قسمت اول

امروز پای صحبت دوستانی می نشینم که نه تنها سالیان اسیر در بند این مکان مخوف بودند بلکه اخیرا در تلاشی مضاعف، خود نیز مدتی را در کنار خانواده های متحصن در جلوی قرارگاه حاضر گشته تا ضمن همدردی با آنان برای دوستان اسیر در بند اشرف پیامی برای نجات و رهائی شان داشته باشند. اینان که سالیان عمر خود را در تشکیلات فرقه ای رجوی سپری کردند و با گوشت و پوست درد و رنج آنجا را لمس کردند با مشاهده مناسبات جدید با اظهار نگرانی و تاسف به آخرین وضعیت افراد در اشرف پرداختند.
به همین منظور گفتگویی در دفتر انجمن نجات استان مازندران با دو تن از بازگشتی هایی که قبول زحمت نموده و مدتی را در کنار خانواده های متحصن در جلوی اشرف گذراندند و اخیرا برگشتند انجام پذیرفته که به گزارش آن می پردازیم:

در ابتدای گفتگو مسئول جلسه ضمن خوش آمد گویی حضار با سخنان کوتاهی اظهار داشت:
ضمن قدردانی و تشکر از دوستانی که این زحمات را متحمل گشته و در گرمای تابستان عراق به کمک دوستان اسیر خود شتافتند، از شما درخواست داریم تا توضیح دهید که چه وضعیتی را در قرارگاه مشاهده نمودید و وضعیت افراد را در اشرف چگونه دیده اید؟
* در ابتدای گفتگو آقای عبدالله افغان یکی از جداشدگان استان که اخیرا از جلوی قرارگاه اشرف به ایران بازگشته است اظهار داشت:
– اولین چیزی که توجه ما جدا شده ها که قبلا در قرارگاه بودیم را جلب می کند، نصف شدن قرارگاه می باشد. در فروردین سال جاری قسمت شمالی قرارگاه که جز زمین های کشاورزی مردم عراق بود که در دوره صدام توسط مجاهدین غصب شده بود، توسط نیروهای عراقی باز پس گرفته شد و ضلع شمالی قرارگاه در حال حاضر بدون سیاج(فنس) است و از سمت شمال به جاده اصلی 100 یا همان جاده ای که رجوی در سال 71 از نیروهایش سان دیده است محصور شد و در واقع یک سوم قرارگاه که شامل ساختمان رادیو سابق، تعمیرگاه، قبرستان، دپوی سوخت و یکی از مقرها می باشد بطور کامل دست عراقی هاست و از سیطره سازمان خارج شد. * بدنبال توضیح اولیه آقای افغان مجری برنامه در تکمیل سئوال اول پرسیده است:
سیاج (فنس) برای همه کسانی که مدتی در قرارگاه بودند کلمه ای بسیار آشنا و هم تداعی گر نوعی حصار و زندان است، حالا که خود شاهد برداشته شدن قسمتی از سیاج شمالی قرارگاه بودید چه حسی به شما دست می داد و یا چه فکری می کردید؟
– آقای افغان در ادامه توضیح داد:
زمانی این سیاج برای سازمان خط قرمز و حریم ایدئولوژیک و بقول معروف ناموس بوده است. وقتی برای اولین بار دیدم که این سیاج برداشته شده است اولین چیزی که به ذهنم خورد فرو پاشی این فرقه بوده است و هر چند که نمی شود مقایسه کرد ولی فرو ریختن دیوار برلین برایم تداعی شد و مطمئن تر از همیشه گفتم هر دیوار دیکتاتوری فرو خواهد ریخت.
* آقای هادی شبانی از دیگر جدا شدگانی که اخیرا از جلوی قرارگاه اشرف برگشته است در ادامه و در پاسخ این سئوال بیان داشت:
– اولین چیزی که به ذهنم بعد از پاره شدن سیاج و بدون حصار ماندن قسمت شمالی خورد، اوج حضیض و ذلت و استیصال ایدئولوژی رجوی بود. روزی رجوی در زیر چتر صدام به ظاهر قدرت و کبکبه ای داشت ولی اکنون در بدترین شرایط ممکن حتی نمی تواند به اصطلاح ناموس خود (که قبلا سیاج را خط قرمز و ناموس مجاهدین می دانست) را حفظ کند و هر روز منتظر این می باشند که نیروهای عراقی قرارگاه را برای همیشه جمع کنند و جالبتر این که امروز 6 کیلومتر از قرارگاه رجوی اصلا پوشش و حصار ندارد.
– آقای شبانی در رابطه با فروپاشی قسمتی از سیاج شمالی و نزدیکتر شدن خانواده ها به بچه ها و خوشحالی آنان اظهار داشت:
در رابطه با خانواده ها نیز به همین صورتی بود که آقای افغان توضیح داده است. سازمان که تا قبل از فروپاشی (19 فروردین) با پخش پارازیت و پخش سرود و فحش و ناسزا مانع رسیدن صدا و حضور خانواده ها حتی در اطراف سیاج قرارگاه می شد، این بار دیگر نمی توانست جلوی شان را بگیرد و جالب این که خانواده ها با خوشحالی در نزدیکترین فاصله و بدون سیاج عزیزان شان را می دیدند و بعضا با آنها صحبت می کردند و از نزدیک از قسمت شمالی شاهد مناسبات داخل قرارگاه بودند.
خانواده ها وقتی مشاهده کردند که سیاج قسمت شمالی جمع شد با خوشحالی برای سایر اعضای خانواده در داخل ایران تماس می گرفتند و انگار پیروزی بزرگی را بدست آوردند اعلام می کردند در داخل قرارگاه اشرف هستیم و این کار انگیزه بالاتری برای ماندن در اطراف قرارگاه برای نجات عزیزان شان به آنها می داد……
ادامه دارد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.