مجاهدین خلق

زهرا مریخی”مسئول اول سازمان مجاهدین” شد”

مژگان پارسایی قربانی و
زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین شد



ایران اینترلینک، نوزدهم اوت
بالاخره رجوی تصمیم نهایی خود برای جانشینی مژگان پارسایی در سمت مسئول اول سازمان مجاهدین خلق را گرفت.
این بخت برگشته جدید نه خانم سروناز چیت ساز (ضمنا سروی اگر عقلش هنوز حتی روی پیلوت هم کارکند خواهند دانست که تا همینجا یکی به ما بدهکاراست والا که عاقبت وی نیز بعد از چند صباحی و پس از افتادن از چشم رجوی روی دماغش بهتر از زرکش و افتخاری و فهمیه و… اکنون هم مژگان پارسایی نمی توانست باشد) که زهرا مریخی است.
معرفی درونی این فرد بعنوان مسئول اول یک سازمان تروریستی در اروپا طبعا خودش خالی از مسئله نبوده و از همین حالا نغمه هایی برای مخفی نگه داشتن قضیه بخاطر مسائل قانونی در اروپا شروع شده است.
جالب است که این بار همان کسانی که اخیرا در معرفی این مسئول اول در اور سورواز به خواندن خطابه و تمدید و تمجید از این انتصاب واقعا بی نظیر! پرداخته و از القابی همچون آسمان آبی، شهاب، طوفان، گل، و… برای تمجید از خانم مریخی استفاده کرده اند ، زمانی کوتاه پس از این نشست در صحبت های خودمانی تر زیر آب این نمایش جدید را از بنیان زده و در غالب جملاتی همچون این فیلی که هوا کرده اند هم مثل فیل های قبلی بادش دو سه ماه دیگر در خواهد رفت ، از این یکی هم معلوم است که آبی گرم نخواهد شد، مسئول تعیین کردن وقتی خودت در اختفا هستی چه معنی دارد؟، یکی از دیگری مسخره تر و بالاخره مزاح هایی مانند آیا نظر سربازان امریکایی را هم پرسیده اند یا نه؟ و مگر بن بست دو ساله سازمان در عراق انتخاب و انتصاب بوده که الان حل شود و این بار بنظر می رسد کاسه به ته دیگ خورده و کمبود سلیقه مسعود در این انتخاب کاملا بارز است و… به بیان نظرات واقعی تر خود پرداخته اند.
و اما آنچه رجوی را به این تعویض مسئول اول وا داشته است مثل قبل و بنابر روش های جاری کار رجوی در دو دهه گذشته قربانی کردن افراد و ایستادن بر روی آنها برای جلوگیری از غرق شدنش در منجلاب تولیدی خودش است.
وظیفه مژگان پارسایی که تا دیروز می بایستی بطور مطلق فقط پیغام رسان رجوی می بود و اساسا هم به همین خاطر در این پست گذاشته شده بود (بقول خودشان شیشه باشد، از خودش چیزی کم و زیاد نکند، فکر کردن را طلاق بدهد و… این نوع مزخرفات فرقه ای) یکشبه عوض شده و اکنون می بایستی مسئولیت کلیه خرابکاری های موجود و بخصوص مسئولیت تمام و کمال بن بست دو ساله اخیر را به دوش گرفته و با دراز کشیدن در منجلاب باقی مانده از ارتش خصوصی صدام اجازه ندهد تا کفش های رجوی در هنگام عبور از روی شخصیت، روح و روان به زنجیر کشیده شده اش کثیف گردد.
طبعا کسانی که گفته اند از این هم آبی گرم نمی شود و یا این فیل هم بادش در خواهد رفت خودآگاه و یا ناخودآگاه متوجه این قضیه شده اند و به همین دلیل است که این تعویض مسئول اول در شرایط لاینحل و بن بست های دو ساله اخیررا بجز ماله ای برای ماست مالی گذشته رجوی نمی بینند. آنها به خوبی آگاه هستند که در بهترین سناریو ها این های و هو و مقصر جلوه دادن مژگان پارسایی ماکزیمم بتواند دو سه ماه دیگر سر مهره های وا رفته را گرم کند (منظور از وا رفته هم نفرات فرقه در اروپا است واگر نه آنهایی که در اشرف به اسارت در آمده اند مدت ها است که صدای دادخواهی شان به آسمان رسیده) و در هر صورت ربطی به بن بست های متعدد و لاینحل حال و آینده ندارد. این ها اگر چه بخاطر مسائل روزمره شان جلوی زبانشان را تا حد امکان می گیرند ولی بوضوح به رسیدن سازمان به ته خط ایقان دارند.
