بگو دوستت کیست تا بگویم تو کیستی!
پس اظهار شادمانی تان ازاین اظهارات غیرقانونی وجنگ طلبانه ی جان بولتن وحشی نشان میدهد که فکر میکنید که این اظهارات وافکار غیر انسانی او بنفع شماست وتصمیم گرفته اید اگر دست داد با موافقت با تمامی امر ونهی های آمریکا که جز به تمامی جهان راضی نیست، به حکومتی مزدور بدل شوید؟!
تاکتیک کودکانه فرقه رجوی در آلبانی، تعهد به معبد پرچم!!
بر اساس اخبار موثق رسیده از تیرانا، فرقه رجوی در مجاورت در خروجی ساختمان سکونتشان، پرچمی قرمز رنگ به نشانه خط سرخ و مرزسرخ قرار داده اند، و طی جلسات متعدد گفته اند، این پرچم همان پرچمی است که رجوی در دستش در عراق و در نشستها گرفته بود و این همان پرچم هیهات مناالذله ما است. این پرچم سلاح ما در مقابل غرب زدگی و زندگی طلبی است.
نامه فاطمه ظفری به نخست وزیر عراق
عاجزانه از شما تقاضا می کنم با تدبیر و حق میزبانی که دارید اقدامی اتخاذ کنید و به این جدایی 25 ساله خاتمه دهید شاید ما بتوانیم فرزندان خود را ببینیم و مانند خیلی ها که در فراق عزیزان خود از این دنیا رفتندو آرزوی دیدن عزیزشان را به گور بردند، ما به این آرزو برسیم. رجوی یکی از ریشه های تروریست در منطقه است از حق میزبانی خود استفاده کرده و برای ما شرایط دیدار را فراهم کنید، شما را به خدا فکری بکنید تا فکرتان کمکی برای ما باشد.
در صورت ملاقات خانواده در لیبرتی جام زهری که رجوی باید سر بکشد
بعد از ملاقات خانواده ها در سال 82 در اشرف با نفرات اسیر خود در فرقه و ریزش زیاد نیرو سران فرقه به این نتیجه رسیدند که دیگر اجازه هیچگونه ملاقاتی داده نشود تا بتوانند جلوی ریزش نیرو را بگیرند در همین راستا سعی نمودند با مزدور و مهره اطلاعاتی خواندن زنان و مردان پیر این کینه را در دل اعضای خود بکارند تا آنان بصورت افسار گسیخته بدترین توهین ها را علیه خانواده های خود انجام دهند و رجوی شیاد نیز از این کار سر مست و خوشحال بود ولی با تمام شیادی های سران فرقه باز هم نمی توانستند جلوی فرار اعضا را بگیرند و در طی این سالیان تعداد زیادی از فرقه فرار کرده و به نزد خانواده هایشان بازگشتند.
رضا رجب زاده: با افتخار در جمع خانواده های دردمند ترک زبان اردبیل قرار گرفتم
درحالیکه شدیدا بغض داشتم ودردرونم به رجوی نفرین میکردم روبه به مادرپیروسالمند گفتم” جانم مادر. مشکلت چیه؟ اوریزریزبا زبان ترکی میگفت وفرزندش ترجمه میکرد” مشکلم چیه! الهی خدا رجوی را لعنت کند. عصای دستم را گرفته است. نزدیک به 30 سال است که فرزندم امین عبدلی به دست رجوی اسیرشده وازما دورشده است. همه جا رفتم. با پسرم ودیگرعزیزانم به عراق هم رفتم ولی نتوانستم امینم را ببینم. آخرچهره سالخورده من رجوی را ناراحت نمیکند که دلش به حال من بسوزد وفرزند بیسواد مرا روانه خانه وکاشانه اش بکند!؟ خدایا حق من این نیست که اینقدراذیت شوم ولی ازتو میخواهم حق رجوی را که نیست ونابودی است کف دستش بگذار…..”
بور شدن صد باره رجوی ها در زمینه برنامه هسته ای ایران
اما رجوی ها با خوش خدمتی که از سالیان پیش با دول غربی سر برنامه اتمی ایران داشتند شاهد هستیم که به نتیجه ای نرسیدند، اگر به کارنامه فرقه در رابطه با پرونده اتمی ایران یک نگاه اجمالی بیندازیم می بینیم که چه هزینه های هنگفتی را متحمل شدند تا توسط لابی های خود در غرب تضاد بین ایران با غرب را تشدید کنند که هر بار با هوشیاری مسئولین ایرانی تیرشان به سنگ خورده و دستاوردی حاصل نشد، رجوی اعتقاد داشت بعد از صدام نوبت ایران است و کیسه گشادی برای خود دوخته بود معتقد بود فلش آمریکا به سمت ایران خواهد رفت و روی همین تحلیل آبکی، حساب باز کرده بود، حالا که این پرونده در شرف بسته شدن است باید بگوئیم باز هم بور شدی نه برای یک بار بلکه برای صد بار.
دستور قتل جداشدگان توسط رجوی
روزی در نشستی که در یکی از مقرهای بغداد بنام مقر جلال زاده با رجوی داشتیم برگشت گفت: اگر که پیروز شدیم که شدیم اما اگر روزی شکست خوردیم هرکس که زنده ماند باید لااقل یکی از کسانی که از ما جداشده است را در هرکجای جهان که باشد بکشد! و بدنبال آن اینگونه صحبتش را تکمیل کرد که اگر آن جدا شده در ایران باشد که او را میکشید و حتما بعد خودتان هم دستگیر میشوید یا سیانور میخورید و خلاصه شهید میشوید که این رسیدن به آرزویتان است اگر هم درخارج از کشور بودید که زندانهای خارج مانند هتل 4 ستاره است.
حجاب اجباری، برابری و… در تشکیلات مجاهدین و دروغ های مریم رجوی – قسمت اول
در تشکیلات رجوی، زنان به هیچ عنوان حق ندارند بدون روسری باشند، حتی اگر روسری ها کمی عقب بود و کمی از موهای خانمی دیده می شد، ابتدا تذکر می دادند و در ادامه به وی تهمت و مارک های ناجور و زشت می زدند و آبروی آن زن را می بردند. آری مریم رجوی به شکل نوین و خزنده، سرکوب و اختناق را جاری می کرد و همچنان نیز در مناسبات فرقه رجوی این اختناق جاری است.
جاییکه فرصت طلبی نتیجه عکس می دهد
این سیاست و شیوه همیشگی رجویست که ابتدا یک خواسته بزرگ و نامعقولی که خودش هم می داند نا معقول است را مطرح می کند تا بلکه از خواسته اش در صد بسیار کمی را بگیرد. اما خودش هم می داند و ما هم می دانیم که سازمان ملل و آمریکا پشیزی ارزش برای این خواسته قائل نخواهند شد؛ و رجوی باید از عراق برود و او را می توان مانند کسی توصیف کرد که از سر استیصال و در حال غرق شدن در لجنزار تاریخی چگونه به هر خس و خاشاکی چنگ می زند تا برای خودش زمان بخرد و چند صباحی انحطاط خود و تشکیلات اش را به تعویق بیاندازد.
مروری کوتاه برآنچه در تشکیلات گذشت و نتایج آن
به هر حال رجوی برای اثبات این امر به صدام دایر براینکه اگر من نبودم از طرف شمال بغداد را گرفته بودند شروع به خوش رقصی به صدام کرد واین عمل را به خاطر آینده خودش و وجودش در عراق انجام داد چون خودش هم می دانست که بین ایران و عراق هرگز جنگ نخواهد شد و ماندنش در عراق به ضرر خودش می شود و یک روز چشم باز می کند وفقط یک قرارگاه خالی را نظاره می کند که امروز آن قرارگاه (اشرف) دیگر وجود ندارد وکمپ لبیرتی هم یک کمپ ترانزیتی است ومعلوم نیست برای چند سال ولی این برای من وبه سران فرقه رجوی روشن است که طولی نخواهد کشید آنجا را هم تخلیه می کنند واینها مقدمه های آینده بی آبرویی سیاسی و ایدئولوژیکی آن فرقه (سازمان مجاهدین خلق) خواهد بود
آقای علیرضا خالو کاکایی، فرقه ی رجوی گنجایش این تعریف ها وقول ها را ندارد!
شما فعلا مسئله ی اصلی مربوط به خانواده ها را لوث نکرده و پای رژیم را بمیان نیآورید که روابط بین رهبران شما و رژیم، ربطی به خواست ابتدائی وغیرسیاسی خانواده ها دایر برملاقات آزاد با فرزندان اسیر خود و… ندارد! تارسیدن روز موعود! ملاقات درایران، فعلا به مسئولین بی رحم خود فشار بیآورید که ترتیب این ملاقات آزاد وغیر کنترل شده ی نقدی را درکمپ لیبرتی فراهم سازند ومسئله را به نسیه ی موهوم حواله ندهید!
حضور حمیدرضا تدینی و همسرش صدیقه ندافی در دفتر انجمن نجات خراسان رضوی
آقای حمیدرضا تدینی و همسرش صدیقه ندافی برای پیگیری و اطلاع از برادرش مهدی تدینی که اسیر دست فرقه رجوی است به دفتر انجمن نجات خراسان رضوی در مشهد مراجعه کردند که مورد استقبال مسئول دفتر قرار گرفتند. بعداز توضیحات مسئول دفتر انجمن آقای حمیدرضا تدینی ضمن اظهار تاسف از وضعیت بوجود آمده برای برادرش توسط فرقه رجوی از این همه لجاجت و خودخواهی شخص رجوی متعجب بود و آرزو کرد هرچه زودتر برادرش از اسارت این فرقه تروریستی به کمک انجمن نجات و تلاش خانواده ها نجات پیدا کند.

