کمپ اشرف

مصاحبه با آقای سیروس غضنفری درباره درگیری و تخلیه اشرف

با سلام به حضورتان که دعوت ما را پذیرفتید وبرای مصاحبه به دفتر انجمن آمدید.
من قبل از شروع سوالات باید تشکر کنم از دست اندرکاران این انجمن که دراین 9 سال توانسته خودش را به نقطه ای برساند که امروز سران فرقه رجوی از افشاگری های این NGO هستریک وار موضع می گیرند که خودتان بهتر از من می دانید به هر حال فرقه رجوی از ضربه ای که خورده نمی داند، چطوری موضع گیری کنند وتبریک به تمام رنج دیده های فرقه رجوی که امروز شاید شکست آنها را از نزدیک نظاره می کنند.
سوال: آقای سیروس غضنفری چنانچه شاهد هستید درروز 10 شهریور یک گروه از خانواده های شهدای شعبانیه برای انتقام به اشرف حمله کردند ودراین وسط حدود 52 نفر از سران فرقه درآنجا فوت کردند مقصر اصلی این کار چه کسی بود و چرا این داستان پیش آمد؟
جواب: من در روز 11 شهریور از طریق فضای مجازی متوجه شدم وچنانکه می دانید در دوسال پیش هم من این را به نوعی گقته بودم که رجوی دنبال پیروزی در اشرف نیست بلکه دنبال کشته سازی در اشرف است واین کار را رجوی سالها پیش تصمیم گرفته بود که نباید از نفرات اشرف چه رده بالای آن وچه رده های پایین آن از اشرف سالم بیرون بروند وعلت آن هم مشخص است وخودتان هم درآن سالها از خود رجوی شنیده بودید که می گفت زنده شما به درد من نمی خورد وشما درآن زمان برای من ارزش دارید که کشته شوید وکسی نتواند از شما استفاده کند واین دیدگاه درسران این فرقه وهمچنین در ایدئولوژی این سازمان است من این را می توانم بگویم که دراین داستان که باعث حمله به اشرف شد مسعود ومریم مقصر هستند.  من به گذشته برمی گردم به آن زمان که من در اشرف بودم، ما با خانم مهناز شهنازی در رده خودمان نشست داشتیم من درآن زمان به این اشاره کردم که ما باید از عراق خارج شویم چون حمایت کننده اصلی ما سقوط کرده ودرعراق هر کسی سرکار بیاید به دلیل عملکرد ما دراین کشور زیر ضربه خواهیم بود و بهتر است از عراق به کشورهای اروپایی برویم آن زمان سران فرقه مست رابطه با آمریکا بودند وایشان به من گفت برادر گفته است یکی دادیم هزارتا خواهیم گرفت واشرف شهر، شهر هاست و این شهر ناموس مجاهدین است. من مجدداً دوهفته ی دیگر همین مسله را طوری دیگر بیان کردم با همان مسئول نشست گفتم ما قبلاً به بغداد می رفتیم ما را توجیه می کردند که نزد مردم عادی صحبت نکنیم که مجاهد بودن ما را آشکار کنند  وامروز ما خودمان همین کار را انجام می دهیم که قبلاً قرار نبود پیش کسی مجاهد بودنمان آشکار شود و همان ملت درعراق زندگی می کنند حتی همان همسایه های مان که درسال 69 از ما ضربه خوردند واین داستان یک روز تکرار خواهد شد که حتی دولت عراق هم نمی تواند جلو آن را بگیرد ولی افسوس همان کارها پیش آمد واین تنها حرف من نبود بلکه نفرات دیگر هم این ها را می گفتند و جواب سران هم برای ما مشخص بود که خواهند گفت آمریکا از ما حمایت می کند وما با چنگ و ناخون رژیم عراق و ایران را سرنگون خواهیم کرد اگر این فرقه دارای یک گروهی منطقی بود آن زمان باید به نظر نفرات خود احترام می گذاشت ومی آمد جواب می داد وما به همین خاطر به این سازمان فرقه خطاب می کنیم که فقط نظر دو نفر مهم است وبقیه باید گفته آنها را عملی کنند بدون چون و چرا واگر نظر آن دو عملی نشود وکسی موضع بگیرد خائن خطاب خواهند کرد ویا مزدور به همین خاطر دراین فرقه نفرات مثل برده باید کار کنند ومثل برده گوش بفرمان آن دو باشند وچنانکه می دانید رجوی مقصر اصلی این داستان و مریم رجوی که به عنوان سخنگوی این فرقه درفرانسه ساکن است باید درآن کشور دادگاهی وجواب گوی این درد و رنج ها باشد و ایشان هم در این کشتار مقصر می باشد.
سوال: چنانکه می دانید فرقه رجوی چند روز پیش قرارگاه اشرف را تخلیه کرد به نظر شما این تخلیه پیروزی است یا شکست؟
جواب: ممکن است رجوی درنشست ها این تخلیه را به پیروزی تبدیل کند ودراین زمینه ایشان هنر دارند وچنانکه درعملیات فروغ جاویدان آن شکست را به پیروزی تبدیل کرد اما بعدآً مقصر اصلی شکست، نفرات شدند که با بحث تنگه و توحید همه قبول کردند که ما مقصر هستیم وما بودیم که شکست خوردیم و امروز هم ایشان این را پیروزی می داند ولی چطور در درون تشکیلات می گوید ما پیروز شدیم چون کشته داشتیم وآن خون ها ادامه راه ماست ولی دربیرون سخنگواین فرقه می گوید هر کس از شکست ما بنویسد ویا بیان کند درآینده به حساب آن خواهیم رسید این دو تناقض همیشه دراین سازمان وجود داشت و دارد اما به نظر من این یک شکست تلخ برای این سازمان از سه جنبه است اولین مورد آن شکست ایدئولوژیکی است مورد دوم شکست استراتژیک مورد سوم شکست تشکیلاتی این سازمان بوده وهست واز آن روز که سران فرقه تصمیم به خارج شدن از این کمپ گرفتند شکست از آن روز شروع شد ولی رجوی این را قبول نمی کرد که درعراق دارد شکست می خورد وباید بپذیرد وبه تمام نفرات بگوید من اشتباه کردم  چون نمی خواهد این را بگوید دست به هر کاری می زند به عنوان مثال حدود یک ماه پیش در نواری ویدئویی به نفرات زندانی گفت بروید گم شوید، بیان این کلمه از یک فرد که خود را رهبر معنوی خطاب می کند این را می رساند  که خود از شکست باخبر است ولی دنبال بهانه است که مقصر این شکست ها را خود نفرات بداند، این گروه با تخلیه اشرف پایان راه خود را امضاء کرد و بعداز این،این فرقه باید توسط کسانی دیگر از لیبرتی خارج شوند چون رجوی امروز نزد نفرات خود اعتبار ندارد واین شکست دردوماه آینده درداخل تشکیلات بروز خواهد کرد چون امروز سران فرقه نفرات را با آن 52 نفر سرگرم کردند ولی این ادامه دار نیست ودر داخل تشکیلات نفرات را تبدیل به خون خواهی از رجوی خواهند کرد وقبلاً گفته بود من نمی گذارم از دماغ کسی خون بیاید وهمان نفر تا امروز صد ها نفر را به کشتن داده تا خود کمی بیشتر عمر کند واین خون خواهی درونی یک شکاف باز خواهد کرد که نفرات در داخل همان کمپ به زد و خورد خواهد کشاند.
سوال: به نظر شما آینده این گروه در عراق ویا دریک کشور دیگر چطور خواهد بود؟
قبل از جواب سوال شما من اشاره داشته باشم در نشست های ما درعراق با خود رجوی ایشان خود به این اشاره می کنند که اگر عراق نباشد سازمانی هم دیگر وجود نخواهد داشت این حرف را رجوی قبل از حمله آمریکا به عراق درآخرین توجیه ایشان که بعداز آن دیگر نشست نگذاشته است گفت ما باید از سید رئیس حمایت کنیم با تمام وجود حتی نیاز شد مثل جنگ خلیج حمایت علنی کنیم آن موقع ما رادیو و تلویزیون خودمان را تعطیل کردیم ولی اینبار ما هم به نفع میزبان اخبار را ارائه خواهیم کرد وما با میزبان هم استراتژی هستیم و به هم وابسته اگرایشان دراین جنگ شکست خورد ما هم شکست خوردیم وآن هم شکست استراتژیک، من فقط به خاطر این حرف خود رجوی این را می گویم که این فرقه دیگر درعراق جایی ندارد ونقطه اصلی این گروه هم درعراق گرفته شد و رجوی دیگر نمی تواند یک تعدادی را درعراق به عنوان رزمنده حفظ کند تا درخارجه برای آنها دلسوزی کنند این دیگر وجود ندارد واگر نفرات موجود در کمپ لیبرتی را هم از عراق خارج کنند این نفرات درسه گروه خواهد بود آن شقه در درون این فرقه وجود دارد که به هر کشوری انتقال دهند ما شاهد جدایی نفرات با ابعاد بیشتر خواهیم بود گروه دوم بین این گروه وخارج از گروه باقی خواهندبود اما چون درآن کشور حمایت کننده نیاز دارند وهر موقع آن دسته احساس کردند که استقلال پیدا کردند آن زمان این گروه را ترک خواهد کرد ودسته سوم به خاطر اشتباهات خود که سالها انجام داده اند کج دار و مریض ادامه حیاط را با رجوی دیگر خواهند داد که داستان خود رجوی به نظر من مثل اوجالان وشاید هم داستان مریم هم به آن شکل پیش بیاید و رجوی ها دیگر که آینده این فرقه را ادامه دهند یک فرقه عجیبی خواهد شد آینده این گروه بعد از صدام پایان یافته می شود.
سوال: به نظر خود آیا رجوی بیرونی خواهد شد یا نه؟
جواب: ایشان خودش بیرونی نخواهد شد اما ایشان را بیرونی خواهند کرد به نظرم از درون خودشان محل اختفاء ایشان لو خواهد رفت همان دوستان خود که امروز مریم از آنها استفاده می کند ومی گوید دوستان ما درهمه صحنه ها بوده وخواهند بود همانها بیرونی خواهند کرد وچون سرعت تحولات امروز درباره این گروه بیشتر شده شاید خیلی طولانی نشود ومن مطمئن هستم  با این روند ایشان را بیرونی کنند.
سوال: آیا این گروه بعد از حمله به اشرف و آن پیام هایی که آنها داده اند و از رسانه ها انتظار داشتند توانستند به آن برسند و بتواند از این اتفاق بهره برداری کنند؟
جواب: باید بگویم نه و این فرقه انتظار نداشت که چنین اتفاقی را اینطوری در رسانه ها بایکت کنند وبه همین خاطر هم مریم رجوی از آمریکا خواست که هر چه سریعتر کمک کند نفرات باقی مانده دراشرف را به لیبرتی انتقال دهند ومن به همین خاطر می گویم که این فرقه دیگر نمی تواند از شکاف موجود عراق هم استفاده کند واین هم نتیجه کاری است که جدا شده ها وخانواده ها دراین چند سال زحمت کشیده وافشا گری کردند من یاد آن روزها می افتم که یک مادر جلو اشرف فریاد می زد بگذارید من یک بار هم که شده فرزندم را از نزدیک ملاقات کنم واین ناله ی من روزی اینجا را ویران خواهد کرد وهمان شد وما امروز شاهد هذیان گویی های سخنگوی این فرقه در رسانه ها که موضع گرفته، خودشان هم متوجه شکست شده اند ومن امیدوارم بزودی آن دسته گروگان ها که دست این ها درعراق هستند آزاد شود وآنها هم رها شوند واین تنها خواسته من برای آن دسته که دردست سران فرقه درلیبرتی زندانی هستند می باشد.
سوال: آقای سیروس حدود 17 سال دراین گروه بودی از نزدیک با این تشکیلات آشنا هستی نظر شما درخصوص ظلم هایی که فرقه رجوی به شما وسایر دوستان کرد چیست؟
جواب: من قبلاً هم به این موضوع اشاره کرده بودم ولی الان می خواهم کوتاه بگویم من و من های دیگر در آن تشکیلات عمرمان را از دست دادیم آن هم بهترین دوران عمر ولی خیلی ها هستند که جگر گوشه خود را توسط این فرقه از دست داده اند و همه ما منتظر روز اجراء عدالت هستیم و آن روز دور نیست که ما به حقمان خواهیم رسید.
سوال آخر: آیا حرف های دیگری هم داری که در این مصاحبه نزده باشید؟
جواب: ما خیلی حرف داریم ولی من به این جمله اشاره می کنم که سران فرقه و رهبران آن این را بدانند که صدامی که آنها را حمایت می کرد دیگر وجود ندارد وامروز هم سی سال پیش ایران نیست ایران امروز به عنوان یک قدرت منطقه ای تبدیل شده وسیاست تک قطبی هم دراین نقطه تمام شده است واین شکاف هم وجود ندارد و در ترکیب قدرتهای منطقه ای ایران هم نقش یک  بازیگر اصلی دارد که تنها یک راه برای فرقه رجوی وجود دارد آن هم رها کردن نفرات لیبرتی می باشد واین هم درچند ماه آینده تحقق پیدا خواهد کرد.

با تشکر از شما که وقت تان را در اختیار ما گذاشتید.
سعید  

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا