مجاهدین خلق

غنیمت فرقه ی مخوف تروریستی

غنیمت فرقه ی مخوف تروریستی درچنگال عقاب مدعی تروریسم، محافظت می شود!؟
میترا یوسفی، سی و یکم اوت 2006
سالهاست که به همت بلند و بخت بیدار از آن سازمان مخوف رسته و گسسته ام، و می دانم در طول این سالها، شرایط با شتاب رو به وخامت و دشواری بیشتر پیشرفت. سلب شخصیت و مسخ انسانیت از مرزهای منفاقی گذشت و آشکارا اعمال گشت. به کمک دستگاه هولناک مغزشویی و سرمایه مزدوری، جوخه های ترور! تا آنجا که توانستند به نقش« پیک مرگ » برای بخون کشیدن پیکر مردم کوچه وخیابان ( وقتی دست شان به حکومت گران نمیرسید) فرستادند.
وچون دست از ترور کوتاه دیدند، به خصلت نهادین تروریستی، برای روز مبادا با چنگ و دندان به حفظ فریب خوردگان خویش کوشیدند. اگرچه کشت بادنجان و ماکت سازی کودکانه از ابنیه ی شناخته شده ایران، اسبابی برای سرگرم نگهداشتن جمعی برده شد ( در دارالمجانین رسمی، کلاه و سبد حصیری می بافند) که در انظار و زیر ذره بین، فعلا حرفه ی تروریسم شان راکد مانده است. اما راکد ماندن بدون تردید هیچ رابطه یی با استحاله ی تروریسم، بمنزله پایه ی اساسی و چارچوب وجود فرقه، ندارد. حیات و اظهار وجود فرقه بستگی به اسلحه اش، خشونت وتروریسم! دارد و آواز جغدگونه اش ویرانگی و خرابی می طلبد.
تحت حکومت صدام حسین، برای گرفتاران نگون بخت فرقه، کمترین روزنه، کورسوی امیدی هم به رهایی نبود: اسارت این رهبری عجم! به فرهنگ فاشیست صدام حسین، و یا زندان مخوف عربی
« ابوغریب »!
دسته یی که خفت و خواری نزد رجوی را نپیذیرفتند، در آن زندان سالها رنج بردند و درنهایت به طریق قراردادن طعمه یی در دام، با اسرای عراقی در ایران معاوضه شدند، با پیش بینی ریختن خون آنان به وسیله ی رژیم ایران که شاید آسیاب خطرناک تبلیغات منافقین بر خون قربانیان را، دوری چند به چرخش درآورد ( و دیگر ناراضیان از خوف، جرات حتی تصور رهایی نکنند). که خوشبختانه ملعون کبیر و عفریته ی اول ( به زبان فرقه که برای تحقیر مردان و زنان محکوم هستند همسران خود « معلون» و« عفریته» بنامند و باور کنند ) دیگربار با پیش بینی غلط « بور» شدند! اما داغ ننگ این معاوضه برپیشانی رهبری منافقین باقی ماند و روزی محتوم در دادگاه های نظامی و جنایی ملی و بین المللی مورد سوال قرار خواهد گرفت! به مکافات جنایات خواهد رسید! مسعود و مریم رجوی!
به راستی سرنوشت قربانیان رجوی چه سوزناک است. بی گمان در پایان غائله های حاضر، حقایق به شرحی غریب و آموزنده در نوشتارهای تاریخی ثبت خواهد شد.
جهنم مخوفی برروی زمین که چه زندگی های پرآرزویی در خوف و نومیدی پژمرد، چون گلبرگ هایی سوخت و برباد داد. سرخ ماهی هایی که بر صحنه ی سراب بخاک افتادند و سالهاست به تلخی و عذاب جان می کَنند.
جمعی از نسل آدم که همه ی عقل و شعور، جان و حیات شان ملعبه ی شیطان رجیم گشت. اسماء الهی،
« نعمت تفکر»، « قوت حرکت » شان مسخ و « اعجاب سخنوری » شان خاموش! قلم، خواندن، نوشتن، مشاهده، دریافت، ابتکاربحث و گفتگو، سوال و نیاز به جواب، همه را از دست دادند. شرم و حیا، عاطفه و محبت، شرف و ناموس بر اندام شان درید، همسرانشان به کنیزی و غلامی رفته و کودکان شان ربوده گشته، در هبوط انسانیت چون کژدم، مار و مارمولک برزمین تفتیده ی کویر خزیدند.
برخی جرات را در سینه ملتهب به انتظار لحظه احتمالی حبس کردند و عاقبت ساعت « سین» فرا رسید. دریغا برای بعضی بسی دیر و در لحظه ی موعود، تنها داستان مخوف آنچه برایشان رفت، ناراضیانی که به طرق مختلف و بهانه های واهی« خودکشی »،«شلیک ناخواسته» ،« تصادفات پیچیده» و « توطئه های مبهم » به قتل رسیدند. ساعت سین، دستکم برای بازماندگان داغدار و دلخون، دلخوشی غم انگیزفاش شدن حقیقت مرگ عزیزانشان است! امید و انتظار مجازات قاتلین، رجوی و زنش!
با سرنگونی صدام حسین، شکی نماند که بر سرنوشت رجوی مهر ختام خورده است. که خود پیشتر، با ادا واطوار ادیبانه در حضور گماشتگان صدام حسین از گره یی سخن راند که سرنوشت او و صدام حسین را بهم پیوند زده است، وه که خائنانه و خائفانه برآن فخر ورزید.
اشغالگران عراق با توجه به سابقه ی انکارناپذیر رجوی، در هیاهوی تروریست بگیری، ناگزیر به دستگیری فرمالیستی این فرقه ضاله پرداختند.
آن هایی که جرات را به خون دل در سینه حبس کرده بودند، اعلام جدایی و تقاضای پناهندگی کردند. جمعی درجا پناهنده کشورهای غربی بودند. طبق همان قوانین فرمالیستی، برای ناراضی یان محوطه ی تحت حفاظت و فرمان آمریکایی در نظر گرفته شد. جمعی از آنان بدنبال دخالت های صلیب سرخ بین المللی، عطای رجوی را به بقایش، و وعده هایش را به خودش بخشیدند و به ایران مراجعت کردند. بانوی قهرمان مرضیه مقدم که از هفت خوان هولناک برای رهایی( بویژه در مورد بانوان ) گذشت، طی پیامی اعلام کرد که علیرغم بدنامی آمریکایی ها در مورد جنایات زندان ابوغریب با اسرای عراقی ( پس از صدام تحت سلطه آمریکا)، رفتار آنان بسیار پسندیده تر از فرقه مجاهدین بود ( ببین مدعی قهرمانی خلق بکجای سقوط رسیده است؟).
اما در آشفتگی بازار وبالاو پایین رفتن نرخ سیاست، قدرت ها از دورانداختن حتمی این عروسک شکسته، این مترسک پوسیده به تردید افتاده و به آزار آنهایی که حاضر نیستند سیاهی لشگر رجوی باقی بمانند پرداخته اند.
سرپیچی کنندگان از رجوی، به نوعی زندانی گشته اند و طوفان آزار چنان به طغیان رفته که دست به تحصن و اعتصاب بزنند.
با تلاش ایرانیان آزاده ی تبعیدی وفعالیت های مسئولانه «همبستگی» ( فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی )، روزنامه نگاران برای تهیه گزارش خود را بدانجا رسانیدند، ولی گردانندگان کمپ اجازه رویارویی نداده اند. جان آنان در ناامن ترین نواحی عراق در خطراست. آن ها به صورت ابزار یکی از ننگین ترین توطئه های ایام کنونی درآمده اند. زیرا که پرواز این پرندگان، مژده و آموزش پرواز رهایی به پرندگان زندانی در قفس فرقه، و واژگونی تام و تمام گرداننده ی عشرتکده رجوی در دهکده پاریسی است.
ایرانیان آزاده به حمایت این قهرمانان که دیکتاتوری حاکم برایران را نپذیرفته، بردگی فرقه ی تروریستی را هم نخواهند پذیرفت. برخیزید!
جلوی مافیای رجوی را بگیرید، اجازه قلدری در صحنه ی مبارزه ی خارج از کشور به رجوی ندهید. که سعی دارد در هیئت نوکری و نوچه گی قدرت ها، بند وبساطی برای تاخت وتاز حفظ کند!
به گردانندگان نظام بی دروپیکر کنونی جهان، اجازه ی تناقض چنین آشکار ندهید. اگر به جنگ ضد تروریسم برخاسته اند، پای برآن بفشاریم که گریزی، استثنایی درکارنیست، نمی توان ازمیان لجه های خون و مرگ، تروریست دلخواه برگزید.
بیایید از خانم مریم و آقای هدایت الله متین دفتری، آقای لاهیجی وکلای خوشنام دفاع از حقوق بشر در ایران سلطنتی که بخوبی دستگاه مخوف مجاهدین را می شناسند، بخواهیم دربرابر تضییع حقوق قربانیان رجوی ساکت ننشینند.
آزادگان ورهایی طلبان از خانه ی عنکبوتی رجوی را به زیر تابش آفتاب آزادی بیاورید. به انگشتان حقیقت تارهای عنکبوتی جانیان را از هم بگسلید.
برخی از قربانیان، به طالع نحس زاده ی والدینی هستند که تحت قوانین برده داری، حیات شان در تصرف رجوی ها بود! اجازه ندهید در اشتباهی که پدرومادرشان کرده اند بسوزند! اجازه ندهید همان پدرومادر به آتش اشتباه خویشتن بسوزند. جادوگر شایسته سوزاندن، عفریته یی حوالی حومه ی پاریس، به غیبت مرشدش، در تلاش شعبده بازیست و اسباب شعبده اش جان ومال ملت قهرمان ایران است
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا