رهبر مجاهدین از صدام خواست به ایران حمله کند و نه کویت!

اخیرأ فرقه رجوی در تقابل با مصاحبه یک عضو ارشد جداشده از فرقه اش که در دنیای آزاد ، مصاحبه ای درخصوص دیدگاه مجاهدین انجام داده بود افسار پاره کرده و هرآنچه که بویی از صلح و آزادی می دهد را زیر سئوال برده ودریک موضع خصمانه وتهاجمی با فرهنگ عقب مانده فرقه ای اقدام به فحاشی علیه آقای مهندس ابراهیم خدابنده نموده است .
به عنوان جداشدگان از فرقه رجوی که هرکدام سوابقی چند ده ساله ازآن فرقه داشته ایم بر خود لازم دیدیم برای اثبات ایدئولوژی ضد آزادی وصلح و آرامش رجوی ها مواردی را دراین زمینه که خود سالها آنرا در فرقه مربوطه لمس کرده وبا آن مواجهه بوده ایم یادآوری کنیم تا همه بدانند پشت این افسار پاره کردن های رجوی علیه جداشدگان چه ترفندها وتاکتیک هایی نهفته است .
می گوییم ضد آزادی – یعنی چه ؟
1-رجوی تمامی اعضای آزادشده از زندان ایران که متعاقبأ به فرقه پیوسته بودند را محاکمه وآزادی آنها را از زندان های ایران خیانت دانست و

گفت هرکس از زندان آزاد شده خائن است و بایستی در عملیاتی و یا پروژه ای کاری کند که کشته شود یا انتحاری کند تاآزادی از زندان رژیم را که خیانت است جبران نماید و زنده بودن وآزاد زندگی کردن اعضا را خلاف ضوابط تشکیلاتی فرقه ای می داند و این اولین موضع ضد آزادی رجوی دردرون فرقه است .

2-رجوی درسرفصل انتخاب خاتمی درسال 76 درجلسه ای عمومی گفت ما یک سرطیف و رژیم یک سردیگر، خاتمی این وسط دم از آزادی می زند درنتیجه شعار ما می سوزد. ما که اصلا خواسته مان این است که رژیم را به سمت شکنجه وسرکوب ببریم تا موضوعیت ومشروعیت شعار مبارزه کسب کنیم .اگر نباشد ماهم نیستیم .
این استراتژی رجوی ضد آزادی درابعاد کلان برای تولید فشار وشکنجه وسرکوب وتحمیل آن به دولت حاکم برای مشروعیت شعارپوشالی آزادی وحقوق بشربود.
این هم موضع واستراتژی ضد آزادی دررأس تشکیلات فرقه ای
ایدئولوژی ضد آزادی رجوی یعنی اینکه بیش از2هزار نفر از اعضا وکادرهای تشکیلاتی فرقه که هرکدام بالای 20 سال سابقه وعمر تشکیلاتی داشته اند وقتی تصمیم گرفته از فرقه جداشوند وآزاد باشند . رجوی این آزادی آنها را خیانت وآنها را خائن وتیرخلاص زن وشکنجه گر معرفی می کند .
چون رجوی ضد آزادی است چشم دیدن آزادی وموضع گیری آزاد هیچ انسانی را ندارد .
اما وقتی می گوییم رجوی ضد صلح است یعنی چه ؟

رجوی درجنگ ایران وعراق زیرعلم صدام، ایرانی کشت و ادعا کرد او قبلش با صدام طرح صلح امضا کرده وصلح در دسترس بوده اما ایران قبول نکرده وگویا رجوی می جنگد تا رژیم ایران را وادار به صلح کند .
اما دم خروس ضد صلح رجوی آنجا بیرون زد که صلح وآتش بس بین ایران وعراق شد .

دقیقأ ما جداشدگان از فرقه یادمان هست که رجوی درسرفصل اشغال کویت درنشست عمومی گفت که چند ماه روی صدام کارکرده که به سمت ایران حمله کند ونه کویت . این هم استراتژی ضدصلح پوشالی رجوی .
اما درسالهای بعد رجوی با استراتژی ( ج – ن ) جنگ های نامنظم واقدامات ایذایی مرزی، قصد داشت ایران را وارد جنگ با عراق کند و ایران را شروع کننده جنگ کند تا رجوی مجددأ ازقفل درآید وجنگی دیگر درگیرد . این از اقدامات ضد صلح رجوی است که تا کنون هم ادامه دارد .
اکنون نیز سالهاست رجوی سگ دو می زند وسعی دارد امریکا را به جایی برساند که ایران را اشغال کند ویا وارد اقدام نظامی شود تا شاید تکه استخوانی دراین بین گیر رجوی افتد .
درواقع آنجایی که یک جداشده ویک کادر آزاد شده فرقه رجوی واقعیت را بگوید رجوی زنجیر پاره می کند وصاحب خود را هم نمی شناسد وهردر ودیواری را گاز می گیرد . این واقعیت پشت ضدیت رجوی با موضع جداشدگان است .

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن