مجاهدین خلق

ماتریکس از نوع رجویسم” اشرف سیتی””

ماتریکس از نوع رجویسم” اشرف سیتی”
نويسنده وطرح از فرشيد
در ابتدا باید گفت که مجاهدین خود هم دیگر نمیدانند که به این” اشرف سربلند” چه نامی بدهند. البته اگر سربلند سایت من وپالتالک اعتراض نکند که اسم او را هک کرده اند. بهرحال گاهی این اشرف اسمش شهر است گاهی سربلند است گاهی مقر نظامی است ولی خوب من” اشرف سیتی” را برگزیدم این درست که با یک شهر تفاوت زیادی دارد چرا که در یک شهر مثلا شهروندانش آزاد میباشند که چگونه فکرکنند وچگونه زندگی کنند واین با”شهر اشرف” مجاهدین تفاوت اساسی دارد.
از این تفاوتها که بگذریم در این شهر باید انسانهای مسخ شده ای را درنظربگیرید که همانند فیلم ماتریکس در یک دنیای خیالی ساخته شده توسط ماشینها زندگی میکنند وآنرا به عنوان دنیای واقعی میبینند.زمانی که رهبر ایدئولژیک در این شهر ماتریکس ها انسانهای مسخ شده خود را پرورش میدهند که مانند روبوت میتوانند به چپ وراست هدایتشان کنند وبعد حتی وادارشون کنند که خود را”آزادانه” اتش بزنند ویا در لیست خود سوزی نام نویسی کنند پس باید این را درک کنیم که”شهر اشرف” از بالاترین تکنیک روانی برای ایجاد انسانهای مسخ شده میباشند که دیگر خود نیستند بلکه خودی میباشند که فکر میکنندخودشانند وفکر میکنند که خودشان دارند تصمیم میگیرند وآزادانه هم تصمیم میگیرند در انسان فیلم ماتریکس هم چیز دیگری نیست همانطور که در دنیای تبلیغات سرمایه داری در انبوده رسانه ای که دردستهای قدرتهای امپریالیستی است رای ها ونظرها و دشمن سازیها ی ذهنی ساخته میشود و انسانها همه فکر میکنند که در یک”دنیای آزاد” آزادانه فکرمیکنند وتصمیم میگیرند ورای میدهند!
ماتریکس شهر اشرف نیز یک شهر خیالی است که شهروندانش”آزادانه” تصمیم میگیرند و فکر میکنند ولی طبق آنچه که دنیای ماشینی رجویسم به عنوان رهبر ایدئولژیک ساخته است و این چنین است که در” شهر اشرف” همه”آزادانه” احساس دوست داشتن را به صندوق خانه ها میبرند و عشق به عنوان احساس”حیوانی و غرینگی” توصیف میشود. احساس انسانی پدر مادر بودن را باید فدای عشق به”رهبری” کرد و همه به رهبری”جوابگو” میباشند ورهبری به”خداوند”!
درماتریکس”شهر اشرف” است که انسانهای مسخ شده برای آدم سوزی میتواند بنزین به محل ببرند وبعد هم فندک به دست کسی بدهند که تا چند دقیقه دیگر جان خود را به حریق میسپارد و از دست میدهد و انسان مسخ شده در شهر خیالی اشرف میتواند چنین احساس بی رحمانه ای داشته باشد که انسانی میخواهد خود را آتش بزند ومن بنزین وفندک آنرا میبرم وبعد هم حتی ازاین امر جلوگیری نمیکنم!
مگر جز در یک شهر”خیال پردازانه” سکتاریسم رجوی میتوان شاهد چنین بی رحمی بود. مگر جز در یک شهر مرگ وحشت آور میتوان چنین انسانها را به مسلخ احساس ومرگ برد. مگر رجوی با بیرحمی وپیام مرگ نمیخواهد که نوید گوی”آزادی” باشد ولی این قانون دیالکتیک است که رجوی خود نیز قبول دارد که میگوید وسیله و هدف یک رابطه تنگاتنگ بایکدیگر دارند وکسی که وسیله اش مرگ بی رحمانه و به آتش کشیدن ومسخ کردن انسانهاست نمیتواند هدف انسانی داشته باشد وبی جهت نیست که رجوی حاضر است که با بدترین وبیرحم ترین انسانها یعنی صدام وبوش همکاری کند وآنرا توجیه برای مسخ شدگان در شهر ماتریکس زده شده به رجویسم اشرف نماید!
آخرين بروز رساني ( ۰۶ مهر ۱۳۸۵ )

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا