مجاهدین خلق

برگی دیگراز سرنوشت کودکان و تربیت مجاهدین!!

برگی دیگراز سرنوشت کودکان و تربیت مجاهدین!!


تنظیم از حبیبُ الله خُرمی
Holland, 20 aug. 005
آقای امیرشمس حائری که تقریباً تمام عمر 24 ساله خویش را در روابط مجاهدین خلق گذرانده و اکنون جدا از 3 عضو دیگر خانواده اش؛ پدر, مادر و خواهرش در کَمپ مجاهدین در عراق به سر میبرد اخیراً در مصاحبه ای عواطف خود را نسبت به پدرشان آقای هادی شمس حائری ابراز داشته, عواطف و احساساتی که حاصل آموزشهای ایدئولوژیک مجاهدین طی مُدت یازده سال اخیر است که امیر از 12 تا 16 سالگی در کشور آلمان نزد مجاهدین و از آن زمان تا کنون در عراق تحت تعلیم مجاهدین خلق بوده است.
این نامه در نوع خود بی نظیر و برای سازمان مذکور رکورد تازه ای است از زیر پا گذاشتن حُرمت خانواده و شکستن مرزهای حُجب و حیا و…
البته نه توسُط امیربلکه این بیشرمی اشکار توسط سازمانی است که داعیه نزاکت و اخلاق انسانی را دارد.
(در مناسبات سازمان مذکور نه تنها رابطه زن و شوهر بلکه هر گونه روابط و علایق خانوادگی ممنوع, مترود و نکوهیده است. انقلاب ایدئولوژیک این سازمان که منجر به از هم پاشیدن دهها خانواده عضو و جدائی دردناک صدها کودک از والدین شد؛ عشق به همسر, پدر, مادر و عزیزان را مردود میداند و به جای آن عشق ورزیدن به رهبری عقیدتیِ آقای مسعود رجوی را تجویز مینماید.)
مطالعه عمیق این نامه شناخت بهتری را از رهبری مجاهدین خلق آقای مسعود رجوی در مقایسه با عضو جداشده این سازمان اقای هادی شمس حائری به شما خواهد داد. ضمناً میتوانید تصویری از مکانیزم های تربیتی درون سازمان مذکور, سرنوشت کودکان , روند انقلابات ایدئولوژیک مجاهین و…. حاصل نمائید. مطالعه اصل این نامه را به همگان توصیه میکنیم.
بررسی و تحلیل این نامه که دارای ابعاد مختلف و قابل تأ مل بسیار است را برای شناخت بیشتر هموطنان در فرصتی دیگر ارائه میدهیم. در اینجا نظر خواننده گرامی را به قسمتهائی از نامه, آنجائی که سردمداران مجاهدین خلق، امیر را با پدرش آقای حائری مواجه میکنند از نظر شما خوانندگان میگذرانیم. فرهنگ و ادبیات ِ بکار رفته الحق که بی نظیر است و نمونه آن را تنها درمناسبات مجاهدین خلق میتوان جُست و نه در هیچ کجای دنیا!
به گزیده ای از متن نامه که به صورت مصاحبه توسط مصاحبه گر مجاهد، با امیر در سایت مجاهد آمده است توجه فرمائید:
«امیر نظری: با تشکر از اینکه این امکان را برایم فراهم کردید تا بتوانم کمی از پرده دجالیت رژیم را بالا بزنم و سوء استفادهی رژیم از مسأله کودکان را برای هموطنانم توضیح دهم. »
امیر شمس درابتدای مصاحبه اش می گوید:
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.» و بعد ادامه می دهد.
به یاوه های این مزدور جواب دادم
مادرم و خواهرم نیز جداگانه جواب ترّهات آخوندی این مزدور را دادند.
بنابراین تا آنجا که بهاین مزدور برمیگردد
بهاین دلیل که گول دجالگری های این مزدور کثیف و اربابان پلیدش را نخورند
این مهره بدنام وزارت اطلاعات آخوندی
کمی از پرده دجالیت رژیم را بالا بزنم
و سوء استفادهی رژیم از مسأله کودکان را برای هموطنانم توضیح دهم
دروغگوییهای رژیم و ایادی
همان موقع که این فرد در سایت وزارت اطلاعات….
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.»
«این مهره بی ارزش
رژیم این عواملش سعی میکنند تا با پاچه گرفتن از مجاهدین
پارس کردنهایی از این قبیل
جواب اراجیفش را میدهیم.
یاوه های این مزدور در مرداد ماه سال 1381
مختصری از پروسهام که با این مزدور طی کردم ,
ترفندهای کثیف وزارت اطلاعات و مزدوران اجیرشده»
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.»
«… من هم فقط یک سؤال دارم:
مأمور اطلاعات هستی یا نیستی؟
علیرغم سوء استفاده از عنوان پناهنده سیاسی به‌تهران و به دیدار کارفرمایان خود در بازار اطلاعات نظام رفته‌ای یا نرفته‌ای؟
! با دژخیمان و مزدوران اطلاعات در فرنگستان مرتبط هستی یا نیستی؟!
در مکتب ولایت فقیه نباید با این جسارت این طفلان صغیر 23ساله و 19ساله، مخالف باشی! درست می‌گویم؟!
نام فامیلی ننگین خود را بر یک رزمندهٌ ارتش آزادیبخش نپسندید.
این مزدور کثیف با دجالیتی که از آخوندهای پلید و هم کاسگی با مزدوران اطلاعاتی این رژیم فرا گرفته است
الحق که وقاحت را نیز از امام پلیدش به ارث برده
اگر این مزدور…….
نشخوار میکند»
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.»
در اولین برخورد با این موجود پلید در رمادی……
نزد این ناپدری در رمادی بودیم
وقاحت را میبینید؟!
این فرد پلید ما را وسیلهای برای اعمال فشار روی سازمان نمود
دورانی که نزد این ناپدری بودم
او که غرق در تمایلات خودش بود
یکی از مشکلات من این است که این ناپدری را با چه عنوانی مخاطب قرار دهم؟»
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.»
«چون اگر واقعا ذرهای از عنصر انسانی و شرف و نه مهر و محبت پدری (این به او پیشکش) در وجودش باقی مانده بود, دست بهاین کارهای کثیف نمیزد.
او بهخاطر مقاصد کثیفش
دید این ترفند کثیف فایدهای ندارد
یک روز در منتهای بی عاطفگی……
رفتار ضدانسانی او با ما به سرمایهای برای من درشناخت ماهیت کثیف دشمن تبدیل شده است
این یادآوریها را جهت شناخت این فرد کثیف گفتم….
آیا این ناپدری دست از سر ما برخواهد داشت؟
یا همچنان درصدد توطئه دیگری خواهد بود؟»
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.»
وقتی بعد از مدتها صدای نحس او را شنیدم
عنوان پدر برای ما داشت.
نگران بودم که او از ما چه استفادهای خواهدکرد؟
هرگز برای ما نقش و جایگاه پدری ندارد
و در دیدگاهش ما وسیله باجگیری و اهرمی برای فشار بودیم.
اسم او را در نشریه مجاهد دیدم که مزدور وزارت اطلاعات شده و روابطش با سفارت رژیم در هلند, افشا شده بود.
لجن پراکنیهای او…..»
«از مجاهدین و رهبریمان یاد گرفتیم که آدم نباید به‌پدرش هر چقدر هم که عوضی باشد «اُف» کند.»
«من چهره کثیف او را دیدم,
به مدیر گفتم من با او کاری ندارم
و هرچه مدیر اصرار کرد و گفت این پدر توست گفتم هرگز.
این مزدور تلاش میکرد با چابلوسیهای مشمئز
وقتی تیر این مزدور اینجا هم به سنگ خورد,
سوء استفاده این مزدوران»
«آقای نظری از وقتی که برای این مصاحبه در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزاریم.»
« امیر نظری : من هم از شما تشکر میکنم.»
به نظر اینجانب امیر نه تنها قابل سرزنش نیست بلکه او حتی از پدرش هادی هم مظلوم تر است. او خود زبان گویای حقیقت است که مجاهدین تا کجا در وقاحت پیش میروند و با طبع پاک یک کودک تا زمانی که خود جوانی برومند میشود چگونه بذر نفاق و کینه را در دل، نسبت به عزیزان میکارند و ارزشهای بی مقدار خود را در دل او بارور می کنند.
در گفتگوئی که اینجانب با آقای شمس حائری مبارز راه آزادی و حقوق بشر، پیرامون استفاده های سوء مجاهدین از کودکان در همین مورد اخیر آن داشتم, جز این هم از ایشان انتظار نبود که با لبخند بگوید، من تنها استفاده ای که از این مصاحبه بردم و برایم فوق العاده جالب بود و خوشحالم کرد، دیدن عکس های پسر و دخترم امیر و نصرت بود که سالها از وضعیتشان بی خبر بودم و حتی عکسی از آنها نداشتم.
ادامه این یادداشت به زودی از نظر خواننده گرامی میگذرد……….
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا