دلیل درخواست فرقه رجوی برای بازگشت به اشرف

یکی از راه کارهایی که مسئولین فرقه رجوی برای سر گرم کردن نیروهای خسته و درمانده خود در اشرف بکار میبردند. تولید کارهای مختلف و بی حساب و کتاب بود! برای نمونه کارهای جمعی با شرکت تعداد زیادی از نیروها ترتیب میدادند برای کندن خارهای بیابانهای اشرف که نه کسی آنجا زندگی میکرد و نه حتی جاده ای از نزدیکی آنجا رد میشد! استدلالشان هم اینبود که اگر مجاهد خلق بیکار شود درگیر (ج) میشود. (ج) مخفف جنسیت است. یعنی که اگر مجاهد خلق بیکار شود بفکر زندگی و ازدواج و مسائل اینچنینی میافتد که برای او سم و کشنده است! یا مثلا بجای حل و فصل مسائل واقعی بچه ها که همان بلاتکلیفی در اشرف و عراق بود تعداد زیادی را بسیج میکردند که نمایشگاه های مختلف با کار طاقت فرسا و شبانه روزی ترتیب بدهند واز اهالی روستاهای اطراف اشرف دعوت میکردند که از این نمایشگاه ها دیدن کنند. که البته این با پذیرایی مفصل ناهار و… همراه بود و خود این هم طبعا نیروهای زیادی را بخود مشغول میکرد. یا مثلا باز برای مشغول کردن بچه ها یکدفعه فرا خوان میدادنند که وسایل شخصی تان را جمع کنید.
چون قرار است برای مدتی از اشرف به قرارگاه دیگری برای شرکت در نشستهای انقلاب برویم و چند ماهی نیروها را به مکانی دیگر منتقل میکردند و درگیر نشستهای طولانی مدت و خسته کننده میکردند و…
اکنون منظورم از عنوان این مطالب این بود که مسئولین فرقه رجوی در سرکار گذاشتن نیروها تخصص زیادی دارند و بخوبی بیاد دارم که از فرمانده هان نیرو میخواستند برای تولید کار فکر کنند و طرح های خود را به مسولین بالاتر ارائه دهند.
اینطور که پیداست موافقت انتقال نیروها از اشرف به کمپ ترانزیت هم در همین دستگاه از سوی مسئولین سازمان مورد بررسی و نهایتا موافقت قرار گرفته است. یعنی پیش خود گفتند که تا تمام نیروها را به لیبرتی منتقل کنیم و مدتی درگیرمسائل آنجا باشیم دست کم یکی دو سال طول خواهد کشید و بعد دوباره شروع میکنیم به شکایت و لازم باشد خرابکاری و شورش برای برگشتن به اشرف! این روزها هم که به اخبار مجاهدین توجه میکنیم تماما این شعار را سر میدهند که میخواهیم برگردیم اشرف و اینجا جای ما خوب نیست و اینکه ما اصولا عادت به اینچنین جابجایی هایی داریم. بیاد دارم بعد از اینکه قبول کردند که به لیبرتی بروند این ادعا را داشتند که ما درقید و بند زمین نیستیم و ترک اشرف پیروزی بزرگی برای ما بود و لیبرتی سکوی نهایی برای سرنگونی است و ما از اول هم دنبال اشرف نبودیم. البته هر کسی که ذره ای از حال و روز درونی این فرقه اطلاع داشته باشد بخوبی میداند که تمامی این حرفها دروغ محض بود! ترک اشرف بمثابه تیر خلاص به تشکیلات این فرقه است و آنها با تمام وجود از اینکه نیروهایشان در کشورهای اروپایی پخش شوند میترسند. چراکه بخوبی میدانند که جز تعداد بسیار محدودی کسی برایشان باقی نخواهد ماند!
اما اکنون که دوباره درخواست بازگشتن به اشرف را سر داده اند تنها یک دلیل دارد. آنهم اینست که در لیبرتی نمیتوانند مانند اشرف نیروها را تحت کنترل و هژمونی خود داشته باشند! آنها بخوبی مشاهده میکنند که تشکیلات از هم پاشیده فرقه رجوی در کمپ لیبرتی نفس های آخرش را میکشد. و هرچه مدت ماندن نیروها در آنجا بیشتر طول بکشد آنها با مشکلات بیشتری درگیر خواهند شد. آنجا هم که مانند اشرف دست باز برای انجام هرجنایتی مانند حذف فیزیکی نیروهای ناراضی را ندارند و لاجرم به این نتیجه رسیده اند که ولو با ایجاد مشکلات خود ساخته ای همچون بالازدن فاضلاب کمپ نیروهای عراقی یا ملل متحد را مجاب به بازگرداندن آنها به اشرف کنند!
لذا توجه مسئولین ذیربط را باین مهم جلب میکنم که گول این فرقه را نخورند.
مراد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.