عملکرد سازمان مجاهدین خلق

جیغ بنفش رجوی و خوابهای پنبه دانه ای برای سرنگونی

یک ماه قبل از فرارسیدن چهارشنبه سوری دستگاه تبلیغاتی رجوی دست به کار شد تا بتواند از این روز بهره ای ببرد و فکر می کرد که می تواند با جار و جنجال و شارلاتان بازی خودی نشان دهد و اراجیفی در مورد شورش و قیام خیالی بیان کردند . البته سران فرقه رجوی به این نیاز دارند در چنین روزی خون جوانان ایرانی ریخته شود و آنان بتوانند سوء استفاده کنند . اما در این جریان دست شان از تبلیغاتی که به راه انداختند کوتاه شد و نتوانستند به امیال شیطانی خود برسند و قیام خیالی که رجوی در کله پوک خود پرورانده بود از بین رفت .

در ادامه بحث شکایت جدا شده ها علیه سران فرقه در دادگستری تهران به میان کشیده شد . رجوی مجبور شد از سوراخی که در آن قرار داشته بیرون آمده و پیام داده و علیه جدا شده به تهدید آشکار بپردازد که هنوز آثار و تبعات آن در برنامه های روزانه و قلم بدستان مزدورشان به خوبی آشکار است که تا کجا این شکایت رجوی ها را سوزانده است .

البته رجوی به مناسبت سال نو نیز به تکرار همان حرفهایی پرداخت که در نوروز هر سال تحویل نیروهای خود می داد. او ولی این بار با عقب نشینی مسئله سرنگونی را به گردن نیروهای خود انداخت و عنوان داشت قیام و سرنگونی محتوم استبداد دینی به شرط جنگ صد برابر در سالی که پیش روی ماست… !

رجوی ها

حرف مفتی که سالیان آنرا نشخوار می کند. سئوال اصلی این است که وی از کدام جنگ صد برابر حرف می زند ؟ تا وقتی در عراق بودید و دلتان به اربابتان یعنی صدام خوش بود کاری از پیش نبردید ؟ وقتی وی سرنگون شد تبدیل به شعار جنگ صد برابر البته با چماق و سر نیزه شد و دیگر از سلاح خبری نبود و این بار مشی سرنگونی با نگهبانی همراه با چماق بود . فرقه ای که سالیان دم از اسلحه و شرف می زد اکنون باید به داشتن سلاح خرده می گرفت که دیگر سرنگونی با سلاح امکان ندارد و شعار جنگ صد برابر برای خوش کردن دل نیروهای مسئله دارش در اشرف سه ساخته و فکر می کردند که روزی نیروهای آمریکایی در جنگ با ایران به آنان سلاح خواهند داد ، تحلیل های کودکانه ای که فقط به فکر رجوی فریبکار می رسید .

اما این تحلیل هم چند سالی بیشتر کارآیی نداشت و بعد مجبور شدند با خفت و خواری و شبانه اشرف را تخلیه کنند و لگد به تمام شعارهایی بزنند که سالیان رجوی برای نگهداشتن اعضای خود و گرفتن پول از صاحبخانه خرج می کرد . بعد از چندی برای انجام فاز آخر فروپاشی فرقه ، غرب آنان را به کشوری فرستاد که هزاران کیلومتر با ایران فاصله داشت ولی از آنجایی که مرغ رجوی برای سرنگونی یک پا دارد هنوز بر طبل توخالی آن می کوبد و فکر می کند می تواند با تکرار شعارهای توخالی به فریبکاری ادامه دهد . نکته ای که در تمام تحلیل های رجوی از ابتدای فاز نظامی یعنی از سی خرداد 60 وجود دارد این تحلیل مسخره خود را نشان می دهد که حکومت ایران در فاز سرنگونی قرار دارد ولی هیچ وقت از خودش سئوال نمی کند که این فاز سرنگونی در چه موقع و یا چه سالی انجام خواهد گرفت ؟ آیا سرنگونی مورد ادعایی شما توسط غرب است یا خیر ؟ آیا اکنون که در کشور آلبانی قرار دارید دم زدن از جنگ صد برابر و سرنگونی بیشتر به تف سر بالا نمی باشد ؟ آیا تکرار این شعار، مسخره کردن اعضای خود و شورای دست تان نیست ؟

زن سوم رجوی یعنی مریم قجر هم در تحویل سال نو به تکرار همان حرفهای مفتی پرداخت که بیشتر به گدایی نزد اربابانش شبیه است. از یک طرف از دولت های اروپایی می خواهد که جلوی حکومت ایران قرار بگیرند و از طرف دیگر از غرب می خواهد که تحریم های بیشتری علیه مردم ایران برقرار کند و به برجام برنگردد و تمام این شامورته بازی برای نشان دادن خود و اینکه او می تواند نقش موثری در مزدوری و جاسوسی برای غرب بازی کند. اما غرب و اروپا به خوبی دریافتند که این فرقه به هیچ عنوان مصرف ندارد چون از سابقه بسیار خطرناکی برخوردارند و از طرف دیگر افشاگری های جدا شدگان آن هاله نوری که مریم قجر برای خود درست کرده بود را از بین برده است . مریم قجر همیشه برای فریبکاری به تکرار عبارتی مانند جمهوری کثرت گرا ، دمکراتیک مبتنی بر انتخابات آزاد ، جدایی دین و دولت ، برابری زن و مرد ، رفع همه تبعیضات علیه پیروان مذاهب دیگر و … می پردازد!!! .ابتدا اولین سئوالی که مریم قجر باید به آن پاسخ دهد آیا شما به شعارهایی که می دهید اعتقاد دارید ؟ شما در مناسبات خود حتی ذره ای به چیزی که می گوئید اعتقاد نداشته و آنرا اجرا نکردید حال دم زدن از برابری زن و مرد بسیار مسخره و خنده دار است .

مگر شاهد نبودیم که همه جدا شده ها بر وجود تبعیض و نابرابری زن و مرد و تشکیلات غیر دمکراتیک اشاره می کنند ؟ به همین خاطر است که شما هیچ وقت نمی توانید با مناسباتی که در اشرف ایجاد نموده بودید دم از برابری و جدایی دین و دولت و اراجیفی از این مدل بزنید چون اولین کسی که مناسبات فرقه ای را برقرار نمود خود شما و شوهر دومتان بوده پس بهتر است به تکرار اراجیفی از این مدل نپردازید .

چیزی که خودش را به منصه ظهور رساند این مطلب است که رجوی ها آتش سرنگونی را خاموش شده می بینند و اکنون با خاکستر آن به بازی ادامه می دهند و این گونه جیغ بنفش کشیدن سر جدا شده ها و دیگر مسائل ناشی از عدم شناخت و شرایط فعلی جامعه ایران می باشد . رجوی فریبکار هیچ وقت نتوانست شرایط ایران را درک کند به همین خاطر پشت مسائل حرکت می کند به طور مثال اکنون تعدادی کارزار ضد ایرانی نه به جمهوری اسلامی راه اندازی کردند و حمایت کنندگان آن هم مشخص است. ولی فرقه رجوی بعد از این جریان هشتک رای به جمهوری دمکراتیک راه اندازی نموده است . مگر رجوی شعار جمهوری دمکراتیک اسلامی سر نمی داد چرا به یک باره کلمه اسلامی از آن برداشته می شود ؟ به همین خاطر است که رجوی هیچ وقت نمی تواند شرایط را درک کند و تحلیل های خود را روی اما و اگرها سوار نموده است .

حال هر چقدر رجوی های فرصت طلب می خواهند اندر باب روزهای سال اطلاعیه تولید نموده و خودشان را با نوشتن شعار در کوهها و کاغذهای باطله خوش کنند ولی چیزی که نمود بیرونی دارد سرنگونی مورد ادعایی رجوی هیچ وقت نخواهد رسید چون از ابتدا بنیان گذاری فرقه روی خشت خیانت و مرگ بنا نهاده شده است .

هادی شبانی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا