وجه تشابه فرقه مجاهدین خلق با فرقه گنابادی

به گفته خانم مارگارت تالر سینگر نویسنده کتاب فرقه ها در میان ما واژه ی فرقه بیانگر سازمانی استاتیک و ایستاست. اعضای فرقه، مانند افراد سایر گروهها به راه مخصوصی می روند و این راهها در طول زمان تغییر می کند. که این امر را ما در ایران در فرقه های ایرانی بوضوح مشاهده می کنیم، از جمله فرقه مجاهدین و دیگر فرقه ها مانند فرقه دراویش گنابادی که این دو فرقه در بسیاری از وجوه باهم تشابه دارند. فرقه ها به علت کار درونی است که وضعیت غیر معمول پیدا می کنند، بنابراین همیشه تشخیص تفاوت های میان یک انجمن یا سازمان صادق با یک فرقه کار ساده ای نیست. بعضی اوقات مردم از توجه به اینکه فرقه ها چگونه عمل می کنند، باز می مانند، زیرا آنها به اشتباه یا فرقه ها را ارگان هایی  مملو از مشتی دیوانه می انگارند و یا فکر می کنند که فرقه ها درست مانند گروههای معمولی مثل باشگاههای ورزشی، یا انجمن های نیکو کاری که با آنها برخورد داشته اند هستند.
بطور مثال فرقه گنابادی که اعضای آن به دام رهبرشان گرفتار شده اند، با القائاتی که از طرف بالا به آن ها دیکته می شود بدون تامل خواسته های قطب خود را به انجام می رسانند. همچنین سازمان مجاهدین خلق که از اعضای خود می خواهد برای آزادی رهبر فرقه، در فرانسه خود را به آتش بکشانند که حدود یازده تن از فریب خوردگان نیز به این اقدام دست زده و دو تن از آنان به نامهای ندا حسنی و مرضیه باباخانی در این جریان به دلیل جراحات ناشی از خود سوزی جان خود را از دست دادند.
روابط فرقه ای عبارت از روابطی است که در آن یک فرد آگاهانه افراد دیگر را وادار می کند تا به طور کامل در خصوص تقریبا همه تصمیمات مهم زندگی اش وابسته به او باشد، و به این پیروان اعتقادی چنین القاء می نماید که او دارای استعداد، نبوغ یا دانش ویژه ای است.
خانم سینگر در کتاب خود ادامه می دهد، رهبران فرقه ها تمایل به اعمال اراده و تسلط داشته، اغلب به عنوان کاریسماتیک توصیف می شوند. این رهبران نیاز به داشتن میزان کافی از برش، جذبه، یا سایر قدرت های کاریزماتیک برای جذب، کنترل، و اراده افرادشان دارند. آنها مریدان خود را وادار می کنند تا خانواده، شغل، سابقه کاری و دوستان خود را برای پیروی از آنها رها کنند. در بسیاری ازموارد، آنها نهایتا دارائی، پول و زندگی پیروان خود را تحت کنترل می گیرند. یکی از مصداق های این نظر فردی بنام زارا نورانی است که نقش یک درویش از فرقه گنابادی را بازی می کند و از اسیران فرقه گنابادی ها در لندن می باشد و ارتباط فراوانی با بهائی های مقیم لندن و به ویژه موسسه خبر پراکنی بی بی سی فارسی دارد و بسیاری از اهداف شوم فرقه را علیه ملت خود در خارج از کشور به انجام می رساند.  
به اعضای فرقه گنابادی تلقین کرده اند که این فرقه مانند سایر فرقه های صوفیه، سیاسی نیست؛ ولی در حقیقت از نظر «نورعلی تابنده» این فرقه فقط ابزاری جهت مخالفت سیاسی با نظام جمهوری اسلامی ایران است و در کل اعضا از اهداف اصلی فرقه ناآگاهند.
کسری نوری و صالح مرادی دو تن از اعضاء فرقه گنابادی هستند که تمام زندگی و هستی خود را فدای فرقه نموده اند و حتی در فضائی خارج از فرقه آنچنان در زنجیر توهمات فرقه اسیر شده اند که تا حد مرگ به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند و در این راستا نیز مورد تشویق هم کیشان خود قرار می گیرند و در کنار آن نیز فرقه های دیگر از جمله سازمان مجاهدین خلق نیز آتش بیار معرکه گردیده و به حمایت از آنان می پردازد.
رهبران فرقه ها تکریم و ستایش را بر روی خود متمرکز می کنند. کشیشان، خاخامها، متولیان مذاهب، رهبران دموکراتیک و رهبران جنبشهای اصیل بشر دوستانه تکریم و ستایش پیروان را به خدا، اصول انتزاعی، یا اهداف گروه معطوف می کنند و در مقابل رهبران فرقه ها، تمرکز را بر عشق، فداکاری و وفاداری به خود بنا می گذارند.
یکی از راه های ضربه زدن به دین ساخت و پرورش فرقه های ساختگی و منتسب کردن آنها به دین است، بر این اساس در ایران اغلب فرقه ها جنبه و پیشینه مذهبی دارند و تنها نامی از مذهب را با خود به یدک می کشند از جمله سازمان مجاهدین خلق و فرقه گنابادی ها که به اسم مذهب و دینداری افراد را جذب خود نموده و پس از ورود فرد به جمع گروه یا فرقه، مذهب یا دین از پایه و اساس فراموش می گردد، البته در ظاهر برای افراد بیرونی و برای جذب نیرو های جدید این مذهب و دینداری، جایگاه خود را حفظ می نماید.
فرقه ها ظاهرا نو آور و منحصر به فرد هستند. رهبران فرقه ها ادعا می کنند که سنت شکنی کرده و چیزی بدیع ارائه نموده، و تنها سیستم موفقیت آمیز را برای تغییراتی که مشکلات زندگی یا ضعفها و نارسائی های جهان را حل می کند، بوجود آورده اند… تقریبا تمامی فرقه ها ادعا می کنند که اعضای آنها برگزیده، انتخاب شده، یا خاص هستند، در حالی که غیر عضو ها موجودات پائین تری به حساب آورده می شوند.
فرقه ها تمایل دارند که سیستم اخلاقی دوگانه ای داشته باشند، از اعضاء خواسته می شود که در درون گروه باز و راستگو باشند و با صداقت همه چیز را در برابر رهبر اعتراف نمایند. در همان حال اعضاء تشویق می شوند غیر عضو ها را گول زده، از آنها سوء استفاده کنند… به هر حال فلسفه مسلط بر فرقه ها این است که هدف وسیله را توجیه می کند ؛ نظریه ای که به فرقه ها اجازه می دهد تا اخلاقیات خاص خودشان را خارج از مرزهای اخلاقی نرمال جامعه به وجود بیاورند.
اغلب فرقه ها از اعضایشان انتظار فدای فزاینده وقت، انرژی و پول یاسایر منابع برای اهداف معین شده گروه را داشته، اینچنین عنوان یا اعمال می کنند که آنان به تعهد کامل برای رسیدن به درجه ای چون رستگاری نیاز دارند. شکل این تعهد از گروه تا گروه تفاوت دارد (آموزش بیشتر، مدیتاسیون یا تعمق روحی بیشتر، دادن سهم بیشتر، فعالیتهای مربوط به فرقه بیشتر و بیشتر). بطور مثال برخی اتباع فرقه گنابادی بویژه اعضای مجذوبان نور، وابسته به آن فرقه، که گرداننده آن یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق است به عنوان ابزارهای جمع آوری اخبار و درگیری با نظام جمهوری اسلامی از سوی فرقه و سرویس های اطلاعاتی غربی به کار گرفته می شوند و اخیرا با خرید سلاح در برخی مناطق کشور مانند شهر کوار از استان فارس به درگیری مسلحانه با مردم و نیروهای نظامی پرداخته اند.
 فرقه ها به این شناخته می شوند که به اعضای خود دیکته می کنند که چه بپوشند و چه بخورند و کجا و کی کار کنند، بخوابند، و حمام کنند و همین طور به چه اعتقاد داشته باشند و چگونه فکر کنند و چه بگویند. در بسیاری از موضوعات،فرقه ها تفکری را که به آن سیاه یا سفید و نظریه ای را که به آن همه چیز یا هیچ چیز می گوئیم برقرار می کنند. برای مثال فرقه گنابادی  برای این که بتواند سایر گروه های خارج از ایران  و یا حتی مجامع بین المللی را با خود همراه سازد، کمیته ای با عنوان «کمیته حمایت از حقوق دراویش و دانشجویان» راه اندازی کرده است و با ارتباط با احمد شهید اطلاعات دروغ در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران را ارائه می کند.
فرقه ها تمایل به درخواست از اعضاء برای پذیرش دگرگونی اساسی یا تغییر روش زندگی دارند. بسیاری از فرقه ها فشار زیادی بر روی اعضای جدید برای ترک خانواده، دوستان، و مشاغل خود برای حل شدن در اهداف اساسی گروه می آورند. این تاکتیک ایزوله کردن فرد، یکی از مکانیزمهای عام اغلب فرقه ها برای کنترل و ایجاد وابستگی اجباری است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.