خانواده ها

چشم انتظاری دختر برای پدری که اسیر سازمان مجاهدین می باشد

هنوز هم وقتی میخواهد از پدرش صحبت کند  چشمانش پر از اشک می شود و با صدای لرزانی در مورد اوضاع او می پرسد و منتظر است تا خبر خوشی در مورد آزادی پدرش بشنود، ولی متاسفانه سران جنایتکار سازمان مجاهدین طوری ذهن و روان رضا علی میرزائی را شستشو داده اند که سالهاست از خانواده اش دور مانده و حتی خبر ندارد که دخترش دیگر برای خودش خانمی شده و صاحب دختری زیبا.
خانم فاطمه علی میرزائی به همراه مادرش که مسعود رجوی خائن و مریم عضدانلو خونخوار، در یک حرکت زشت و ما قبل بشری با نام انقلاب ایدئولوژیک، خانم عباسی را از شوهرش که روزگاری تکیه گاه او بوده و پدر بچه هایش ربوده، به دفتر انجمن نجات آمدند و در مورد وضعیت رضا علی میرزائی سئوال مینمودند که آیا او نیز جزء کسانی است که به آلبانی منتقل شده و یا هنوز در جهنم لیبرتی اسیر خودکامگی رهبران هوسباز این فرقه ضدبشری گرفتار مانده؟
آنها سئوال مینمودند که چرا هیچ نهاد و ارگانی در دنیا وجود ندارد که به داد ما خانواده های آسیب دیده از فرقه رجوی رسیدگی کند و به ما در ملاقات عزیزانمان، آنهم تنها به مدت 1 ساعت یاری کند؟
چرا سران سازمان مجاهدین در جابجایی عناصر خود تبعیض قائل میشوند و پدرم رضا علی میرزائی را هنوز در بیابانی که هر لحظه میتواند مورد حمله مردم آسیب دیده از این فرقه قرار گیرد را بدون هیچ امنیتی به حال خود رها نموده اند؟
آیا سازمانهای به اصطلاح حقوق بشری نمی دانند که ملاقات گرفتن برای یک فرد جانی در مخوفترین زندانهای دنیا نیز در سرلوحه کار آنها قرار دارد، ولی مطلع شدن از حال و روز کسیکه 35 سال پیش توسط عده ایی از خدا بیخبر که تنها بفکر هوسبازی خود وخوشگذرانیهای خود هستند یک امر محال میباشد؟
خانم علی میرزائی که با بغض صحبت مینمودند، در مورد فرزند خود صحبت میکردند که گاها فقط برای چند لحظه از جلوی چشمشان که دور میشود، دلشان هزار راه میرود و آن وقت چگونه پدری که برای فرزندانشان تمام جوانی خود را فدا نموده بودند، اینگونه اسیر و گرفتار چنین انسان که نه بلکه شیاطین خونخواری قرار گرفته اند که هیچ احدی نمی تواند به آنها راه پیدا نموده و تنها ملاقات کوتاهی را با پدرش ترتیب دهد.
همسر رضا علی میرزائی که 35 سال تمام بخاطر فرزندانش از جان مایه گذاشته و عمر خود را بپای آنها نثار نموده، در مورد جنایت سران سازمان مجاهدین میگوید که رضا همسر من و پدر بچه های من می باشد و این از خدا بیخبرها تا هر اندازه ای هم که ذهن او را شستشو داده باشند، نمی توانند ذهن و فکر من و بچه هایم را مسموم نمایند و من همچنان منتظر بازگشت او هستم و برای دیدارش لحظه شماری میکنم.
خانواده رضا علی میرزائی که یکی از نجیب ترین خانواده ها می باشند، با حضور خودشان در محل دفتر انجمن نجات خواهان رسیدگی به شکایات آنها از سران فرقه رجوی میباشند تا بتوانند از طریق ارگانهای بین المللی و تمامی سازمانهایی که در این راه مرتبط میباشند، به این خانواده و تمامی خانواده های چشم انتظار دیگر یاری رسانند.
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا