رهبران مجاهدین و جشن خون

درگیریهای 19 فروردین یکبار دیگر تجربه 6 و7 مرداد را در اذهان زنده کرد.
البته تلخ به مزاق خانواده های قربانیان و وجدانهای بیدار انسانی و شیرین به کام مسعود ومریم رجوی که یکبار دیگر تلاش کردند با برپایی جشن تبلیغاتی براجساد قریانیان برای مطامع ومقاصد کثیف قدرت طلبانه خود ارتزاق خون کنند.
بنا به گفته شاهدان عینی و با استناد به فیلمهایی که توسط خود سران فرقه گرفته شده و از سیمای موسوم به آزادی پخش گردید درسحرگاه روز جمعه 19 فروردین درحالیکه نیروهای حفاظتی وامنیتی عراقی اردوگاه اشرف به دنبال یک جابجایی معمولی دراطراف اردوگاه اشرف بودند سران فرقه رجوی با تحریک اعضا آنها را وادار به سنگ پرانی ودرگیری بانیروهای حفاظتی نمودند که طی آن متاسفانه چندین نفر کشته و زخمی شدند.از اولین ساعات درگیری دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی با بزرگ نمایی وتحریف حقایق قبل از اینکه هدفشان کمک به اعزام مجروحان به مراکز امداد رسانی و بیمارستان باشد سعی میکردند از آنها بهره برداری تبلیغاتی نمایند اما براستی درگیری اعضا با چه هدف وبه چه دلیلی صورت گرفته وعامل ومسبب اصلی این فاجعه انسانی چیست وکیست؟ این سؤالی است که هیچگاه مسعود ومریم رجوی ودستگاه تبلیغاتی آنها نخواسته و نمی خواهند به آن پاسخ بدهند. بیش از 9 سال است که مسعود و مریم رجوی 3500 نفر از اعضا را پشت سیاج ها وسیم های خاردار پادگان اشرف به امید واهی مبارزه و سراب آزادی به اسارت گرفته اند واز طبیعی ترین حق فردی که همانا حق تعیین سرنوشت است محروم کرده اند.رجوی که بعد از سرنگونی صدام این بزرگترین حامی استراتژیکش دربن بست مرگبار قرار گرفته اند فرار را برقرار ترجیح داده وهزاران عضو بخت برگشته را تحت اسارت فرماندهان مزدورش قرار داده تا همچنان آنها را با شستشوی مغزی دراسارت ذهنی وعینی قرار دهند. از همان فردای سرنگونی دیکتاتور خون ریز بغداد که کشتی تحلیل های من درآوردی کشکی رجوی به گل نشست همه به عینه دیدند که چگونه رجوی با اتخاذ استراتژی مرگبار اتحاد با صدام و ایفای نقش ستون پنجمی درشکاف جنگ با ایران چگونه هزاران نفر ازاعضا را به کام مرگ فرستاد ولی رجوی همانند همیشه برای فرار از پاسخ گویی این جنایاتش درمقابل محکمه وجدانهای عمومی باز بردرستی خط وخطوط خود اصرار کرد واین بار سعی نمود که نقش ستون پنجم و پادوی امپریالیزم سابق وصاحب خانه جدید یعنی آمریکا را بازی کند وبا تبلیغات کر کننده شبانه روزی دراذهان نیروها چنین القا نمود که بزودی باردیگر ازطرف امریکا تسلیح گردیده ودرشکاف یک جنگ دیگر به بازی گرفته خواهد شد وبعد با سردادن شعار اشرف حفظ شرف ازنیروها تعهدنامه وسوگندنامه گرفت تا دراشرف بمانند.براستی چرا رجوی علیرغم اینکه بعد ازسرنکونی رژیم صدام و روی کارآمدن دولت جدید درعراق که خواهان برقراری رابطه دیپلماتیک با دولت ایران بود وطبعا با توجه به خواستگاه دولت جدید عراق دیگر هیچ زمینه ای برای شروع جنگ دیگر باقی نمی ماند تارجوی درشکاف آن بتواند به حیات ننگین وخائنانه خود ادامه دهد ودرصحنه سیاسی جدید عراق نقشی جدید ایفا کند باز اینگونه درماندن نیروها دراشرف اصرار داشت ودارد؟ درمنطق وعرف دیپلماتیک این حق طبیعی عراق بود وهست که به نیروهایی پناهندگی اعطا کند یا خیر. وهمچنین این حق عراق است که از نیروهای خارجی مستقر درکشورش بخواهد که قوانین کشور را رعایت کنند وحاکمیت سیاسی دولت مطبوعش را بپذیرند ولی رجوی که به خوبی میداند خروج نیروها واعضایی که سالیان درپشت سیاج های اشرف بدلیل محاصره نظامی از طرف نیروهای صدام در ناآگاهی مطلق نسبت به جهان خارج قرار گرفته اند مرگ سیاسی وی را نوید میدهد. زیرا همین اعضا به محض ورود به جهان آزاد ودیدن وشنیدن واقعیتها به عمق پوچی تحلیهای رجوی پی خواهند برد.ودیگر سنگ روی سنگ تشکیلات جهنمی اش باقی نمی ماند. بر اساس همین باور یعنی تکیه بر اسارت ذهنی اعضا تلاش کرد که طی سالیان اعضا را از ملاقات با خانواده ها باز دارد.وحتی با تحریک احساسات آنها بارها سعی نمود که آنها را درمقابل پدران ومادران وعزیزان خود قرار دهد.براستی مسعود ومریم رجوی که بعد از درگیریهای اخیر که به مسبب و مقصر اصلی آن با توجه به مداخله درامور داخلی عراق وحمایت ازجناح خاصی از حاکمیت وهمچنین بکارگیری شهروندان عادی این کشور برای کسب خبر واعمال جاسوسی واز همه مهمتر نثار فحش وناسزا به دولت منتخب عراق خودشان بوده اند.اینچنین اشک تمساح میریزند.چرا یکبار هم که شده وسیله خروج این نیروها وکسب پناهندگی برای آنها را از دولت های اروپایی و از سران این دولتها ونمایندگان پارلمان ها نمیخواهند که به وضعیت پناهندگی آنها رسیدگی کنند؟ براستی چرا مریم رجوی که این چنین خطاب به سازمانهای حقوق بشری وسازمان ملل واتحادیه اروپا نامه نگاری کرده وبابت این درگیریها کاسه گدایی جلب حمایت دراز میکند؟ یکبار هم ازاین ارگانهای بین المللی نمیخواهد که برای مساله پناهندگی واسکان دادن این اعضا درکشورهای اروپایی تلاش کنند.
مسعود ومریم رجوی که اید‍یولوژی خون را نمایندگی میکنند برعکس اصرار دارند که نیروها همچنان دراردوگاه اشرف بمانند تا با تکرار سناریوی تحریک و وادار کردن آنها به درگیری با نیروهای حفاظتی عراقی باز خون بریزند واز خون این قریانیان برای اهداف تبلیغاتی خود استفاده نمایند.براستی اگر ماندن دراردوگاه اشرف ومقاومت تا آخرین نفر وآخرین سنگر یک وظیفه ملی وانقلابی وشرافتمندانه است پس چرا آنها فرار را بر قرار ترجیح داده واز این سعادت محروم شده اند؟.سوالی که بعد از درگیریهای اخیر وقربانی شدن تعدادی دیگر از اعضا به ذهن هر انسان شرافتمندی فارغ از این جار وجنجال وهیاهوی تبلیغاتی سران فرقه میزند این است که چرا آنها این همه از درگیری و کشته شدن اعضا استقبال میکنند رجوی که حیات ننگینش را برخون اعضای قربانی بنا کرده روزی در نشست خطاب به اعضایی که از زندانهای ایران توسط دولت آزاد شده بودند گفت: میدانید من از آزاد شدن شما استقبال نمی کنم.میدانید که آزادی شما از زندان بلحاظ استراتژیک چقدر به ضرر ما بوده من برای هر اعدامی که توسط دولت صورت میگرفت کف میزدم چون با هر اعدام خیلی از خانواده ها از دولت ایران بریده وجذب سازمان میشوند ولی با آزادی شما از زندان درست برعکس است خانواده ها از ما کنده وبه سمت دولت ایران جذب میشوند.
آری رجوی که از آزادی اعضایی که به خاطر اهداف خودش عمر وجوانی خودرا پشت میله های زندان گذرانده واکنون برای ادامه به اصطلاح همان مبارزه با پذیرش انواع خطرها به خاک عراق آمده بودند این چنین برافروخته میشود و برنمی تابد درجریان نشست اخیر هم بگوید که 400 زخمی کم است باید بیشتر از این کشته وزخمی میشدید البته بیان این مطلب از رجوی که باز روزی درنشست های موسوم به صلیب گفته بود که به صلیب کشیدن شما دراشرف صدها بار به خروج از اشرف وبازگشت به کشورهای اروپایی شرف دارد وحق داردکه در پوشش سوگواری وبرگزاری مجالس عزا واشک تمساح ریختن های ظاهری این جشن درته دل به خاطر کشته شدن اعضا بخندد وخوشحال باشد وجشن خون بگیرد.با نگاهی به قربانیان اخیر 19 فروردین به خوبی میتوان به عمق کینه ضدانسانی رجوی نسبت به اعضای معترض نیز پی برد.درمیان قربانیان به اعضایی برمیخوریم که اعضای ناراضی سازمان بودند که از جمله:
1- فریدون عینی پناهنده کشور آلمان درطی سالهای 72تا 74 دوبار از سازمان جدا شد ویکبارهم به کشور آلمان رفت ولی مجددا توسط عوامل فرقه فریب خورده وبه اشرف بازگشت. وی درطی سالهای 72تا 74 درارگان نیرویی سازمان درارتباط با کارگران خارجه بود.
2- خلیل کعبی که راننده جرثقیل واز اهالی اهواز بود سالیان در ستاد سررشته داری وآماد ترابری تحت عنوان فرد محفلی وضد تشکیلاتی تحت نظر بود ومستقیما توسط دونفر از مسولین مزدور محمد نجفی ومحمد تسلیمی کنترل میگردید.
3- مهدی برزگر فردی کاملا معترض درمناسبات پاسیو بود که در رده m قدیم ودر قرارگاه 7 تحت فرماندهی رقیه عباسی قرار داشت بدلیل عدم موضع گیری وحمایت از انقلاب مریم وخط وخطوط سازمان همواره تحت شدیدترین برخورد های تشکیلاتی قرارداشت
4- قاسم اعتمادی درسالهای 72تا 73که درمرکز 11 بوده تحت شدید ترین برخورد تشکیلاتی قرار داشت ووی به عنوان سمبل مجسم ضد انقلاب مریم لقب دادند به همین دلیل وبرای شکستن مقاومت وی اورا درموضع مسولیت نفر همراه راننده سبتیک (تخلیه فاضلاب)به همراه یک راننده سودانی به نام عبدالله مجاهد قرار دادند.موضع تخلیه فاضلاب درمناسبات سازمان به عنوان کار سیاه شمرده میشد وافراد تحت برخورد ومعترض رابرای اینکه شخصیت وی را درمقابل دیگر اعضا خرد کنند به این کار میگمارند.
اوج بی شرمی وفرصت طلبی مسعود ومریم رجوی وقتی برهمگان روشن میشود که حال برای همین افراد که درته قلب از کشته شدن آنها خوشحالند اشک تمساح میریزند ودرضمن یک واقعیت دیگر رانیز به اثبات میرساند که فرقه رجوی از درگیریهای اخیرهم به عنوان فرصتی برای تسویه حساب با افراد معترض وفرستادن آنها درجلو گلوله استفاده کرده اند درضمن تعدادی ازهمین قربانیان جزء‍‍‍‍‍‍‍ افرادی هستند که خانواده هایشان ماه هاست درجلو درب اشرف درانتظارملاقات با آنها متحصن شده اند.
حال سوال این است که خانم مریم رجوی که این چنین برای اهداف تبلیغاتی به دنبال کسب مجوز جهت برگزاری مراسم تشییع وتدفین قربانیان است آیا به خانواده های آنها اجازه میدهد که درمراسم خاکسپاری عزیزانشان شرکت کنند؟یا همچنان خانواده ها از ملاقات با اجساد عزیزان خود نیز محرومند؟ولی مسعود ومریم رجوی کور خوانده اند عصر ما عصر آگاهی توده هاست تاکی میتوانند افکار عمومی جهانیان را درناآگاهی نگاه دارند؟ بی شک به زودی طبل رسوایی آنها برسرهر بام به صدا درخواهد آمد و واقعیت های پشت پرده این جنایت درحق اعضا آشکارخواهد شد. رجوی از سرمایه گزاری بی شرمانه روی خون واجساد اعضا طرفی نخواهد بست ومظلومیت خون این قربانیان گریبان وی و هم مسلکیهایش را خواهد گرفت.روزی که رجوی پاسخ این جنایت را باید بدهد چندان دور نیست.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.