سوال ممنوع !؟

رجوی در درون تشکیلات از بدو ورود طوری وانمود می کند که تمام خط و خطوط بدون خدشه و صحیح بوده و کسی حق سوال ندارد . اما آیا این چیزی هست که در ذهن افراد می گذرد ؟ خیر ! چون آنقدر کلاف سر در گم داخل این تشکیلات وجود دارد که نمی دانی از کجا باید شروع کنی سئوال هائی هم چون هزینه های جاری ، ارتباط با کشورهای دیگر ازجمله آمریکا ، عربستان و… و امروز استقلالی که فرقه از آن دم می زند امکان پذیر نیست . چون خوب دیده ایم که یک گروه نمی تواند حداقل های مربوط به خود را اداره کند در رابطه با فرقه رجوی هم این امر کاملا صادق است سوالی همچون وارد کردن تجهیزات نظامی به یک کشور دیگر چگونه یک فرقه می تواند آنها را مهیا کند . از طرفی آزادی عملی که رجوی بطور مثال در عراق داشت نمی تواند خارج از منفعت دولت مربوطه و آمریکا باشد.
رجوی طوری برنامه ریزی می کرد و همواره این توجیه را داشت که ما کاملا مستقل هستیم . دم خروس وی هم در بزنگاه های مختلف بیرون می زد .ولی چرا بازهم اجازه ورود افراد به طرح بعضی از سئوالها را ممنوع کرده بود و اجازه نمی داد کسی ذهنش باز شود چون براحتی می شد فهمید که رجوی هم مهره ای در دستان همین افراد و قدرت ها می باشد . چون فکر کردن به چیزهایی که به فرد مربوط نمی شد ممنوع بود و مرز سرخ و سوال کردن آنها یعنی حرف مسعود را پشت پا انداختن و بعد از آن برخورد های هیستریک از جانب فرقه! بنابراین فرد ترجیح می داد با انبوهی سکوت و ابهام بماند تا اینکه جان خودش را حفظ کند و یا با انبوهی آدمای کر و کور که خودشان را به نفهمی زده اند در نیفتد .آری این واقعیت این فرقه هست در درون فرقه یک راه فقط باز است آن هم نوشتن تناقض اگر چیزی به ذهنت خطور کرد در این قالب می شود بیان کرد چند تا تیغ بر روی فرد کشیده می شود که بطور مثال چقدر ذهنت بی درو پیکر است و هیچ چهار چوبی نداری تمام می شود . اگر تکرار شود دیگر نحوه بر خورد هم عوض شده و باید بروی فاکت بیاوری که این تراوشات ذهنت از کجاست .هیچگاه به فردی که سوال دارد نگاه نمی شود چون منافع شخص رجوی اینطور ایجاب می کند افکار همیشه کور و کر باشند و اوامر را بدون هیچ اعتراضی بپذیرند. حرف داشتن یعنی شاخ شدن در مقابل رجوی و این چیزی هست که این فرقه کشش آن را ندارد .اساسا فرقه ها با پنهان کاری و مخفی کاری کارهایشان را پیش می برند و در نهایت اینکه صلاح زندگی جمعی را ما بهتر می دانیم موضوع خاتمه پیدا می کند.
وقتی با تک تک افراد وارد صحبت محفلی می شوی می بینید که چقدر حرف نا گفته و چقدر سوال بی جواب وجود دارد ولی افراد باید چگونه خودشان را قانع نگه دارند فقط بخاطر فشارها و تهدیدات زبان در دهان نگه دارند و فرقه هم در نهایت گستاخی این را به نفع خود تمام کند و طوری وانمود کند مخالفتی وجود ندارد درباره تصمیم های بزرگ اتفاقا سوال وجود دارد همچون انتخابات در درون فرقه و یا در بحث عملیات ها بطور خاص مروارید تعداد زیادی مخالف این عملکرد رجوی بودند درباره اینکه چرا رجوی در بعضی از شرایط ها چطور هیچ موضعی ندارد مثل 11سپتامبر ، قضیه فلسطین ، و دخالت در امور عراق ولی چون ظرف اعتراض وجود ندارد لاجرم باید سکوت کرد و تبدیل شد به افرادی که بی سوال هستند و حرفی وجود ندارد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.