مطلب دیگری که در این انتصاب به لطایف الحیل و گوشه و کنار ذکر شده انتقال مرکز فرماندهی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق از قرارگاه اشرف در عراق به خانه رجوی در اور سورواز فرانسه است. طبعا این مسئله هم باز سوالاتی جدی بوجود آورده که تا همین حالا از طرق مختلف از رجوی پرسیده شده است (البته در لفافه هایی که خیلی مستقیم نبوده و احیانا به تریش قبای رهبر بر نخورد). سوال این است که آیا اشل قرارگاه اشرف و منطقه پایین آمده؟ یا وزنه بین المللی سنگین شده؟ و یا این که خیر، اساسا موضوع جدی دیگری چنین تصیم گیری ای را بدنبال داشته است؟ و در این صورت این موضوع جدی در شرایط استیصال کنونی چیست؟
رک و بدون ترس سوال می شود که: در گذشته استراتژی یک روز در میان عوض می شد الان همان را هم دیگر نداریم و اساسا بحثش را هم ممنوع کرده اید. چرا؟
حتی یکی از نفرات به جان آمده در جمع کوچکتری گفته است که: رجوی از ما امضای معاصی خودش را گرفت ما هم به هر صورت دادیم، پس هم که نمی دهد ولی امضای خریت خودمان را که ندادیم! نفرحاضر جواب دیگری در همان جمع جواب داده که مگر این دو با هم فرقی هم دارند؟.
در آینده نزدیک به مساتلی همچون سابقه و گذشته زهرا مریخی که از فرمانده های شناخته شده ارتش خصوصی صدام است و بررسی برخی از سوالات زیر خواهیم پرداخت.
– چرا رجوی این بار از میان همه کاندیدهای خود زهرا مریخی را انتخاب کرد؟
– بازتاب اعلام مسئول اول یک گروه تروریستی از داخل خاک یک کشور اروپایی چیست؟ تاثیر این کار بر دادگاههایی که در راه هستند چه خواهد بود؟
– تحلیلی که منجر به انتقال مقر مرکزی سازمان از اشرف به اور شده است چه پایه هایی داشته؟
– پس از انتقال سازمان به اروپا، تکلیف افراد باقی مانده سازمان که نتوانند به اروپا برسند چه خواهد شد؟
– آیا رجوی با انتقال مقر اصلی سازمان به اروپا، قصد همکاری مطلق با نیروهای ارتش امریکا که اخیرا دست به کار منحل کردن الباقی سازمان در عراق شده اند را دارد؟ آیا وی سقوط شهر اشرف اش را نزدیک دیده است؟
– آیا سازمان با این کار شکست رسمی استراتژی دو دهه گذشته خود را اعلام کرده است؟
– اگر چنین است، استراتژی بعدی آن چیست؟ و آیا اساس رجوی مشروعیت و توان شروع مجدد از این نقطه بغایت منفی کنونی را خواهد داشت؟
– آیا رجوی خواهد توانست با خراب کردن مسئولیت بن بست دو ساله اخیرسازمان مجاهدین بر سر مژگان پارسایی خودش را از زیر تیغ اعضای سازمان بدر ببرد؟
– آیا این آخر خط مشی مسلحانه مجاهدین است؟ اگر چنین است، تکلیف حامیان آن در بین گروههای جنگ طلب چه می شود؟
– سازمانی که بیش از دو دهه بعنوان یک فرقه نظامی تحت الامر صدام حسین به هر جنایتی دست زده است آیا پس از بازگشت شرمگینانه اش به اروپا و فضای آزاد بسرعت متلاشی نخواهد شد؟
– تکلیف کسانی که به جرم شکنجه و اعدام، جنایات جنگی و جرایم ضد بشری از طرف نجات یافتگان درونی و بیرونی فرقه تحت تعقیب قانونی هستند چه خواهد شد؟
– آیا این حرکت (بازگشت شرمگینانه مقر فرماندهی سازمان به اروپا و پایان استراتژی مشی مسلحانه آن) راهی برای آفتابی شدن حتی مقطعی و مشروط رجوی از سوراخ موش باز خواهد کرد یا این که به ضد آن عمل خواهد نمود؟

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا