مجاهدین خلق، میوه درخت افراط گرایی
توصیف امام جبارا از افراط گرایی فرقه ای کاملاً با ماهیت فرقه ی رجوی منطبق است. اوج رفتار و عقاید غیرمنطقی و مسخره و متعصبانه ی سازمان مجاهدین خلق در ژوئن 2003 پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه آشکار شد. برای اعتراض به دستگیری وی، شماری از پیروان و هواداران شستشوی مغزی شده سازمان، غیر منطقی ترین عمل ممکن را انجام دادند ؛ آن ها در شهرهای اروپا خود را به آتش کشیدند. دو زن در پی خودسوزی ها جان باختند و بقیه دچار نقص عضو همیشگی شدند.
چرا فرقه رجوی اینقدر دروغ می گوید
سایت های فرقه رجوی را چک می کردم خبری خواندم که خیلی خنده دار بود خبر این بود 4 میلیون و 754 هزار دلار هزینه درمانی ساکنان لیبرتی در سالهای 2013 و 2014 شده است ما قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دُم خروس را. واقعا فرقه رجوی و سرانش این همه خرج را برای اسیران لیبرتی کرده است پس این اطلاعیه هایی که چپ و راست بر روی سایتهای فرقه درج می شود که ما در محاصره پزشکی هستیم و یا دولت عراق مانع می شود که افراد را برای معالجه به بغداد ببریم پس این همه دلار کجا خرج شده و چرا افراد در لیبرتی بر اثر بیماری فوت می کنند فرقه رجوی جان انسانهایی که در لیبرتی هستند برای آنها مهم است
نادیده گرفتن انقلاب مردم توسط سران سازمان مجاهدین خلق
سران سازمان مجاهدین که توسط بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس که چشم دیدن رشد و پیشرفت کشور عزیزمان را ندارند ارزاق می شدند و اکنون که مردم آزادیخواه ان مناطق توانستند حق خود را از حکومتهای دست نشانده و فاسد آل خلیفه بازپس بگیرند، این سران سازمان مجاهدین هستند که هر روز و هر لحظه در مورد سرکوب مردم می گویند و از جوامع غربی که حامیان واقعی تروریست هستند می خواهند که این انقلاب مردمی را بصورت بین المللی سرکوب نمایند تا اربابان عرب آنها بتوانند به حکومتهای غاصب خود ادامه دهند.
عبدالحمید هاشمی از دوران اسارت در فرقه رجوی می گوید
من هم با اشراف به همین موضوع و حس وطن پرستی در سال 1383 این گروه و باند مافیایی را برای همیشه ترک کردم و از این گروه خیانت پیشه خارج شدم. با تشکیل خانواده و یک زندگی عادی که رجوی از من و سایر دوستانم سالها دریغ کرد، حال خوشحال هستم که بر عکس القائات ریاکارانه و فریب طلبانه رجوی به یک زندگی طبیعی و شرافت گونه پرداخته ام، هر چند کابوس های آن مناسبات تنگ و بسته و فشارهای روحی و روانی آن را تحمل می کنم ولی به رجوی می گویم کار تو به جایی رسیده که لانه موش را برای ادامه زندگی ننگ آلودت خوب انتخاب کردی.
نامه ای از پدری رنج کشیده از فراق فرزندش
حسن جان من در این سن وسال پیری وهرروز با چشمان اشک بارمنتظرم وهر موقع یکی از دوستانت به ایران می آید من سراغ تو را از او میگیرم وجویای حال توهستم آن شخص در هر کجای ایران هم باشد من به سراغ آن می روم واگر اینطور ادامه پیدا کند من به سراغ دولت عراق یا آمریکا وسازمان ملل خواهم رفت چون پدرم واحساس پدری دارم تا ازفرزندم اطلاع پیدا کنم.
مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی – قسمت دوم
سالها در بخش های مختلف سازمان در عراق کار کردم و شاهد عینی هستم که مجاهدین خلق، آدم خرید و فروش می کردند، به نام تجارت حقه بازی و به نام کار مالی ـ اجتماعی کلاهبرداری می کردند و در نشست های درون گروهی به اعمال پلیدشان افتخار هم می کردند. از شگردهای مجاهدین، ساختن انجمن های دوستی قلابی، احزابی که فقط روی کاغذ است و درست کردن شورای شیوخ درعراق که شیخ آن حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، فقط با ۵۰۰ هزا دینار اولیه و ۱میلیون دینار بعدی آشنا بود.
دلتنگیهای بی پایان برای دخترم سمیه…
بانویی که به عاشقی به پدرش شهره ی عالم شد و تو عاشق ترینی، و نامه ات در روز ولنتاین بدستم رسیدو به آرامی و زیبایی یک رویا وارد اتاقم شدی….با دستهای جادوییت نامه ای را در کتابخانه گذاشتی، از خواب برخاستم و به حوریه که در آغوشم خوابیده بود گفتم توآمدی. گفت خواب دیدی. …….
تصفیه حسابی که به شکست انجامید
مسعود رجوی بعداز اینکه اشرف را دودستی تقدیم دولت عراق کردو یک جام زهر دیگر روی جام زهرهای دیگرش خورد و به همه ثابت کرد که توان وهدایت رهبری این جنبش را ندارد هیچ بلکه افزون برهمه به همه اینرا نشان داد که تمام مرزسرخهای مسعود تا زمانی مرزسرخ هستند که مسعود احساس خطر و امنیت نداشته باشد و زمانی مرزسرخ هستند که مسعود رجوی بتواند نهایت خونریزی و کشتاررا بکند و وقتی دید که خطش پیش نمیره از مرزهای سرخ خودش کنار میاد.
وجه اشتراک دو گروه تروریستى رجوى و البغدادى
رجوى میگوید، رهبر ایدئولوژیکى سازمان است و پیروى و بیعت با او بیعت با پیامبر و خداست و مسعود حتى خود را حضرت على و حضرت مهدى هم خطاب میکرد که عدم بیعت با او مساوى با نیستى و فناى روح و جسم بود. داعش، البغدادى را خلیفه روى زمین میداند و عدم بیعت با او مرتد و از نظر این گروه باید به نیستى کشانده شود، آنهم به شیوه منحصر به فرد در شقاوت.
خاطره ای از یک روز تاریخی
امسال فرقه هنوز در مورد روز 22 بهمن موضعی نگرفت و سکوت پیشه کرد از قرار دستش خالی است اگر حتی یک ترقه ای در هر گوشه ای از ایران بلند می شد قطعا فرقه چنان بوق و کرنای راه می انداخت که گوش عالم و آدم را گر می کرد.
نامه خانم سمیرا منصوری به برادرش نصار از اسیران فرقه رجوی
زندان سازانی که نه اجازه می دهند بنویسی و نه تماسی بگیری! باورآن روزها که در اسارت دشمن بعثی بودی تحمل دوریت برایمان آسانتر بود چرا که می دانستیم بعنوان یک سرباز وطن و بخاطر دفاع از سرزمین مادری و دفاع از حریم و ناموس مردمت به اسارت افتاده بودی و ازاین بابت ما به توافتخار می کردیم، ولی اینبار چی؟
شرکت گسترده مردم در سالگرد انقلاب اسلامی و دماغ سوختگی رجوی ها
تبلیغات در مورد شرکت اجباری مردم در این مراسم دیگر کسی را فریب نمی دهد و این دم جنباندن نزد جنگ طلبان غربی و اسرائیلی است تا آنان استخوانی در دهانشان گذاشته تا بتوانند بیشتر به پارس کردن علیه مردم ایران ادامه دهند.

