سازمان مجاهدین خلق، مسئله چه کسانی است؟

سازمان مجاهدین خلق غیر ایرانی، از مقطع سقوط رژیم صدام حسین در عراق، بدنبال جایگزین دیگری در غرب می باشد. مجاهدین خلق در دوران دیکتاتوری صدام حسین تلاش داشتند تا به " مجاهدین خلق عراقی " تبدیل گردند و در حال حاضر نیز سعی میکنند تا به عنوان " مجاهدین خلق اسرائیلی " معرفی شوند!

(این که در لیست اروپا و آمریکا بمانند یا نماند چندان فرقی نمی کند)

از سال 1364 که مسئله انقلاب ایدئولوژیک و رهبری بلامنازع و خداگونه رجوی ها در سازمان مجاهدین خلق مطرح گردید و خصوصیات فرقه ای در این سازمان به کمال خود رسید، و همچنین از سال 1365 که رهبری این سازمان به عراق تحت دیکتاتوری صدام حسین نقل مکان نمود و در جنگ علیه ایران و حتی سرکوب مردم عراق به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین وارد عمل شد، این سازمان نه تنها دیگر حضوری و جایی در داخل ایران نداشته بلکه در منظر مردم ایران بسیار منفور نیز گردیده است.

از آن زمان تا سقوط صدام حسین فعالیت های سازمان مجاهدین خلق علیه رژیم ایران، علاوه بر تبلیغات سیاسی در غرب، شامل تهاجم و فعالیت های خرابکارانه مرزی و اعزام تیم های تروریستی از عراق به داخل ایران با کمک نیروهای امنیتی صدام حسین میگردید. تهاجمات و فعالیتهای تروریستی البته با سرنگونی دیکتاتور سابق عراق و خلع سلاح شدن این سازمان توسط نیروهای آمریکایی در سال 1382 پایان پذیرفت و تلاش های سازمان مجاهدین خلق منحصر به همان تبلیغات سیاسی در غرب شد؛ تبلیغاتی که البته تلاش برای باز شدن مسیر ترور را دنبال می کند.

بنابراین از آن مقطع تاکنون سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن تکیه خود را نه بر مردم ایران بلکه بر یک قدرت خارجی برای کسب حاکمیت در ایران نهاده اند و در حال حاضر نیز که مجاهدین خلق به دنبال جایگزینی برای صدام حسین (و البته این بار در غرب) میگردند استراتژی خود را بر حمایت دشمنانی همچون آمریکا، اسرائیل و انگلستان به جای دشمن ساقط شده قبلی استوار نموده اند.

از این رو حضور سازمان مجاهدین خلق در حال حاضر صرفا در قالب پادگان اشرف (پادگان سازمان مجاهدین خلق در عراق) و پادگان مریم (پادگان اروپائی سازمان مجاهدین خلق در فرانسه) مطرح می باشد که این امر در واقع در وهله اول مسئله دولت نوپای عراق و سپس مسئله کشورهای غربی است و قطعا ارتباط چندانی با جمهوری اسلامی پیدا نمیکند.

تا جایی که به دولت عراق بر میگردد، این دولت سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریستی و از جمله مصائب به جا مانده از دوران دیکتاتوری صدام حسین و تهدیدی برای امنیت داخلی خود میداند و خواهان آنست تا پادگان اشرف برای همیشه برچیده شود و به حق انتظار دارد تا دولت های غربی که استفاده خود را از این سازمان علیه جمهوری اسلامی نموده اند پذیرای آنان در کشورهای خود در دوران بازنشستگی شان باشند.

مدتی است که در اروپا روندی سیاسی آغاز شده تا نام سازمان مجاهدین خلق از لیست های تروریستی حذف گردد. همانطور که انگلستان آغازگر وارد کردن نام سازمان (به هر دلیل) در این لیست بود این بار هم انگلستان آغازگر این مسئله برای خروج نام سازمان گردیده و محتمل است بزودی این امر در اتحادیه اروپا نیز محقق شود.

بودن یا نبودن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا چه تأثیرات و چه مسائلی را به دنبال خواهد داشت؟بودن یا نبودن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا چه تأثیرات و چه مسائلی را به دنبال خواهد داشت؟

تا جایی که به ایران بر میگردد سازمان مجاهدین خلق مقوله ای مربوط به گذشته این کشور است و اینکه در غرب نامش در چه لیستی باشد کوچکترین تأثیری را به دنبال نخواهد داشت. نه زمانی که نام این سازمان وارد لیست های مربوطه شد امکاناتی برای ایران بوجود آمد و نه حال که میخواهد نام این سازمان از این لیست ها حذف گردد مشکلی بر سر راهش قرار خواهد گرفت. عکس همین موضوع در خصوص خود سازمان مجاهدین خلق هم صادق است.

تا جایی که به اتحادیه اروپا بر میگردد، مسئله مجاهدین خلق مربوط به خودشان می شود و کشورهای اروپایی خود میدانند که با حضور یک فرقه تروریستی در خاک خود از نقطه نظر امنیت ملی چه برخوردی بنمایند. اگر اروپا متقاعد شده است که این سازمان دیگر یک سازمان تروریستی نیست ما هم دعا میکنیم که این امر واقعیت داشته باشد و واقعا سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن دست از ترور کشیده باشند، اگرچه تا امروز هیچ دلیل و مدرکی برای واقعی بودن این فرض در اختیار نداریم.

از منظر دولت عراق که خواهان خروج نیروهای سازمان (که در کشتار مردم بی دفاع در همدستی با صدام حسین دست داشته اند) از عراق می باشد، خروج نام سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا جای بسی خوشوقتی است چرا که غرب دیگر بهانه ای برای نپذیرفتن آنان در کشورهای خود ندارد. در آخرین دیداری که با وزارت خارجه عراق داشتیم آنان متذکر شدند که وزارت خارجه تمامی سفرای کشورهای اروپایی را در نشستی در بغداد جمع کرده و خواهان پذیرفتن اعضای سازمان در کشورهای آنان به عنوان پناهنده سیاسی شد اما تمامی آنها به بهانه اینکه نام این سازمان در لیست تروریستی اتحادیه اروپاست از قبول این خواسته سر باز زدند. ولی در حال حاضر این مانع و بهانه از سر راه برداشته خواهد شد و عراق میتواند خواسته خود را مجددا مطرح نماید.

و اما تنها طرفی که از خارج شدن نام سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا واقعا زیان میکند همانا قربانیان مقدم یک فرقه مخرب یعنی اعضای آن هستند که این موضوع برایشان به عنوان یک پیروزی و دستاورد فرقه جا انداخته میشود و از این موضوع کمال استفاده میگردد تا به اسارت ذهنی آنان تداوم داده شود و این خانواده های چشم انتظار آنان هستند که باید بهای این موضوع را باز هم با دوری و بی خبری از عزیزان خود پرداخت نمایند.

در قضیه بستن و برچیدن پادگان اشرف در عراق، سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند تا به هر نحو ممکن مسئله را تماما مربوط به ایران جلوه دهد. غرب هم همین روال را پیش گرفته است و سعی میکند در این راستا به نوعی قیمت سازمان را برای معامله با جمهوری اسلامی بالاتر ببرد و شاید تصمیم به خارج کردن نام آنان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا که روند آن مدتی است آغاز شده در همین راستا باشد. سازمان مجاهدین خلق در تبلیغات خود سعی میکند وانمود نماید که این سازمان مشکل اصلی رژیم ایران است و جمهوری اسلامی تلاش میکند تا ساکنان پادگان اشرف به ایران تحویل داده شوند تا محاکمه و شکنجه و اعدام گردند. هر کس اندک شناختی از سازمان مجاهدین خلق داشته باشد عمیقا متوجه این موضوع می شود که ادعای سازمان پیروی کردن از استراتژی فرار به جلو است. مجاهدین خلق صرفا فضا سازی می کنند تا اصل داستان را مخدوش نمایند. مطمئنا جمهوری اسلامی خواهان گرفتن اجسادی نیست که روی دست صاحب عزا مانده اند. برعکس منطقا رژیم ایران سعی دارد از ناراضیان سازمان هوشمندانه علیه خود آن استفاده نماید (به نقل قول از یک دیپلمات اروپایی مقیم ایران درج شده در مقاله ای در روزنامه فرانسوی فیگارو به قلم ژرژ مالبرونو در 23 دسامبر 2008 مراجعه شود) و پـُر واضح است که از انتقال آنها به اروپا بیشتر استقبال خواهد نمود تا اسناد فرقه گرایی و تروریستی سازمان مجاهدین خلق در قالب انسانهایی که به ربات تبدیل شده اند به محیط اصلی خود بازگردند. همچنین لازم به ذکر است که در زمان دیکتاتوری صدام حسین، رهبری سازمان به هیچ قیمتی حاضر نبود جداشدگان سازمان را به اروپا بفرستد و ترجیح میداد آنها را تحویل رژیم ایران بدهد و صراحتا میگفت که رژیم با بریده مجاهدین که سلاح در دست ندارد کاری نخواهد داشت.

رهبران سازمان مجاهدین خلق میگویند که اگر نیروهای آمریکایی از پادگان اشرف بروند و امنیت ساکنان آن به نیروهای عراقی محول شود این نیروها در داخل عراق امنیت نخواهند داشت. این حرف میتواند صحیح باشد چرا که بسیاری از نیروهای کردی و شیعیان عراق این سازمان را دشمن خونی خود و همدست صدام حسین در سرکوب آنان میدانند و خواهان گرفتن انتقام از این فرقه هستند. راه حل البته این نیست که دولت ایالات متحده آمریکا بطور مستمر نیروهایی را برای حفظ امنیت آنان در عراق مستقر نماید. راه حل قطعی اینست که کشورهای اروپایی که درحال حذف نام سازمان از لیست تروریستی خود هستند آنان را به کشورهایشان ببرند تا امنیتشان بهتر حفظ شود. لازم به ذکر است که اتفاقا بسیاری از این افراد قبلا در کشورهای غربی پناهنده سیاسی بوده و در آنجا برای پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی جذب و به عراق اعزام شده اند.

اینکه نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا باقی بماند یا نماند و یا اینکه نیروهای آمریکایی به حضور خود در خارج از پادگان اشرف ادامه بدهند یا ندهند در کل فرق چندانی به حال کسی نمیکند و مسئله مبرم ما هم نیست. اما تا جایی که به بنیاد خانواده سحر بر میگردد و نظر ما به آن معطوف می گردد و بر آن تأکید داریم اینست که ساکنان پادگان اشرف می بایست از حق دیدار آزادانه و بدون حضور مسئولین سازمان در خارج از پادگان مربوطه با خانواده های خود به نحو مطلوبی برخوردار شوند و همچنین با دنیای خارج ارتباط داشته باشند و فشارها و کنترل های ذهنی و روانی از روی آنها برداشته شود، و ما تا انجام این مهم به فعالیت حقوق بشری خود در عراق ادامه میدهیم.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.