نشست عملیات جاری و سوژه مرغ اوره ای
پرویز یکی از افرادی بود که سالها در تشکیلات مجاهدین خلق خود را فرد اوره ای جا انداخته بود که نمی تواند گوشت قرمز بخورد. و مسئولین قرارگاهش به آشپزخانه تاکید کرده بودند که می بایست در تمامی برنامه های غذایی برای او گوشت سفید (مرغ و ماهی) در نظر بگیرند. یک روز که پرویز […]
در زندان اشرف، هم زندانی را می کشند و هم دکتر زندان را – قسمت دوم
در قسمت قبل گفتم که در تاریکی شب فرید کاسه چی جیپ لندکروز را روشن کرد، من را وسط سوار کردند و نعمت اولیائی هم سمت دیگرم نشست. از پذیرش بالا خارج شدیم و به سمت پذیرش پائین که در منتهی الیه جنوب شرقی اشرف و در نزدیکی بود حرکت کردیم. فروغ با آن عینک […]
در زندان اشرف، هم زندانی را می کشند و هم دکتر زندان را – قسمت اول
سال 1376، اوائل مهرماه که مصادف بود با حضور من در پذیرش ، بیش از 6 ماه بود که من در پذیرش در انتظار رفتن به ارتش بودم، همه می آمدند و می رفتند اما از تعیین تکلیف ما خبری نبود، مخصوصا بچه های میلیشیا و پسر مسعود رجوی هم در بین آنها بود که […]
چند کلامی در باب پادکست با خبرباش
با سلام و خسته نباشید خدمت عوامل و دست اندرکاران پادکست با خبرباش که تا حدودی تنوعی به فضای سایت انجمن نجات داده است و مقداری از این همه نوشتار و بحث های جدی در مورد مجاهدین، فضا را تلطیف نموده است . بطور واقعی خود مجاهدین هم اینقدر جدی نبوده و نیستند که ما […]
همسر دوم مهدی ابریشمچی، مینا خیابانی هم آن شب لب پر خورد
زنان در فرقه مخرب رجوی، جزء کسانی بودند که بیشترین تحقیرها و توهین ها را باید تحمل می کردند و دم بر نمی آوردند، چرا که مسعود رجوی آنان را در قالب شورای رهبری زنان و بند ” د ” ، انقلاب درونی ، مجاب کرده بود که باید سنگ صبور زیرین آسیاب باشند. این […]
مجاهدین خلق به من گفتند تمام خانواده ات در بمباران کشته شدند
در این که سازمان مجاهدین خلق فرقه است و تمام شئونات آن در مختصات فرقه جای داشته و خصلت نفاق و دورویی آن برای هر جدا شده ای اظهر من الشمس می باشد و جای هیچ گونه صحبت و بحث نمی باشد. جدا شدگان خود در داخل این فرقه زندگی کرده اند و با تمام […]
آزادی به سبک سازمان مجاهدین خلق
کلمه آزادی با وجود اینکه برای هر انسانی خیلی مقدس است و همه مردم از هر طیفی به آن عشق می ورزند، ولی متاسفانه گروههای فرقه گرا از این موهبت که خدا به مخلوق خود عطا کرده بنا بر منافع فرقه گرایانه، سو استفاده می کنند و خودشان را صاحب این آزادی دانسته و در […]
خاطرات من و مجید
این روزها که سازمان مجاهدین خلق مدافع حقوق زنان و آزادی و دمکراسی شده و علیه حجاب اجباری حرف میزند، خالی از لطف نیست که خاطره ای برای شما تعریف کنم، خاطره ای از سال های نه چندان دور که در سازمان مجاهدین خلق و در تشکیلات آن، خواندن یک روزنامه عربی هم جرم بود، […]
من بارها شاهد فریبکاریهای مجاهدین خلق بودم
فرقه رجوی باز هم دست به فریبکاری زده تا شاید بتواند با این شیوه جلوی ریزش نیرو را بگیرد. فرقه رجوی در یکی از سایت های خود مدعی شد محمد رضا صدیق بریده بوده است و ادعای وی مبنی بر اینکه در سال 1381 توسط مجاهدین فریب داده شده دروغی بیش نیست .فرقه رجوی در […]
طلوع و غروب یک زندگی – قسمت سی و پنجم
در قسمت قبل گفته شد اولین ملاقات حضوری مژگان پارسایی با فرمانده استخبارات فیلق دوم در قرارگاه علوی بود. طبق معمول وی به همراه عباس داوری (رحمان) و مهدی برایی (احمد واقف) از مسئولین ارشد سازمان و مسعود خدابنده (رسول) از ستاد اطلاعات و تعدادی مترجم مثل بهزاد صفاری افسر روابط ارتش سوم و حسن […]
طلوع و غروب یک زندگی – قسمت سی و چهارم – بخش دوم
در قسمت قبل گفته شد یک روز عباس داوری (رحمان) و مهدی برائی (احمد واقف) به همراه مژگان پارسایی (مسئول اول وقت سازمان) به قرارگاه علوی آمدند تا با هماهنگی هایی که از قبل انجام گرفته شده بود یک ملاقات با افسر استخبارات فیلق دوم انجام دهند. این اولین ملاقات حضوری مژگان پارسایی با فرمانده […]
خاطره رفتن به اشرف بعد از تخلیه خفت بار آن
شهریور سال 92 به همراه خانواده ها به عراق سفری داشتم. وقتی وارد خاک عراق شدم خبردار شدم نیروهای سازمان اشرف را شبانه تخلیه کرده و به لیبرتی رفته اند. از این خبر بسیار خوشحال شدم و با تخلیه اشرف دیگر تجمع ما معنایی نمی داد. اما چون وارد خاک عراق شده بودم باید چند […]