رابطه ازدواج ایدئولوژیک و شکست استراتژی سازمان

مجاهدین دبلیو اسمولف: بهار ایرانی 31 آگوست 2007

Mojahedin.ws

دو مقوله ازدواج مریم و مسعود (در سال 1363) و طلاق های درون تشکیلاتی (در سال 1367) نماد استراتژیک انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق را تشکیل می دهند. اگر چه فاصله این دو اتفاق پنج سال طول می کشد، اما به هر حال طلاق های ایدئولوژیک به مثابه تکمله ازدواج مریم و مسعود و حسن ختام معضل خانواده در تشکیلات مجاهدین خلق تلقی می شود. در توجیهی که ابریشم چی از طلاق دادن مریم و وصل او به مسعود می کند، به نهاد خانواده به مثابه یک عامل و حائل بازدارنده در تعاملات میان مریم و مسعود اشاره دارد و برای اولین بار نهاد خانواده را به عنوان یک حائل به چالش می کشد. او در این رابطه می گوید:

"مریم یا می بایست بدون قید و شرط (یعنی وابستگی به مهدی و …) می نشست در رأس رهبری سازمان و فی الواقع مثل خود مسعود صرفاً مشروط به خود انقلاب می بود و یا نباید این کار می شد. در این جا بود که با یک مسئله بسیار ساده یعنی با مسئله خانواده تناقض ایجاد می شد." (1)

ابریشم چی در ادامه کشف این تناقض طلاق مریم و ازدواج با مسعود را در راستای این همزیستی اجتناب ناپذیر، امری کاملا حیاتی و راه گشا تعبیر می کند. به زعم ابریشم چی ازدواج پاسخ به این صورت مسئله فرضی است که به دلیل ارتقاء مریم به رهبری سازمان، و تکامل کیفی زن در مناسبات هر گونه تصمیمی الزاما می بایستی با حضور توامان مریم و مسعود اتخاذ شود و از آنجا که مریم در چنین موقعیتی مشروط به شوهر و نهاد خانواده است بنابراین قادر نیست همیشه در کنار مسعود باشد، در چنین موقعیتی مریم قبل از هر چیز باید التزام خودش را به هر حائلی غیر از انقلاب و مسعود منتفی کند، طلاق مریم در راستای چنین ضرورتی واقع می شود. بر این اساس طلاق و ازدواج مریم و مسعود بر پایه یک احتمال یک درصدی بنا می شود و از آنجا که نادیده گرفتن این احتمال درک فرمالیستی از انقلاب مفروض می شود، بنابراین ازدواج کاملا ایدئولوژیک و انقلابی تعبیر می شود و در توجیه آن ابریشم چی می گوید:

"می باید می پذیرفتیم که فردا ممکن است امری برای انقلاب پیش بیاید که مثلاً یک درصد مریم نمی تواند در حل آن حضور داشته باشد و مسعود باید به تنهایی و یا با سایر معاونینش آنرا حل کند. چرا که مریم مشروط است به شوهرش. اگر این طور می شد کم کم مریم پرت می افتاد و نمی توانست در حل تمام مسائل انقلاب حضور داشته باشد و موضعش از محتوا خالی می شد. ولی لازمه وحدت مریم با مسئولیتش این است که مطلقاً هیچ مسئله ای در انقلاب نباید بدون حضور او حل و فصل بشود والا همردیفی، فرمالیزم ایدئولوژیک خواهد بود." (2)

این شیوه استدلالی اما تمام مکانیزم طلاق و ازدواج مریم و مسعود نیست. اگر چه طلاق های ایدئولوژیک و الزامی در درون تشکیلات و مقوله فدا و به قول ابریشم چی سربریدن عاطفه ها تا روشن شدن ماهیت واقعی اش نیاز به زمان دارد اما به استناد همین ازدواج ایدئولوژیک بسیاری چشم اندازها و بازخوردهای آن را در سطح و بدنه تشکیلات ارزیابی و گمانه زنی می شود. دراین رابطه بیژن نیابتی می نویسد:

