سقف استراتژی رجوی، جاسوسی است

وقتی یک وسیله و یا شی کثیفی را از درون زباله دان برمی داریم به قصد استفاده ابتدا دستکش می پوشیم وسپس آن ابزار را شسته وضد عفونی کرده تا قابل استفاده گردد.
امریکا فرقه مجاهدین را درعراق خلع سلاح وزمین گیر نمود و باتوجه به آلوده بودن آنها به شعار واستراتژی دوپهلو دمکراتیک ازیک سو و ستون پنجمی صدام از سوی دیگر وهمچنین سردادن شعار آزادی وضد استعماری از سوی دیگر واز طرفی هم بایگانی شدن آنها درلیست سیاه تروریزم توسط خود امریکا.لذا امریکا این فرقه وتشکیلات را در درون یک آشغال دانی وکثافت مشاهده کرد ودرهمان حال قصد استفاده از آنها در عراق علیه هژمونی منطقه ای ایران را داشت.
به همین دلیل ابتدا خلع سلاح وخلع شعار وکنارگذاشتن رهبری فرقه را در دستورکار قرار داد وسپس آنها را با یک تصمیم ازلیست تروریزم خارج نمود.
رجوی ها هم این تاکتیک امریکا را با دل وجان قبول کردند وخلع سلاح، خلع شعار وخلع رهبری را در قبال ادامه حیات خفیف وخائنانه پذیرفتند.
از آنجایی که ته استراتژی رجوی جاسوسی وسقف آن رسیدن به ادامه حیات فرقه ای بود لذا با فریب کاری وهرترفندی در درون به این تصمیم امریکا تن داد وحتی کاسه ازآش داغ تر هم شدند.
رجوی بعد ازسی خرداد واخراج از ایران وسپس فرانسه دیگر استراتژی واقعی به هیچ وجه نداشته! آنها صرفأ به دنبال انتقام به هرقیمتی بوده اند. تشکیل ارتش خصوصی صدام – عملیات های کلاسیک مشترک با صدام واینک هم تحت امر مطلق امریکا واسرائیل بودن وکسب بودجه وپول هنگفت ازعربستان فقط وفقط به دلیل استراتژی جاسوسی وخیانت است.
درواقع امریکا درمقطع اشغال عراق استراتژی مصادره همه ی احزاب وگروه های تروریستی بلاتکلیف درعراق اعم از عراقی وخارجی را داشت تا آنها را ساماندهی کرده ودرخدمت استراتژی خود در منطقه بکار گیرد. ساخت داعش – النصره و… ودرهمین رابطه مصادره فرقه رجوی وبکارگیری آن درعراق هم درهمین راستا بود.
اگرامریکا فرقه رجوی را حمایت مالی وامنیتی نمی کرد آنها درمدت کوتاهی توسط مردم عراق ازپای درآمده ونابود می شدند.
ارتش امریکا آنها را به آلبانی منتقل کرد تاهرزمان بخواهد برای استفاده تبلیغاتی خود علیه ایران ازآنها بهره ببرد.درحقیقت امریکا یک هدف دیگری را هم درخصوص فرقه رجوی دنبال می کند.
امریکا می توانست فرقه را منحل وسران آنها را به جرم اقدامات تروریستی وکشتار امریکایی ها درگذشته سربه نیست کند وبدنه را رها سازد. اما چون بهتر می دید آنها را محدود ومحصورکند وتحت کنترل بگیرد و ورود وخروج آنها را خودش در دست بگیرد تا مادامیکه همه از لحاظ سنی فرتوت شوند ونهایتأ از نظر ایدئولوژی وتشکیلاتی بسوزند ونابود شوند.
درواقع امریکا با یک تیر دو نشان زد. هم ازفرقه بهره برداری می کند وهم آنها را دپوی ابدی کرده با تاکتیک ورود وخروج ممنوع تا فسیل شدن ونابود شدن.
اما مجاهدین هم چون سقف استراتژی خود را فقط درجاسوسی وخیانت می بینند این تاکتیک را ایده آل خود دیده وبه آن تن دادند.
نتیجه اینکه؛ مجاهدین به ایستگاه آخر خود ازلحاظ ایدئولوژی وسیاسی وتشکیلاتی رسیده وسرنوشتی جز فسیل شدن وتمام شدن در کمپ آلبانی نخواهند داشت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.