مطالب

يك نمايشنامه كسالت آور!

مهدی عسکری، کانون هابیلیان، مشهد، بیست و هشتم ژوئیه 2008

مريم رجوي وارد رم شد و مورد استقبال نمايندگان پارلمان ايتاليا قرار گرفت!!!…
پرده اول ؛
مريم رجوي مدتها است كه منتظر يك مسافرت خارجي بود. بعد از سفر بلژيك، او بيشتر در اور مانده بود و بدون آنكه فرصتي براي نمايش لباس هاي گران قيمت خود در مجامع رسمي به دست آورده باشد تنها بيانيه صادر كرده و يا محكوم كرده بود و در برخي موارد هم به خاطر توجه به رژيم آخوندي از اين و آن گلايه كرده بود! بعد از افتضاح فريبكاري تجمع ويلپنت و فريب جوانان لهستاني و آلمانی و روسی وجمعی از كارگران خارجي ، رجوي به دنبال آن بود تا به وسيله اي بتواند صورت مساله دو شكست بزرگ خود – تجمع كذايي و ابقا در ليست تروريستي اتحاديه اروپا – را پاک کند.
اگر چه دولت انگلستان در اقدامي كه تعجب هم پيمانانش را نيز موجب شد ، به راي قضات نا آگاه انگليسي گردن نهاد ، اما اين خوشحالي براي مجاهدین به خوشبختي تبديل نشد و با توجه به مخالفت دولت انگلستان ، نتوانست براي سفر و اجراي ميتينگ در انگلستان كاري از پيش ببرد. باز ماندن او از سفر به انگلستان اگر چه براي او – كه همواره ادعا مي كند قسمت زيادي از راه موفقيت را طي نموده است – بسيارگران تمام شد اما تنها اجازه يك سفر معمولي به ايتاليا براي او كافي بود تا از خوشحالي بال در آورد و كار چاق كن هاي او عريضه به دست ، به دنبال رضايت گرفتن از تعداد محدودي از نمايندگان پارلمان ايتاليا باشند تا طبق ديگر سفرهاي رجوي ِمونث ، سخنراني در پارلمان كشوري كه مريم به آنجا سفر كرده است ، اين بار نيز به لفاظي در يكي از اتاق هاي كنفرانس – و نه ساختمان اصلي پارلمان ختم شود و به اسناد افتخار رييس جمهور برگزيده مقاومت ايران – كه همه چيز خود را فداي خلق كرده است!، سند ديگري اضافه شود!. براي مريم رجوي كه عاشق آغوش باز سياستمداران اروپايي است ظاهرا يك دعوت فرصتي بسيار گرانبها بود تا با توجه به شخصيت ذاتي خود ، بيشتر بتواند بر روي صحنه نمايش و زير نور پروژكتور اقدام به خود نمايي كند.
سفرهاي مريم رجوي در طي سالهاي اخير بيشتر به تكرار راه حلي موسوم به راه حل سوم و بيان آمار به هلاکت رسیدگان ساختگي مقاومت و نقض حقوق بشر در ايران معطوف شده است مساله اي كه در عين تكراري بودن بايد گفت خود ِغربي ها بيش از باند جنايتكار رجوي ، استاد سياه نمايي و سناريو نويسي براي آن مي باشند و شايد به همين دليل است كه سايت هاي باند رجوي بدون آنكه خود تا به حال فهميده باشند ، تنها به بيان گزارش هايي از حرفهايي تكراري ، نخ نما شده و البته بدون خريدار از جانب مريم رجوي مشغول بوده اند.
پرده دوم ؛
يكي از علت هايي كه دولت راديكال سيلويو برلوسكوني در ايتاليا به پيروزي رسيد وعده و وعيدهاي رنگارنگ ِاو براي اصلاح زير ساخت ها ، مبارزه با گراني و فساد و برخي از قول هاي اختصاصي به مردم برخي از شهرهاي ايتاليا بود ( همانند قول حل مشكل زباله هاي شهري در برخي از شهرهاي اين كشور ). مردم ايتاليا با همين وعده ها بود كه حتي بدون توجه به بيماري سرطان و ناتواني جسمي او در اداره كشور ، او را بر كرسي نخست وزيري ايتاليا نشاندند تا روزهاي طلايي كه نخست وزير جديد وعده داده بود يكي پس از ديگري عملي شود. روزهايي كه هيچ كدام از راه نرسيد.
برلوسكوني اما ناتوان تر از آن بود كه حل مشكلات شهري را به عنوان يكي از افتخارات خود در كارنامه اش ثبت و ضبط كند. بر خلاف نخست وزير اسپانيا كه در وعده هاي انتخاباتي خود قول خارج كردن سربازان اسپانيايي را از عراق داده بود و پس از انتخاب نيز به قول خود عمل نمود ، نخست وزير ايتاليا نه تنها مشكلات شهري را حل نكرد بلكه فساد و رشوه خواري 600 هزار دلاري او نيز باعث شد تانزديكي هاي ميز محاكمه پيش برود ، مساله اي كه باعث شد پارلمان اين كشور به داد او برسد و سراسيمه و با تصويب قانوني ، به او مصونيت سياسي ببخشد و از بي آبرويي بيشتر او جلوگيري كند.
ناتواني نخست وزير ايتاليا باعث شد تا او هم مانند سران برخي از كشورها براي فرار از مشكلات و ضعف هاي ساختاري كابينه اش ، تلاش كند تا خود را به آمريكا نزديك كند و در برابر مخالفت هاي ناشي از ناتواني اش ، به دنبال جلب حمايت آمريكا در پشت سر خود باشد.
اگر چه برلوسكوني قبل از آنكه براي سومين بار بر صندلي نخست وزيري ايتاليا تكيه بزند نيز مخالفت هايي با ايران داشت اما در حمايت از مواضع ضد ايراني آمريكا در پاره اي از موارد حتي حكم كاسه داغ تر از آش را نيز پيدا نمود تا بيشتر بتواند هم پيماني خود را با آمريكا به اثبات برساند زيرا در حالي كه ايران پاي ميز مذاكره با اعضاي 1+5 بود و آمريكا نيز تنها خواستار توقف غني سازي بود ، برلوسكوني ادعا مي كرد كه ايران داراي بمب اتمي است!
نتيجه ؛
اگر چه فرضيه دعوت از مر يم رجوي به ايتاليا را در همین راستا مي توان ارزيابي نمود اما با توجه به بي آبرويي گسترده بين المللي گروه ترويستي مجاهدين خلق و نيز با توجه به تلاش زيادي كه بسياري از دولتمردان ايتاليايي نسبت به حفظ رابطه سياسي تجاري خود با ايران انجام مي دهند ، دولت و مقامات رسمي ايتاليا هيچ گاه حاضر نشده اند با حمايت از دعوت مريم رجوي و جنبه رسمي بخشيدن به آن ، سرزنش مردم و همپيمانان اروپايي را – همانند سرزنش كردن دولت انگلستان – براي خود به ارمغان آورند. از سويي ديگر مريم رجوي همانگونه كه گفته شد چشم انتظار آغوش بازي است تا سياست هاي تروريستي اش را براي آنها شرح دهد و دست به تبليغ آنها بزند ، غافل از اينكه نمي داند در يك بازي سياسي ديگر اين بار توسط مردان سياسي درجه چندم ايتاليا – و نه سياستمداران طراز اول اين كشور – مهره شطرنج و بازيچه سياسي شده است.
*سايتهاي مجاهدین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا