تاکتیک خود زنی در کادر استراتژی «خودکشی دست جمعی»

تاکتیک خودزنی در کادر استراتژی خودکشی دسته جمعیعلی براتی

مجاهدین خلق گزارش میدهند که رژیم ایران «پمپاژ آبرسانی » اردوگاه «اشرف» را منفجر کرده اند. هرچند در این مورد هیچ مدرکی ارائه نمیدهند وهرچند دور از ذهن هم نیست که رژیم ایران دست به چنین عملی زده باشد ولی یک سوال ساده مطرح میشود: چرا مجاهدین خلق با توجه به تجربه ای که در گذشته در این زمینه به گفته خود داشته اند هیچ گونه محافظتی برای این نقطه مهم برای اردوگاه خود نداشته اند؟ وآیا این قابل باور است که آنها برای این نقطه حیاتی اردوگاه اشرف محافظتی بکار نبرده باشند؟جزئیاتی از این انفجار در رسانه ها گونه ای منتشر نشده است که بتوان واقعا یک نظر کارشناسانه را قبول یا رد کرد. ولی باید این نکته را از ذهن دور نداشت که خود رهبری مجاهدین در شرایط فعلی منافع مشخصی ا زاین انفجار میتوانند دنبال کرده باشند. برای این که مساله روشن تر شود بایستی که وضعیت مجاهدین خلق را در عراق در نظر گرفت که در چه نقطه ای قرار دارند. آنها از یک طرف از طرف خانواده های افراد مستقر در اردوگاه اشرف تحت فشار میباشند بویژه از طرف خانواده محمدی که حتی باعث حملات فیزیکی از طرف افراد وابسته به مجاهدین به آنها در عراق شده است. مجاهدینی که سعی میکنند چهره خشونت طلب خود را در زیر لبخندهای ملیح خانم رجوی پنهان کنند در مقابله خواسته وپایداری خانواده محمدی در عراق برای باز پس گرفتن فرزند خود سمیه کم آورده اند و مجبور به نشان دادن چهره خشن خود در مقابل خواسته به حق آنها شده اند. از طرف دیگر مجاهدین خلق تحت فشار دولت عراق و ایران برای خروج از عراق میباشند و از طرف دیگر نیز با انفجار درونی در اردوگاه اشرف که استراتزِ جنگی آنها با شکست روبرو شده است وا حتمال وجود یک جنگ بین ایران وآمریکا که مجاهدین امید به سوار شدن برروی آن را داشته ودارند ضعیف تر میشود. دراین شرایط است که مجاهدین خلق نفع بسیاری برای یک نوع مظلوم نمایی وتبلیغات برای رفع وانحراف افکار عمومی در این مورد دارند. ونباید فراموش کرد که مجاهدین خلق همانند رژیم دارای تاکتیک های مفروضی است از جمله شباهت تاکتیکهای رژیم و مجاهدین میباشد. مثلا رژیم ایران انفجار در حرم امام رضا مشهد را خود به گفته کسانی مانند گنجی بعهده داشتند ولی آنرا به مجاهدین نسبت میدادند ودر جهت بهره برداری سیاسی از این مسله بوده اند در همین رابطه است که مجاهدین با یک خود زنی نیز میتوانند در جهت بهره برداری برای انحراف افکار عمومی به سوی رژیم واز طرفی مظلوم نمایی بیشتر برای ایجاد جو ترحم درعراق و در سطح بین المللی وهمچنین ایجاد یکپارچگی بیشتر در درون صفوف خود به این اقدام خودزنی دست زده باشند. البته این یک احتمال است وبهیچ روی به عنوان یک فرض صددرصد مطرح نمیشود. ولی رهبری مجاهدین خلق چنین پتانسیلی را داراست که دست به چنین عمل خود زنی در استراتزی «خود کشی دستجمعی» دست بزند. فراموش نباید کرد که روزی مجاهدین در اوایل اشغال عراق از زبان سران خود مرتبا اعلام میکرده اند که «ما در عراق بدنیا نیامده ایم که د رآنجا هم بخواهیم بمانیم» ولی ظاهرا یک تغییر استراتزِی داده شده و همان سخن قدیم مسعود ر جوی دنبا ل شد که «ما در عراق حق آب وگل داریم».در چنین شرایطی است که مجاهدین به گونه ای که اخبار از درون اردوگاه اشرف درز میشود در ذهن رهبران خود استراتزی «خود کشی جمعی » در صورت مورد تهدید اخراج قرار گرفتن در ذهن دارند ولی در عمل تا چه حد میتوانند آنرا پیاده کنند را باید در عمل دید. ولی آنچه که مسلم است رهبران مجاهدین برای جان انسانها ارزشی قائل نیست بطور ی که بسادگی در گذشته نیز خود سوزی های جمعی را در خیابانهای اروپا سازماندهی کرده بود.پس باید گفت که خود زنی در استراتژی «خودکشی دستجمعی» میتواند یک یاری رسانی از طرف خود رهبری مجاهدین برای منافع گذرا ولی مهم در شرایط فعلی باشد.باید مجاهدین را مانند بازیگرانی در فوتبال دید که هر لحظه به سوت پایان بازی خود را نزدیک میبیند که شکست بازی نتیجه برای آنهاست وبرای کشاندن به وقت اضافی سعی میکنند که بازی را متوقف کند ووقت اضافی برای خود بخرد تا آن بازی را حتی به توقف بکشانند. ولی واقعیت برای رهبری مجاهدین هرروز نزدیک تر میشود وباید در آِینده بیشتر از این در انتظار مارهایی باشیم که از آستین رهبری مجاهدین خارج شود چون تنگناها برای رهبری مجاهدین هرروز پیچیده تر وسخت میشود.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.