مسعود رجوی

این همه تبلیغات سوء علیه یک فرد برای چیست ؟

البته این شیوه کار ریشه در تبلیغات گسترده از مدل گوبلز در فرقه رجوی دارد که هر چقدر دروغ بزرگتر باشد باورش هم آسانتر است و این خط را ادامه می دهد. در ضمن یکی دیگر از خط هایی که رجوی سالیان خود را به آن آویزان کرده لجن پراکنی و افترا زدن به افراد منتقد از فرقه پوسیده رجوی است که اکنون به طور سرسام آوری زیاد شده است .

در یکی از سایتهای پوششی فرقه رجوی فردی معلوم الحال که از خودش هیچ اراده ای ندارد سعی می کند باز به تهمت زدن و لجن پراکنی علیه آقای مصداقی ادامه دهد . این مطلب که بسیار مسخره و نشاندهنده اوج پیسی رجوی ها می باشد و اینکه چگونه از بابت یک انتقاد و حرف فردی این گونه مانند مار زخمی به خودشان می پیچند . اگر شما مشکلی ندارید این همه حجم تبلیغات علیه یک فرد برای چیست ؟

مقاله نویس مفلوک ابتدا سعی می کند به قهرمان پروری فردی به نام علی سرابی بپردازد و از مصداقی نمونه می آورد. ولی از آنجایی که من علی سرابی را می شناسم باید بگویم که او هم مانند نویسنده هیچ قدرت و اختیاری ندارد و تمام سابقه زندانی او به خودش مربوط است و رجوی چنان بلایی بر سر او آورده که دیگر قدرت فکر کردن ندارد. پس تعریف کردن از زندانی شدن وی به معنی هنداونه گذاشتن زیر بغل است تا وی با این فریبکاری در تشکیلات باقی بماند. به واقع حرف آقای مصداقی درست است و باید احساس شرمساری کند که با وی هم بند بوده است و اینکه چرا نویسنده مدام به نشخوار حرفهای خود می پردازد و انگار به نوشته مصداقی توجهی نکرده و هر چیزی که به او گفتند روی کاغذ سیاه کرده است .

مسعود رجوی

نفرات قدیمی فرقه که در زمان شاه زندانی بودند آیا اکنون به واقع به مبارزه ادامه می دهند ؟ آیا اکنون آنان را می توان مبارز نامید ؟ آیا زندانیان سابق فرقه رجوی اکنون آب به آسیاب غرب نمی ریزند و مریم قجر برای آنان دم تکان نمی دهد ؟ آیا سران فرقه رجوی به عنوان یکی از اصول گذشته اکنون به مبارزه با امپریالیسم فکر می کنند ؟ معلوم است که نویسنده حتی قدرت فکر کردن را هم ندارد و مجبور است کاغذی را سیاه نموده و تحویل مسئولین دهد تا خوشایند آنان باشد .

نویسنده مفلوک درباره زندان مصداقی عنوان می کند که معلوم نیست که در دوران بازجویی به او چه گذشته است و چه خیانت ها و رذالت هایی انجام داده است و … . اگر این سئوال واقعی است چرا این سئوال را از رجوی فریبکار در دوران زندانهای شاه نمی کنید ؟ چرا از وی سئوال نمی کنید که او چه کاری انجام داده از حکم اعدام ، حکم ابد گرفته است ؟ مگر می شود که همه افراد اعدام شوند و او نشود ؟ چطور برای دیگران خیانت است ولی در مورد رجوی که خیانت وی ثابت شده باز خفه خون گرفته و او را مبرا از هر خیانتی می دانید ای تف بر شما سیاه دلان که این گونه مهر خیانت رجوی را مباح جلوه می دهید ؟

البته همه اراجیفی که در مورد آقای مصداقی گفتید، مثلا در مورد نشستن در ماشین های گشت گروه ضربت، ساخته ذهن خراب خود اعضای فرقه رجوی است و فقط آنان این نکته را نشخوار می کنند . چرا کسی غیر از اعضای فرقه رجوی از این جریان اطلاعی ندارد ؟ آیا این مسئله ساخته دستگاه دروغ پرداز رجوی برای خراب کردن افراد نیست ؟ اگر این مسئله واقعی بوده چرا وقتی مصداقی به اروپا پا گذاشت و از فرقه رجوی حمایت می کرد شما سکوت نمودید ؟ مگر تز و کار شما این نبود که هیچ وقت فردی که در زندان خیانت کرده نباید با او همکاری نمود ؟ چرا در رابطه با خیانت مورد ادعایی رجوی ها در مورد مصداقی سکوت کردید ؟ البته برای ما مشخص است که همه این اراجیف حرف مفتی است که فقط برای اعضای رجوی کارکرد دارد تا به منتقدین خود القا کند که نمی توان و نباید از فرقه رجوی انتقاد کرد چون با سیلی از تهمت ها و دروغ های مسخره روبرو خواهند شد و شخصیت شان را زیر علامت سوال خواهند برد . چرا همه حرفهایی که شما افراد معلوم الحال رجوی می زنید باید درست باشد ؟ چه سندی تا کنون از خودتان بیرون دادید ؟

در اینجا بهتر است سری هم به اراجیف صد بار تکراری و بی مصرف فریدون ژورک بزنیم چون نویسنده از نام وی نیز استفاده نموده است . اولین سئوالی که وجود دارد اگر ژورک خبر داشت که مصداقی در زندان خیانت کرده چرا صدایش در نیامد ؟ مگر شما در زندان برای درست کردن فیلم همکاری نمی کردید ؟ مگر شما برای زندگی کردن به آمریکا نیامده و با زن تان شهلا صافی به زندگی ادامه می دهید ؟ چی شد که وقتی آقای مصداقی لب به انتقاد گشود به یکباره شما به یاد مبارزه در زندان افتاده و خودتان و زنتان را مبارز جلوه داده و به فرمان رجوی شروع کردید به لنگ و لگد زدن به دیگران بطور مشخص آقای مصداقی ؟ چی شد که زن تان به یکباره با وجود دو سال زندانی زن شورشی نام می گیرد ؟ بهتر است فریدون ژورک خودش را مسخره کند چون این اراجیف هزار بار و قبل از شما توسط دوستان تان تکرار شده است و نیازی به قهرمان پروری در درون زندان از جانب شما و زن تان نیست .

اما سئوالی که باید نویسنده مفلوک فرقه رجوی پاسخ دهد این است که مگر این جزء اصول فرقه نبود که وقتی زندانی از زندان آزاد می شود یعنی اینکه وی در زندان بای داده و به همکاری با ماموران زندان تن داده است و یک مجاهد واقعی باید در زندان کشته می شده است .

افرادی مانند علی سرابی و فریدون ژورک و مرجان از زندان آزاد شدند. یعنی اینکه آنان هم در زندان تن به همکاری با ماموران زندان دادند . آیا نفراتی که اکنون در مناسبات قرار دارند و از زندان آزاد شدند به معنی بای دادن آنها در زندان نیست ؟ چرا باز دستگاه مسخره رجوی آنان را قبول نموده است ؟ مگر اصول اولیه فرقه روی فدا و صداقت بنا نهاده نشده بود ؟ چرا وقتی افراد از مناسبات جدا می شوند به یکباره مهر خیانت بر پیشانی شان خورده می شود ؟ چرا رجوی فرصت طلب و زن باره تحمل یک انتقاد ساده را هم ندارد ؟
البته نویسنده برای اثبات حرفهایش مانند روباه دمش را گواه می گیرد او نیز به خیانت کارانی مانند فریدون ژورک و حرفهای مرجان اکتفا می کند . این در حالی است که سابقه خیانت شان هم زیر علامت سئوال است و تا روزی که نفعی برای رجوی داشته باشند بکار گرفته شده و اگر مصرفی نداشته باشند مانند دستمال دور انداخته می شوند .

در انتها باید به همه افرادی مانند نویسنده سیاه نامه گفت شما هستید که از مبارزه دست کشیدید و اکنون به فسیلی تبدیل شدید که دیگر قدرت تکان خوردن هم ندارید . رجوی شما را به فردی تبدیل کرده که مغزی برای فکر کردن ندارد و باید مانند برده برای رجوی ها مقاله بنویسد و کار کند تا روزی که نوبت شما برای رفتن فرا برسد . اولین خیانت کار و بریده خود رجوی است که اکنون سعی دارد شغل اصلی خود را به دیگران نسبت دهد تا از زیر فشار خیانتش رهایی یابد و در این مسیر افرادی مانند علیرضا خالو نیز به کمک وی آمده تا شاید عصای دست رجوی در موقع فروپاشی تشکیلات باشند . حال هر چقدر نویسنده می خواهد اندر باب مبارزه خیالی و مبارز ماندن به روده درازی بپردازد ولی چیزی که اکنون شاهدش هستیم از رجوی ها گرفته تا پائین ترین عضو همه بریدگانی هستند که حتی نمی توانند در مورد آینده خود تصمیم بگیرند و این آن چیزی است که افراد در مناسبات فرقه ای رجوی به آن رسیدند .
هادی شبانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا