تو اندرون خانه چه کرده ی که برون آی؟ سخنی با فرقه زن ستیز رجوی

باید به مریم رجوی گفت توکه ازبرابری حقوق زنان وحتی تبعیض مثبت نسبت به زنان صحبت می کنی چرا ستم بیشمار بر زنان می کردی و همچنان مناسبات اجباری و زور و ستم در فرقه برقراراست؟ می خواهم اندکی یادآوری کنم چه گذشت ومی گذرد در سازمانی که بعدازانقلاب ایدئولوژیک که بنام تو آغاز شد والبته سازمانی که از ابتدا مبناهای لازم برای فرقه شدن را داشت، با همردیفی پوشالی تو ومسعود رجوی وانقلاب ایدئولوژیک و رئیس جمهور مادام العمرخواندن تو این سازمان بطورکامل تبدیل به فرقه و یک سکت بسته و بویژه در امور زنان شده و  به زن ستیزی کامل رسیده است.
اکنون چندین نمونه را برایت برمی شمارم:
ستم و زن ستیزی دردستگاه فکری فرقه ای شما چیست؟ شما که البته همه چیز را تئوریزه و توجیه می کنید در رابطه با زنان درفرقه شما مگر نه اینکه آنقدر فشارهای کاری وفیزیکی به زنان می آوردید که اکثر زنان سازمان دچار بیماریهای فیزیکی و روحی و استرس سخت و دردهای دست و گردن و…شدند وقتی درخواست دکترهم می کردند به آنها اتهام تمارض می زدید وحتی زنان حق استراحت در خوابگاه خود رابه دلیل بیماری نداشتند. زنان بیماری که باید در بیمارستان  بستری می شدند اجازه نمی دادید،بلکه استراحت در خوابگاه را هم مانع می شدید می گفتید حق خوابگاه رفتن واستراحت کردن برای بیماری را ندارید بروید پشت میزهای کارخود از درد بمیرید بهتر است زیرا استراحت در خوابگاه خیانت به رهبری مسعودومریم است چرا به چیزهای دیگر جزتشکیلات ومناسبات فرقه فکرمیکنید واین حرام است وباعث بریدن شما می شود وزنان دیگرشورای رهبری را اجیر می کردید که بر سر آن بیمار ریخته وبه زور وی را ازتخت بستری به زیر بکشند، شما آنها را تحریک می کردید که این بیمار نیست بلکه تمارض واعتراض است،نمونه های آن در فرقه شما زیاد بود و این روش ضد بشری را سیستماتیک اجراء می کردید نمونه آن را برروی من اجراء کردید، آنهم بطور وحشیانه روزی که در خوابگاه استراحت می کردم زنان اجیر شده شورای رهبری را بالای سر من آوردید تا به زور من را به جلسه ایدئولوژیک ببرند وقتی من خودداری کردم دست های مرا به زور گرفته وبه زمین کشیدند این درحالی بود که من از درد گردن زجرمی کشیدم وبیماری دیسک گردن داشتم ولی به دستور گماشته های مریم رجوی همه این ستم ها و زن ستیزی ها مجازبود و عملی می کردند،اصل براین بود که خط ودستورات فرقه اجراء شود انسان ها و بویژه زنان ابزار و وسیله رسیدن به اهداف فرقه بودند.
شکنجه هایی که برروی من اعمال کردند بسیاراست روزی که دست های مرا می کشیدند و پاهایم روی زمین کشیده می شد و با زور و فحش به سمت جلسه زنان که فائزه محبت کارمسئول  تشکیلات اشرف فرمان داده بود بردند،فائزه محبت کاراین زن سنگدل ازمعاونین مسئول اول سازمان هم بود(ما وی را فائزه زجرکارمی نامیدیم بدلیل سنگدلی این زن وشکنجه هایی که بر روی زنان اعمال می کرد به این نام معروف بود)، از8 شب تا سحرکه ماه رمضان بود با فحش های فائزه وشکنجه های او و زنان شورای رهبری اجیر شده او مواجه بودم وسرانجام با تهدید و زور ازمن تعهد نامه گرفتند که در زمان بیماری در خوابگاه حق استراحت ندارم و بقیه اجبارات دیگر از ریزشکنجه ها بدلیل مفصل شدند مطلب درمی گذرم وبه وقت دیگر و مطلب جداگانه دیگر واگذارمی کنم.
من نام چند زن که اکنون در اسارتگاه لیبرتی بسر می برند را می گویم که چگونه مورد شکنجه های فیزیکی و محدودیتها وهتک حرمت در فرقه قرار می گرفتند.
خانم هایی چون انسیه قلی زاده و سرور فقهی که اینها از زنان کاندید و شورای رهبری فرقه رجوی بوده وهستند وتا کنون دراسارتگاه لیبرتی بسر می برند.انسیه قلی زاده ازبیماری زجر می کشید و مجبور بود از قرص استفاده کند ولی به اواجازه استراحت در خوابگاه را نمی دادند و بارها درخوابگاه برسر او می ریختند و با فحش و زور او را ازخوابگاه به محل کار می بردند به اومی گفتند خوابگاه برای استراحت تو ممنوع وحرام است چون به خاطرات همسرو فرزندان خود فکر می کنی واین باعث قطع تو ازرهبری ونهایتا بریدن توازتشکیلات می شود،سرانجام این خانم را عمل زنان انجام دادند ورحم وتخمدانهای اورا خارج ساختند تا امید به آینده ورسیدن به همسرش که در تشکیلات بود را از او بگیرند، داستان شکنجه های این زن طولانی است که مطلب جدا گانه می خواهد.
خانم دیگرسرور فقهی بود این خانم بدلیل اعتراضاتی که نسبت به مناسبات فرقه رجوی داشت اورا ایزوله کرده بودند، یکبار که در سالن غذاخوری وی را دیدم با شگفتی دیدم صورتش ورم کرده است ویکی ازچشمانش کاسه خون شده است وقتی ازاو سئوال کردم که علت چیست گفت این ازالطاف خواهرمریم است،متوجه شدم درجلسه ونشست شورای رهبری به او حمله کرده اند وبا مشت ووسیله دیگری چشم اورا تبدیل به کاسه خون کرده اند شکنجه های اعمال شده بر روی این خانم فراوان است بدلیل اینکه درقسمت یکانی ما نبود من اطلاع کمتری از شکنجه های اعمال شده برروی وی دارم.
وزنانی مثل مهری موسوی و مینو فتحعلی که ازشورای رهبری بودند بدلیل اعتراض به مناسبات فرقه ای وجنسی وتجاوزات مسعود رجوی که داشتند  با اعمال شکنجه های بسیار وسرانجام با سیانور وروشهای دیگر کشته شدند،عکس های آنها موجود است.
یا دخترجوانی بنام مرجان اکبری را بدلیل اینکه نسبت به تفکیک جنسیتی ومناسبات زن ستیزانه فرقه اعتراض داشت،وی را بارها به جلسات با هتک حرمت وشکنجه روحی بردند،وی مجبور شد ازشدت فشارهای روحی وجسمی قرص خورده وخودکشی بکند.
زنان دیگری هستند که دراثراجبارات مناسبات جنسی که مریم رجوی ومسعود رجوی درفرقه پیاده کرد  دچار بیمارهای روحی وروانی شدند.
– ممنوعیت ها دیگر، زنان حق هیچگونه آرایشی را در سازمان نداشتند حتی نمی توانستند در آفتاب 50 درجه عراق از کرم ضد آفتاب استفاده کنند.
– استفاده از عینک ضد  آفتاب ممنوع بود.
– تردد ورفت وآمد زنان به هرنقطه ای 2 نفره باید انجام میشد وتردد تکی ممنوع بود.
– زنان حق نداشتند روسری خود را کمی عقب ببرند نباید هیچ تار مویی از روسری زنان بیرون باشد این ازممنوعیت های مناسبات بود. حتی در یکانهای زنان وجلسات زنان هم باید روسری برسرمی داشتند واین اجباری بود.
-درپمپ بنزین داخل اسارتگاه اشرف علاوه بر اینکه تردد 2نفره باید انجام میشد آنرا تفکیک جنسیتی کرده بودند،صبح ها زنان برای سوخت زدن خودروها می رفتند عصرها مردان برای سوخت زدن می رفتند یا بلعکس بود.حتی تفکیک جنسیتی را در یکانهای مردان وزنان هم اجراء می کردند زنان ومردان، یکانهای جدا داشتند ومحل کارآنها ازهم تفکیک جنسیتی شده بود فقط محدود زنانی بودند که مجازبه حضور در یکانهای مردان را داشتند که اینها زنان خاص وتایید شده شورای رهبری بالابودند بعدها مشخص شد که اینها محارم مسعود رجوی بودند.
-مطالعه کتاب بجزء کتابهای سازمان ممنوع بود حتی نفس مطالعه کردن هم ممنوع بود زیرا  نشانه این بود که فرد زمان اضافه دارد واین خطرناک بود بعد به تعقل و تفکر فرد می رسید که باعث ایجاد تناقضات در فرد ودرنهایت بریدن وی ازتشکیلات می شد.
-ازدواج ومادر شدن برای زنان ممنوع بوده وهست.
-با اجباروفریب برروی زنان فرقه عمل زنان همان خارج  کردن رحم وتخمدانها را انجام  دادید عملی به غایت زن ستیزی وضدبشری می باشد،تا زنان را از آینده وامید خارج شدن ازفرقه نا امید ومایوس کنید.
-برای زنان کارهای سخت مردانه می گذاشتند که بواقع فقط مردان توانایی جسمی انجام آن را داشتند،بویژه زنان با جثه ضعیف وبیمار را مجبور به انجام کارهای سنگین وسخت می کردند، برای مثال دنده های تانکها سخت وسنگین بود ولی زنان را مجبور می کردند تا تلاش کنند آموزش آن را یاد بگیرند وانجام بدهند وزنانی که خودداری می  کردند با تنبیه های مشخص در فرقه مواجه می شدند.
درآموزشهای سخت وسنگین زنان را وادارمی کردند که آنرا انجام بدهند، برای نمونه درتمرینات وآموزشهای عملیات آفتاب وچلچراغ و…مردان را مربی زنان می گذاشتند وآن مردان به زنان میگفتند مجبورند که کوله های خودرا پر از سنگ کنند و700متر بدوند تا با حمل باردرعملیات ساخته شوند بعداز این اجبارات آموزشی زنان غالبا دچار ضایعه ستون فقرات وبیماریهای دیگر می شدند.درتمرینات نظامی زنان را مجبورمی کردند سلاح های سنگین مثل بی کی سی با صندوق های نواروفشنگ های آنرا حمل کنند یا کوله ها ی با ژاروسلاح آنرا با مهمات سنگین بردوش خودحمل کنند.
تمام کارهای داخل فرقه با زورواجبار،دغل ودروغ ومغزشویی وشیوه های مختلف کنترل ذهن وتهدید وتطمیع همراه بود،هیچ زنی حق اعتراض وسرپیچی ازدستورات فرقه را نداشت درغیراینصورت باعواقب سختی روبرو میشد.آنچه داخل مناسبات فرقه انجام میشد با مناسبات خارج فرقه وشورای به اصطلاح مقاومت دوگانه ومتفاوت ومتضاد بود.

زهرا سادات میرباقری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.