" آن روز (طلاق و ازدواج مریم و مسعود) اگر عمق قضیه برای کسی روشن نبود، تنها چند سال لازم بود که الگوی طلاق و ازدواج تمامیت تشکیلاتی مجاهدین را در نوردد و مطالبه همسر و فرزند از هر مجاهد خلق معیار تعیین تکلیف ایدئولوژیک با آنان قلمداد گردد، مسعود مگر نگفته بود، "اگر حالا نمی توانید بفهمید، صبر کنید. نمی دانم یک سال یا پنج سال یا ده سال دیگر خواهید فهمید." (3)

اینکه ازدواج مریم و مسعود و در نهایت تعمیم وجهی از این انقلاب یعنی طلاق به سایر سطوح در راستای چه ضرورت استراتژیکی طراحی شده، حقیقتی است که تا فهم کامل و تمام و کمال و بی پرده آن به زعم رجوی باید چند سالی انتظار آن را کشید. کلید فهم این راه گشایی ایدئولوژیک بدون تردید بن بست های استراتژیک و معضل سرنگونی از یک سو و پاسخ رهبری به این چالش و صورت مسئله ذهنی بدنه سازمان است که قادر است سازمان را به تلاشی و در خوش بینانه ترین حالت و فرض انشعاب درونی سوق بدهد. انقلاب ایدئولوژیک به زعم ابریشم چی و نیابتی مکانیزم بیرونی کردن و بروز تناقضات و تضادهای درونی کسانی است که رفته رفته تضادهایشان در درون تلنبار و بطور اجتناب ناپذیر به مکانیزم تلاشی و ریزش سمت پیدا می کند. مقوله ازدواج در واقع محمل و مکانیزم بیرونی کردن سوال ها و ابهاماتی است که بدون ایجاد شوک ازدواج و طلاق امکان بیرونی شدن نمی یابند. به تعبیر نیابتی ازدواج کلید راه یافتن به آن صندوقچه های بی کلیدی است که تا آن زمان رهبری سازمان قادر به گشودن و پی بردن به کنه آن نبوده است. معضلی که ابریشم چی و نیابتی توامان با عنوان ریاکاری و تضاد دنیای عین و ذهن از آن نام می برند. نیابتی در تبیین این معنی می گوید:

"سال 1364 سال تعیین تکلیف تمامیت تشکیلاتی مجاهدین است. سلسله نشست های موسوم به نشست های انقلاب که از آغاز سال، در بالاترین سطوح تشکیلات گسترده مجاهدین به راه افتاده بود، در روند گسترش خود در پایان آن سال، تا دورترین مدارهای سمپاتیک مجاهدین را در بر می گیرد. نیروهای مردد درون و برون مناسبات که همگی کم و بیش در انتظار از هم پاشیدگی محتوم سازمان آرمانی خود می باشند، بناگهان در جریان این نشستها خود را در مواجهه مستقیم با صحنه هایی می یابند که پیشتر از آن به مخیله شان هم خطور نکرده بود. صحنه های حیرت انگیزی که در آن مردان همانگونه که زنان بی اعتنا به اینکه بعدا چه خواهد شد و دیگران چه خواهند گفت به تخلیه درون خود آن هم در مقابل جمع هایی که گاه شامل صدها نفر نیز می شد، می پردازند. در این نشست ها برای اولین بار صندوقچه های بی کلیدی باز می شوند که تا پیش از این نه هیچ زنی برای مرد خود و نه هیچ مردی برای زن خود گشوده است." (4)

نیابتی و ابریشم چی هر دو به این معنی اذعان دارند که انقلاب ایدئولوژیک در واقع محمل بازکردن این درون پر تنش و خطرآفرین است. خطری که در خوش بینانه ترین فرض انشعاب درون تشکیلاتی و در مراحل حادتر بود و نبود سازمان را رقم می زند. نیابتی به نسبت ابریشم چی صراحت لحن بیشتری دارد و خلص ازدواج را که به عنوان مرحله اول انقلاب ایدئولوژیک مشخص کرده، اینگونه نغز می کند:

"باز کردن این صندوقچه ها مضمون اساسی مرحله اول انقلاب ایدئولوژیک بود. این همان چیزی بود که در ادبیات مجاهدین "انقلاب کردن" نام می گرفت." (5)

شمار زیادی از اعضای جداشده سازمان طی سالهای اخیر در بازخوانی انقلاب ایدئولوژیک و کارکرد آن در مناسبات درونی مجاهدین کمابیش بر چنین اهدافی از سوی رجوی تاکید داشته اند. هادی شمس حائری در این رابطه می نویسد:

"انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیك سال 64 كه سرپوشی برای شكست استراتژی سازمان و اقدامی برای منحرف كردن اذهان از جانب رجوی به سمتی دیگر بود، نتوانست به اهداف خود دست یابد و به طور كامل رجوی را از زیر تیغ بیرون آورد. لذا لازم بود كه بالاترین نفر سازمانی را به عنوان مسئول شكست و به بن بست رسیدن خط معرفی كنند. توطئه علیه زركش، ادامه توطئه انقلاب ایدئولوژیك سال 64 بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت كه انقلابات ایدئولوژیك بعدی هر كدام توطئه ای برای سرپوش گذاشتن بر به بن بست رسیدن در آن مرحله بوده است." (6)

به همین سیاق شمار زیادی دیگر از اعضای جداشده مقوله انقلاب ایدئولوژیک را در همین راستا ارزیابی و اعتقاد دارند انقلاب ایدئولوژیک مکانیزمی جز بیرونی کردن افکار و تناقضات درون سازمانی و در امتداد آن تنظیم رابطه نوین بر پایه تعبد و خودسپاری بی قید و شرط به فرامین رهبری رجوی نبوده است. چنانچه بعضا به آن اشاره شد در جای جای کتاب نیابتی و همچنین در تحلیل های ابریشم چی تلویحا چنین اهدافی مورد تاکید قرار گرفته است. این اقدام در شرایطی صورت می گیرد که رجوی تا دو سال قبل از اعلام انقلاب ایدئولوژیک و در امتداد آن حکم طلاق های ایدئولوژیک اساسا نسبت به مقوله ازدواج های درون تشکیلاتی و خانواده اساسا دیدگاه هایی کاملا در تناقض با مقطع انقلاب ایدئولوژیک و سرفصل های بعد از آن دارد و از ازدواج و خانواده و ضرورت این فاکتور در میان اعضای سازمان به مثابه تاسی از سنت های رهبران ایدئولوژیک اسلامی از جمله حضرت محمد امر کاملا مشروع و انقلابی و در راستای اهداف توحیدی ارزیابی می کند. او در جمع بندی یکساله از مبارزه اش در فاز مسلحانه در این خصوص این ضرورت و الگوبرداری از آن می گوید:

"در گزارش های تشكیلاتی، مواردی به چشم می خورد كه برادران یا خواهرانی كه همسرانشان به شهادت رسیده اند، بعضاً از شدت تأثرات عاطفی به مسئولین خود گفته اند كه از این پس ترجیح می دهند كه تا پایان عمر مجرد باقی بمانند… اما این به هیچ وجه نقطه نظر انقلابی و درستی نیست و پیامبر و ائمه اطهار و همه مصلحین و راهبران انقلابی جهان نیز آن را رد كرده اند. علی هذا سازمان در جمع بندی سالیانه به خواهران و برادران كه همسرانشان شهید شده اند – كما اینكه به سایر برادران یا خواهران مجردمان – ازدواج مختارانه را در صورت امكان توصیه می كند. ما بایستی بر اساس قرآن و سنت رهبران ایدئولوژیكی خود، زندگی زناشوئی را بخشی از زندگی مبارزاتی خود تلقی كنیم و نه زائده ای جدا از آن" (7)

منابع

1- سخنرانی برادر مجاهد مهدی ابریشمچی درباره انقلاب ایدئولوژیک در درون سازمان مجاهدین خلق ایران. تهیه و تنظیم از: اتحادیه ی انجمن های دانشجویان مسلمان خارج از کشور. (هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران ) تاریخ انتشار: آبان ماه 1364. انتشارات طالقانی.

2- همان.

3- نگاهی دیگر به انقلاب درونی مجاهدین خلق، اندکی از برون، اندکی از درون. نوشته بیژن نیابتی. انتشارات خاوران خارج کشور. ص 38

4- همان. ص 42.

5- همان. ص 44.

6- کتاب مرداب. نوشته هادی شمس حائری. انتشارات خارج کشور

7- جمع بندی یکساله مقاومت مسلحانه. ص 186.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.