مشکلاتی که مجاهدین برای ما در آلبانی ایجاد می کنند – سازمانهای حقوق بشری کجایند؟

براى اطلاع هموطنان و سازمانهاى حقوق بشرى

نامه سرگشاده

ما جمعى از جدا شدگان که به تازگى به کشور آلبانى آمده ایم آلان در چنین شرایطى هستیم.

در ابتدا:

ما بعد از سالها مبارزه و مایه گذارى از جان و پوست و گوشتمان مخصوصا در سالهاى بعد از جنگ امریکا باعراق که تمام عمر و شیره جان ما به حفاظت از کیان این سازمان و مخصوصا مسئولین این سازمان رفت و خبرى از سرنگونى و وعده وعیدهاى رجوى نبود و جان ما قرار بود براى حفاظت از این سازمان خرج شود (البته انتخاب کلمه ”خرج” با دقت صورت گرفته زیرا جان انسانها در این سازمان هیچ ارزشى ندارد مهم حفظ سازمان است به هر قیمت. شما درستى این حرف را در داستان اشرف و آن گروه آخر ۱۰۰ نفر باقیمانده میتوانید ببینید که چگونه بخاطر هیچ ۵۲ نفر کشته شدند)، وقتى که تصمیم گرفتیم به این داستان شوم و سوء استفاده سازمان پایان بدهیم، به اکیپ اولى که میخواست از لیبرتى خارج شود ۲۰۰۰ دلار به اکیپ دوم ۱۰۰۰ دلار و به اکیپهاى بعدى هر نفر ۵۰۰ دلار دادند آنهم با منت گذارى فراوان. تلخى داستان اینجا بود که سازمان میگوید نفرات بگویند که سازمان بعد از درخواست براى خروج آنها از سازمان آنها را در لیست آلبانى قرار داده، در حالى که تک تک نفرات با هزار زحمت و سختى توانستند خودشان با کمیساریاى عالى پناهندگان مستقیما وارد مصاحبه شده و در خواست پناهندگى از کشور آلبانى بکنند. رفتن هر کس براى مصاحبه به محل کمیساریا و درخواست پناهندگى از یکى از کشورها مصادف بود با انواع توهین ها و فحش ها و …

در لیبرتى آقاى احمد براعى به هر کدام از ما قول داده بود که بعد از رسیدن به آلبانى حقوق ماهیانه ما ۵۰۰ دلار است که متاسفانه مثل همه حرفهایشان زیر این یکى قول هم زدند و تا مدتها بر سر حقوق ماهیانه ما با کمیساریا و سازمان بکشش بکشش بود و حقوق قول داده شده به ما پرداخت نمیشد. تا اینکه با فشارهاى طرفهاى مختلف مجبور به پرداخت حقوق ما شدند.

ولى این حقوق چگونه پرداخت میشود:

در اولین ماه پرداخت حقوق از تمامى جداشدگان یه تعهد نامه مکتوب با انواع و اقسام تعهدات و ضوابط میخواستند که کسى زیر بار آن نرفت و مجبور شدند آخر کار بگویند که به این نامه نمونه نگاه کن و هر چه که را میخواهى بنویسى، بنویس. ولى نوشتن برخى نکات اجبارى بود که مثلا من به پرنسیبهاى این سازمان پایبندم من در صورت نیاز در مسائل سیاسى ما بین سازمان و رژیم وارد میشوم و چند چرت و پرت دیگر که متاسفانه یادم رفته.این در حالى است که ما از این سازمان جدا شده ایم و یه زندگى شخصى و خارج از مسائل سیاسى داریم و کمیساریاى عالى پناهندگان هم با ما بعنوان فرد به فرد تشکیل پرونده داده. تنها تعهد مالى است که سازمان به کمیساریا و به ما داده که باید در این چارچوب با ما برخورد کند نه سیاسى.

براى دریافت حقوق بازهم هر بار از نفرات نامه مکتوب میگیرند.

پرداخت این حقوق با عناوین مختلف هر بار به تاخیر میافتد و در گرفتن جواب این سوال که چرا حقوق ما را سر هر ماه داده نمیشود، ما همواره به بن بست خورده ایم. و باید براى گرفتن حقوق ماهانه دنبال این مسئول و آن مسئول سازمان روزها بدویم.

ما براى دریافت حقوق ماهیانه خودمان که تعهد مشخص سازمان مجاهدین به دولت آلبانى و کمیساریاى عالى پناهندگان است سختیهاى فراوان میکشیم و بایستى که بارها مراجعه و درخواست کنیم.

نفرى هم که مسئول پرداخت حقوق ماست فردى است به اسم جواد خراسان که البته این اسم اصلى او نیست. این فرد هم براى اینکه مورد سوال ما قرار نگیرد محل مشخصى براى پرداخت پول معرفى نکرده و ما باید با تلفنهاى مکرر به دنبال گرفتن زمان و مکان پرداخت حقوق ماهیانه خود باشیم.

قابل توجه اینکه سازمان خودش (جواد خراسان) به تک تک ما مراجعه کرده و میگفت که سازمان میخواهد به شما هر کدام ماهانه ۵۰۰ دلار بدهد و شما براى دریافت حقوق به کمیساریا مراجعه نکنید. هر کس که از کمیساریا پول میگیرد با رژیم مرزبندى ندارد و شما باید مرز خودتان را روشن کنید.کدام وجدان با انصافى نمیتواند بفهمد که این سازمان وقتى میبیند ما جدا شدگان هیچ گونه پشتوانه مالى نداریم و در این کشورى که هیچ ایرانى نیست میخواهد از ما استفاده سیاسى کند و ما را مدام به این طرف و آن طرف میکشد.

ما در مراجعه به کمیساریا و شکایت از این رفتار غیر اخلاقى سازمان همواره این جواب را میگیریم که به کمیساریاى پناهندگان ربطى ندارد در صورتى که سازمان به کمیساریاى عالى پناهندگان و دولت آلبانى تعهد داده که حقوق ماهیانه مارا سر هر ماه پرداخت کند و قرارداد بین آنها بسته شده.

ما از کمیساریاى عالى پناهندگان ودولت آلبانى و مراجع حقوق بشرى و حقوق انسان دوستانه میخواهیم که به ما از هر طریقى که میتوانند کمک کنند و این سازمان را به انجام وظایفى که خودش نسبت به ما متعهد شده مجبور سازند. زیرا ما آوارگانى هستیم که این سازمان میخواهد از ما سوء استفاده سیاسى کرده و حقوقمان را پایمال میکند.

محمد رضا (مستعار)

یکى از جدا شدگان در آلبانى

دیگر مطالب
7 نظرات
  1. مسعود می گوید

    بازم گلی به جمال معرفت صدام که هم حمایت مالی از مجاهدین می کرد و پادگان اشرف رو در اختیارشون گذاشت و تا آخر عمر هم حمایت کرد ولی این آمریکاییهای موذی براساس سیاستشون ازشون حمایت می کنن ولی حاضر به قبولشون نیستن چون خوب میدونن اینا چه موجوداتی هستند

  2. آزاده می گوید

    هر کجا قدمهای امریکا باشد نشانی از ویرانی و جنگ افروزی یافت می شود وحمایت از فرقه رجوی یکی از این جنگ افروزیها ونقض حقوق بشر وحمایت از تروریست است اکنون به نفع آمریکاست که از این سازمان حمایت کند وشاید روزی دیگر ورق برکردد واین بازیچه به نفع آمریکا عمل نکند ومعلوم نیست این گروه منفور به چه کسی می آویزد

  3. عارفه می گوید

    حامیان سازمان مجاهدین در کشور های غربی اصلا کار ی به این سازمان و ادعاهایش و مردم ایران ندارند همانطور که در گزارش های زیادی خوندیم این افراد فقط دلار های هنگفتی که مجاهدین بهشون میدن رو میشناسن.25 هزار دلار برای ده دقیقه سخنرانی که قبلا سازمان بهشون دیکته کرده

  4. ر می گوید

    متاسفانه مسئولین این مسئله را ساده گرفتندوتوجهی ندارند.این گروه باتمام توان دست وپا میزنند تا در اشرف بمانند،نماینده ما درسازمان ملل باید روی این مسئله کار کنند.

  5. حميد می گوید

    جالب است آمریکا خودرامدعی حقوق انسانهاو مدافع آزادی های فردی ویاادعای مبارزه با تروریسم دردنیا را دارددرحالی که اسیران رجوی سالها ست از ازادی فردی محرومند وفرقه رجوی یکی ازمنفورترین گروههای تروریستی است. بااین حمایت اعضای کنگره، آمریکارسما بر تروریسم بودن خود خو مهر تاءید زد

  6. محمد دانائی . محقق دانشگاه تهران می گوید

    آمریکا خود بر تروریست بودن خود صحه گذاشته است و همیشه هم به آن اشاره دارد که می گوید تمام گزینه ها در برابر ایران روی میز است ، یکی از همین گزینه های آمریکا حمایت از تروریستهائی است که علیه ایران فعالیت دارند و بموقع خودش علیه ایران از آنها دفاع می کند . فرقه رجوی سگ دست آموز آمریکاست که به این زودیها آن را از دست نخواهد داد .

  7. ثریا عبالهی می گوید

    سلام چرادرایران روز یاهفته ای به نام مبارزه باتروریسیم نام گذاری نشده ؟چرا جنایتهای فرقه رجوی برعلیه عزیزانی که چندین سال شکنجه دیدند وزندگی وجوانیشان نابود شده دررسانه های ملی از قبیل روزنامه وصدا وسیمای ایران به نمایش گذاشته نمی شود؟ چرا شبکه تلویزیونی به نام شبکه آگاهی از عملکرد فرقه تاسیس نمی شود ؟ کسانی درایران هستند که دسترسی به اینترنت ویا کامپیوتر ندارند .خیلی از خانواده هاویا جوانان ایرانی هستند که هیچ اطلاعی از عملکرد این منفورین قرن ندارند .پس از انجمن نجات تهران وسایرارگانها خواهشمندیم دراسرع وقت به امر مهم رسیدگی شود تا صدای در گلو خفه شده خانواده ها به دنیا برسد چراکه درخفا نگه داشتن این جنایتها باعث خرسندی دشمنان خانواده ها و جداشده ها خواهد شد .بدانید بهرقیمتی که شده ما خانوادهای ایرانی فرزندانمان را می خواهیم .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.